روزنامه هفت صبح، کمال بردبار | کدام‌ گروه سیاسی‌ اصولگرایان‌،‌ گفتمان اجتماعی‌ حاکمیت را در مورد حجاب و زنان به اسم خود زده‌اند؟ می‌توانید حدس بزنید‌؟

می‌دانید کدام دسته از اصولگرایان بیشترین تاثیر را در کنش‌های اجتماعی نظام داشته‌اند؟ منظورم این است که در عرصه اجتماع، ‌در سطح شهر، ‌استنباط مردم از جمهوری اسلامی ‌با گرایشات کدام گروه از اصولگرایان منطبق است؟ اصولگرایان سنتی؟ ‌موتلفه؟‌ نه، ابدا. تمرکز آنها بر اقتصاد است. تاکید بر منافع بازار البته منافع مشروع. اعتدالیون نزدیک به لاریجانی؟ ‌هرگز. آنها سالیان سال است که درگیر سیاست‌ورزی هستند. به معنای کلاسیک کلمه. تصاحب و یا نزدیکی به قدرت. اصولگرایان رادیکال نزدیک به سپاه و نهادهای امنیتی و نظامی؟ ‌نه. این گروه‌ها سبد بزرگی از اهداف را در نظر گرفته‌اند که از رقابت‌های سیاسی و اقتصادی در داخل تا ورود به مواجهه‌های قدرت‌های منطقه‌ای در خاورمیانه را شامل می‌شود. در میانه چنین اهداف گران‌سنگی، ‌آنها به یک جامعه آرام و همگون و غیرمتشتت احتیاج دارند. در سال‌های اخیر در عرصه اجتماع و در مواجهه با طبقه متوسط شهری، نگاه این طیف نادیده‌گرفتن مسائلی است که تاکید بر آنها شکاف‌های اجتماعی را تشدید می‌کند. آثار فرهنگی و هنری که عموما از سوی بازوی فرهنگی این طیف یعنی موسسه اوج ساخته شده، عموما دعوتی است بر وحدت ملی حول شعارهای انقلاب اسلامی.

اصولگرایان عدالتخواه؟ نه. نگاه آنها به بی‌عدالتی اقتصادی آن‌قدر ریشه‌ای است که در گفتمانشان مشارکت یا مقابله با کنش‌های اجتماعی مردم جایی ندارد. پایداری؟ نه. پایداری سال‌هاست که می‌کوشد در حوزه‌های دیپلماسی، ‌سیاست داخلی،‌ شکاف‌های اقتصادی و اخلاقیات اجتماعی به یک مانیفست حزبی دست پیدا کند اما موفق نشده است. رویکرد آنها در مقوله‌هایی مثل سینما، حقوق زنان، ‌موسیقی و آزادی‌های فرهنگی به تدریج در حال نرم‌شدن و واقعی‌شدن است. در حال حاضر بزرگترین خصیصه آنها در سپهر سیاسی کشور،‌ دیدگاه‌های ضدآمریکایی و ضدغربی و تاکید بر گفتمان انقلابی است.

این‌ها را گفتم تا برسیم به این دیدگاه که در حوزه سختگیری‌های اجتماعی، قوی‌ترین گروه اصولگرایان انصار حزب‌الله است. تلقی طبقه متوسط از مفهوم جمهوری اسلامی ‌در زندگی روزانه حاکمیت دیدگاه‌های این گروه است. گروهی تندرو که اولویت اصلی خود را بر مسئله اخلاقیات منطبق بر شرعیات گذاشته‌اند و با چنین دیدگاهی خصومتی آشکار و بارز با طبقه متوسط شهری پیدا کرده‌اند. بنیادگرایی این گروه به شکلی است که سخت است اصولگرا باشی و با حرف‌های این گروه بتوانی علنا مخالفت کنی. آنها به دیوار سفتی تکیه داده‌اند و بی‌توجه به دیگر مشکلات اجتماعی و مسائل جامعه‌شناسانه و شکاف‌های اقتصادی و الزامات حکمرانی، بر دیدگا‌ه‌های خود تاکید می‌کنند. به‌خاطر دلمشغولی‌های دیگر گروه‌های اصولگرا، تئوری‌های آنها سال‌هاست که در جامعه به شکلی ناعادلانه سنگ محک جمهوری اسلامی شده است. واضح است که این گروه سیاسی ارتباط نزدیکی با بخش‌هایی از روحانیت سنتی دارند، به‌خصوص در میان سخنرانان نمازهای جمعه. سال‌هاست که این دیدگاه در نیروی انتظامی ‌و به‌خصوص در بخش اماکن نفوذ دارد.

این نفوذ را نه به‌خاطر دیدگاه‌ها که به‌خاطر نوع عملیاتی‌شدن این نگاه قابل لمس می‌دانیم. از نگاه انصار همیشه و در تمام سی‌سال گذشته وضعیت اخلاقی شهرهای بزرگ درحال فروپاشی بوده است، خطر اندلسی‌شدن(از کلیدواژه‌های کاربردی این دیدگاه سیاسی) ایران را تهدید می‌کند و تنها راهش سختگیری‌های انتظامی ‌شدید بوده است. نگاه و گزارش‌های خاص این گروه معمولا به شکل مستقیم به دست علما و خطبا از یکسو و فرماندهان انتظامی ‌از سوی دیگر می‌رسد و معمولا منجر به تصمیمات نهادهای انتظامی‌ می‌شود. کاری به درست و غلط‌بودن نگاه این گروه به حوزه اجتماع و زنان نداریم. فقط خواستیم بگوییم در نگاه بخش بزرگی از طبقه متوسط که حوصله تمایزگذاری میان سیاستگذاری‌ها و کنش‌های طیف‌های مختلف اصولگرایان را ندارند رویکرد جمهوری اسلامی ‌با دیدگاه‌های انصار حزب‌الله ایران منطبق شده است.

همین دیروز در صفحه منتسب به سردار سلیمانی این متن از سخنان ایشان بازنشر شده است: ‌من اصلاً قبول ندارم در بین بچه‌حزب‌اللهی‌ها بگیم این آدم با اون شکل و قیافست! همان دختر کم‌حجاب، دختر منه، دختر ما و شماست؛ نه دختر خاص من و شما، اما جامعه ماست.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - سیاسیاینجا کلیک کنید.