روزنامه هفت صبح، مصطفی آرانی | درباره راس پرو، میلیاردر آمریکایی که در روز اول انقلاب، تظاهراتی صوری به راه انداخت تا کارشناسان شرکت خود را آزاد کند.روز چهارشنبه بود که خبر آمد، راس پرو میلیاردر آمریکایی که بیشتر ثروت خود را از صنایع کامپیوتری به دست آورده بود در سن ۸۹ سالگی درگذشته است. رسانهها گفتند که او روز سهشنبه، به وقت آمریکا، در خانه خود در شهر دالاس به دلیل ابتلا به سرطان خون درگذشته است.
راس پرو برای آمریکاییها علاوه بر ثروتمند بودن از حیث سیاسی اهمیت دارد چراکه به عنوان نامزد مستقل دو دوره در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شرکت کرد و توانست حمایت رأیدهندگانی را که از دو حزب دموکرات و جمهوری خواه ناراضی بودند جلب کند اما در نهایت در انتخابات ۱۹۹۲، ۱۹ درصد و در انتخابات ۱۹۹۶، ۸ درصد آرا به دست آورد.اما بخشی از زندگی جنجالی پرو به ایران مربوط است چراکه او، حامی اصلی حمله به زندان قصر در روز ۲۳ بهمن و آزادی زندانیان آن بوده است تا بتواند دو کارشناس آمریکایی کارمند شرکت خود و یک کارمند آمریکایی یک شرکت دیگر را آزاد کند.
ماجرا از اینجا شروع میشود که یک شرکت بزرگ آمریکایی در سال ۱۳۵۵ به نام الکترونیک دیتا سیستم(Electronic Data System: EDS) قراردادی را با وزارت بهداری ایران و سازمان تأمین اجتماعی برای تأسیس و بهرهبرداری یک سیستم ملی تهیه اطلاعات و آمار و ارقام بیمه درمانی و رفاه اجتماعی منعقد میکند. البته بعد از امضای قرارداد اولیه، خدمات کامپیوتری سازمان برنامه و بودجه و دفتر مخصوص فرح نیز به آن اضافه شد.
این شرکت متعلق به راس پرو بود. او یکی از بزرگترین فروشندگان کامپیوترهای IBM در ۱۹۶۲ بود. او سپس ای.دی.اس را تأسیس کرد که ارزش ۷۸درصد سهام این شرکت بالغ بر ۵/۱میلیارد دلار، به خود او تعلق داشت (البته در ۱۹۸۴ راس پرو شرکت خود را به جنرال موتورز فروخت).اما فعالیت این شرکت در ایران از مدار بازرگانی عادی خارج میشود و کارمندان آن دست به فعالیتهایی میزنند که در نهایت برای دو نفر از کارمندان این شرکت به نامهای ویلیام گیلورد و پل شیاپرون، پرونده جزایی تشکیل و بازداشت میشوند. این بازداشت در مهر سال ۱۳۵۷ و به جرم کلاهبرداری صورت میگیرد. راس پرو خود میگوید: «تلاش ما به علت مختل شدن سیستم بانکی ایران (احتمالا به خاطر روزهای پایانی منتهی به انقلاب اسلامی) به نتیجه نرسید. ما به این نتیجه رسیدیم که دولت آمریکا نمیتواند برای آزادی این دو نفر کاری انجام دهد. از اینرو با عدهای برای حمله به زندان قصر تماس گرفتیم.
اجرای این عملیات را به یک واحد کماندویی ۱۵ نفره واگذار کرده بود که ۱۳ نفرشان از کارمندان ایدیاس بودند و رهبری آن را یک سرهنگ ۶۰ ساله ملقب به «بول» (نره گاو و از قهرمانان معروف کلاهسبزها) که در جنگ ویتنام عدهای از سربازان آمریکایی را از یک اردوگاه نزدیک هانوی آزاد کرده بود، به عهده داشت. او سپس با همکاری برخی از ایرانیانی که سابقه همکاری با آمریکاییها را در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ داشتند، در همان روزهای پرآشوب انقلاب (۲۲ یا ۲۳ بهمن) تظاهراتی را در تهران به راه میاندازند و با شعار «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، به زندان قصر حمله و آن را اشغال و سپس همه زندانیان از جمله آن دو نفر آمریکایی را آزاد میسازند و این دو نفر بعد از آزادی از طریق کردستان به ترکیه فرار کردند. راس پرو برای این عملیات به ترکیه آمد و تا پایان عملیات در آنجا ماند.البته در این حمله، یک زندانی زن آمریکایی کارمند شرکت هلی کوپتر «بل» به نام ماری الن اشنایدر(Mary Ellen Schneider) که از سال ۱۳۵۶ زندانی شده بود هم آزاد شد. او ظاهرا به سفارت آمریکا منتقل شد چراکه در جریان حمله به سفارت آمریکا در ۲۴ بهمن در این سفارتخانه بود.
سفارت آمریکا البته مدعی بود که در جریان این حمله نبوده است و شاید به همین دلیل، پرونده آن ماجرا هم بعد از انقلاب پیگیری نشد اما واقعیت این است که راس پرو که ارتباطهای نزدیکی با مقامات امنیتی و خود از جناح محافظهکاران و اصولگرایان بسیار متعصب آمریکا بود، این عملیات را بدون هماهنگی قبلی با این مقامات انجام نداده بود. بنا بر گزارش روزنامهها، راس پرو قبل از انجام یورش، مطلب را به اطلاع کاخسفید، وزارت امور خارجه و کشور، پنتاگون و سیا، توسط دوستش دریاسالار بازنشسته توماس مورد که دوست شخصی استانز فیلد ترنر، رئیس سیا بود، رسانده بود.جالب است بدانید طبق یک روایت دیگر که از سوی آمریکاییها مطرح شده، آن قرارداد در واقع قراردادی امنیتی بوده. این شرکت قرارداد ۴۰ میلیون دلاری کامپیوتری با شاه و ساواک جهت جمعآوری، بایگانی و به جریان انداختن پروندههای دانشجویان ایرانی سرگرم تحصیل در خارج از کشور، به ویژه در آمریکا منعقد کرده بود و شاید به این علت بود که چنین یورش غیرقانونی جهت آزاد ساختن این دو فرد انجام پذیرفت.
ماجرای این فرار در کتابی به نام «بر بال عقابها» نوشته کن فالت و به سفارش راس پرو، مکتوب شد که این کتاب در ایران با نام فرار عقابها ترجمه حسین ابوترابیان در سال ۱۳۶۳ چاپ شدهاست. بر مبنای این کتاب سریالی نیز ساخته شده است. اما نکته جالبتوجهتر اینکه ظاهرا این پرونده باعث گیر افتادن پای دکتر سید شجاعالدین شیخالاسلام زاده وزیر وقت کابینه هویدا هم شد. شیخالاسلام زاده که متولد سال ۱۳۱۰ بود، از ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۴ در کابینه هویدا وزیر رفاه اجتماعی بود و در بهمن ۱۳۵۴ وزیر بهداری (حاصل از ادغام وزارتخانههای رفاه اجتماعی و بهداری) و در کابینه آموزگار وزیر بهداری و بهزیستی شد. در کنار این مناصب دولتی، او همچنین یکی از مؤسسین بیمارستان پارس بنیانگذارسازمان و انجمن توانبخشی، موسس رشته تخصصی ارتوپدی در ایران، تولیدکننده نخست تولید اندام مصنوعی یا پروتز و موسس اورژانس در تهران و کل کشور بود.
در شهریورماه ۱۳۵۷ جعفر شریفامامی نخستوزیر شد و دست به یک سلسله کارهایی زد از جمله دستور داد حکومت نظامی عدهای از مدیران و دولتمردان و بازرگانان را توقیف کند و در نتیجه عدهای از جمله شیخالاسلام زاده طبق ماده پنج حکومت نظامی بازداشت شدند و به زندان کمیته مشترک انتقال یافت و تا ۱۵ آبانماه ۱۳۵۷ در آن زندان به سر میبرد. ظاهرا یکی از اتهامات شیخالاسلام زاده، تخلف در انعقاد همین قرارداد بود چراکه سازمان بیمههای اجتماعی تحت نظر او بود.
شیخالاسلام زاده پس از انقلاب مجدداً بازداشت و سپس محاکمه شد و به حبس ابتدا محکوم و در زندان اوین زندانی شد. او به مسئولان زندان پیشنهاد راهاندازی بهداری و بیمارستان زندان اوین را داد. مدتی بعد حکم او به پنج سال زندان تبدیل شد و او در ۱۷ شهریور ۱۳۶۲ از زندان آزاد شد. وی پس از آزادی در ایران ماند و این باعث طلاق او از همسرش آذر آریان پور شد. او در بیمارستان پارس که خودش آن را تأسیس کردهبود و یکی از چند مدیر آن نیز بود، به کار طبابت ادامه داد. او در زمان وفات ریاست «مجمع بیمارستانهای خصوصی» را بر عهده داشت (در این نوشتار از مطالب خبرگزاری ایرنا و مصاحبه صادق طباطبایی با سایت خبرآنلاین استفاده شده است).



