روزنامه هفت صبح، علی غفوری| امروزه تحت تاثیر تبلیغات کمپانیهای اسلحه سازی و یا بزرگنمایی دولتها، مخاطبان گمان میکنند سرنوشت جنگها به دست هواپیماهای مدرن، تانکها و یا موشکها و پهپادها است اما همچون گذشتههای دور، همچنان سرنوشت نبردها را پیاده نظام رقم میزند. پیاده نظام یا همان سربازان نیز برای تاثیر گذاری در جنگ به دو چیز احتیاج دارند. یکم آموزش مناسب و دوم سلاح خوب. شاید در بین سلاحهای پیاده نظام هیچ سلاحی به پر کاری و تیراژ کلاشنیکف که در ایران بیشتر با عنوان «کلاشینکف» شناخته میشود وجود نداشته باشد.
سلاحی سبک،ساده،با نرخ آتشی بالا،خرابی کم و ارزان.تنها سربازانی که طعم منطقه جنگی را کشیده باشند میدانند چقدر مهم است که سلاح شما در هر زمان که بخواهید شلیک کند و با شرایط سخت و پر آسیب جنگ کنار بیاید.اگر از دستتان افتاد،خیس شد و یا ضربه خورد بازهم یار شما تا آخر نبرد باقی بماند.
کلاشینکف چنین سلاحی است.این سلاح نه به پيچیدگی ام 4 آمریکایی و نه به برد یک ای اس 50 تک تیرانداز است اما یک تیرانداز خوب می تواند با همین سلاح ساده هدفی را از 800متری بزند کما اینکه در جنگ عراق صدها آمریکایی که مجهز به بهترین سلاحهای پیاده نظام بودند از فاصلههای دور اسیر گلولههای شکارچیان با سابقه عراقی که تجربه جنگ با ایران را داشتند و یا فداییان حزب بعث با سابقه درگیریهای طولانی محلی و غیر محلی شدند.
سازنده نادم
میخاییل کلاشنیکف سازنده AK47 یا همان کلاشینکف نوامبر ۱۹۱۹ به عنوان هفدهمین فرزند یک خانواده دهقان در جنوب سیبری بهدنیا آمد.وی در 21 سالگی طعم جنگ را چشید و در جنگ دوم جهانی 5 سال در سختترین جبههها رو در روی سربازان حرفهای و سرسخت و البته مجهز آلمانی قرار گرفت در حالیکه میدید بهدلیل ضعف تسلیحات چطور همقطارانش چند برابر حریف آلمانی در جبههها کشته میشوند.
وی پس از زخمی شدن در یکی از نبردها و نقاهت طولانی در بیمارستان، طرح سلاحی برتر را در سالهای آخر جنگ تهیه کرد و با اتمام جنگ هنگامی که ارتش روسیه بیشتر بر روی تانک و هواپیما متمرکز شد توانست با زحمت زیاد ژنرالهای روس را قانع کند که حداقل عملکرد سلاح او را در میدان ببینند.بالاخره در 1947 اولین نسخه ساخته شده کلاشنیکف قدرت خیره کننده خود را به رخ بازدید کنندگان کشید.
سلاحی دقیق (با معیارهای آن زمان)سریع، تهاجمی و سبک. این سلاح با کالیبر 7.62 و وزن 3.8کیلوگرم و طول 88 سانت با فشار غیرمستقیم گاز باروت مسلح شده و دارای برگه ناظم آتش سه وضعیتی است که سلاح را به ترتیب به سه حالت ضامن، رگبار و تک تیر درمیآورد.
یک تیرانداز متوسط قادر است با این سلاح دشمنی را از فاصله 400متری نابود کند و یک تیرانداز خوب حتی از 800متری نیز تنه یک سرباز را هدف میگیرد.سادگی بهکارگیری این سلاح در برابر کشندگی آن سبب شد تا ظرف 4 سال تبدیل به سلاح اصلی ارتش شوروی شود و سپس دهها کشور جهان از چین و کره در شرق تا رومانی، لهستان، بلغارستان و ترکیه در غرب همه خواستار استفاده از آن شوند. میخاییل تیموفیویچ کلاشنیکف که گمان نمیکرد سلاحش این میزان طرفدار در جهان داشته باشد به سمت بهبود مستمر آن رفت اگرچه پایه سلاح هرگز تغییر اساسی نکرد.
درحالیکه سلاحهای معروف دنیا همگی گران و یا ارزان و غیر کارآمد برای نبردهای جدید بودند کلاشینکف جای خود را در بین نیروهای مسلح دنیا همچنان باز میکرد.جنبشهای رهایی بخش از فلسطین، ویتنام، یمن در آسیا گرفته تا کوبا،کلمبیا ونیکاراگوئه در آمریکای لاتین همه شیفته «کلاش» شدند. البته این آخر کار «کلاش»نبود. گانگسترها، قاچاقچیان، دزدان حرفهای، راهزنان دریایی سومالی، طالبان و القائده همگی طرفدار این سلاح جذاب شدند. سرهنگ کلاشنیکف آنقدر زنده ماند تا همه این چیزها را به چشم ببیند.
گفته میشود در 93 سالگی او از ساخت این سلاح که با آن میلیونها نفرکشته شدند پشیمان شد و حتی به کریل اول، اسقف اعظم ارتدوکس کلیسای مسکو نامه نوشت و اعلام کرد که به دلیل این که با این سلاح اختراع شده توسط او جان انسانها گرفته میشود، به «درد طاقت فرسای روانی» گرفتار شده است.
اسقف اعظم کلیسای مسکو نیز برایش آمرزش گناه خواستار شده و حتی گفته که «در صورتی که یک سلاح در خدمت حفاظت از پدروطن مورد استفاده قرار گیرد، کلیسا هم از سازندگان آن و هم از مبارزان حمایت مینماید.» مخاییل کلاشنیکف به تاریخ ۲۳ دسامبر ۲۰۱۳ درگذشت و با مراسم ویژه در مسکو به خاک سپرده شد.
سلاحی با 200میلیون کاربر
در سال ۱۹۷۴ ای کی ۷۴ با کالیبر45/5 در ارتش شوروی جایگزین مدل قدیمی شد.گفته میشود انواع کلاشینکف قابل استفاده در ارتشهای جهان و نیروهای شبه نظامی در حال حاضر به 200میلیون دستگاه بالغ میشود.البته آمارها چندان قابل اتکا نیستند چرا که این سلاح سازندههای متعددی دارد.این سلاح هنوز هم بازار دارد.یکی از مدیران هلدینگ کلاشنیکف میگوید: هنوز مدلهای جدیدAK-15, AK-201, AK-204 بازارهای خوبی در برزیل، آفریقای جنوبی، نیجریه، اندونزی، فيلیپین و تایلند دارد.
این سلاح همچنین براساس نیاز کشورها و کاربران قابل تغییر است و با یک دوربین خوب حتی میتواند تبدیل به سلاح تک تیرانداز شود. تایپ 56 آن مخصوص ارتش چین،تایپ 58مخصوص ارتش کره شمالی، ام 70 مخصوص یوگسلاوی (صربستان کنونی و کرواسی)تبوک با لوله بلندتر مخصوص تک تیراندازهای عراق و ام 63 مخصوص ارتش رومانی از جمله شاخههای منشعب شده از ای کی 47 است.
ارزان و مفید،مگر ممکن است؟
یک کلاش قیمتی در حدود 400تا 600 دلار دارد و این در حالیست که سلاحهای خوب اروپایی و آمریکایی قیمتی در حدود 5تا 12 هزار دلار دارند.پرسش اینجاست که واقعا چنین شکاف قیمتی سبب کاهش کارایی نمیشود؟ پاسخ اینجاست که اگر یک سلاح انفرادی با قیمتی در حدود 6هزار دلار توسط یک نیروی حرفهای استفاده شود حتما کارکرد بیشتری دارد اما سلاحهای گران هم هزینه نگهداری زیاد دارند.یک کلاش قادر است در دست یک نیروی حرفهای تا یک کیلومتری خطرناک باشد.
ستون مندرج آن که در بالای بدنه قرار گرفته از ۱تا۸ و ۱تا۱۰ شمارهگذاری شده که هر عدد ضریب ۱۰۰ متر است. برد مؤثر آن ۳۰۰ تا ۴۰۰ متر و برد مفید آن ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ متر و حداکثر برد آن ۲۰۰۰متر است. برد مؤثر مسافتی است که مرمی بر علیه اهداف مؤثر بوده و آسیب جدی میرساند و برد مفید مسافتی است که به وسیله سلاح قابل نشانهگیری است. برد نهایی یا حداکثر برد مسافتی است که مرمی میتواند طی کند.
این سلاح نرخ آتشی (بر روی کاغذ)معادل 600گلوله در دقیقه دارد و با خشابهای 30فشنگی که تا 70 فشنگ قابل افزایش است میتواند کابوسی برای هر مهاجمی شود.اینجاست که تحرک و سرعت آتش آن میتواند ضعف دقت و قدرت نفوذ را جبران کند.به عبارت دیگر موفقیت پیاده نظام آمریکایی در جنگها بیشتر به دلیل آموزشهای این سربازان است تا نوع سلاحشان.
مثلا یک سرباز لشکر 101 هوابرد آمریکا با 10 سال سابقه رزمی و آموزشی اصلا قابل مقایسه با نیروهای غیر آموزش دیده طالبان و یا سربازان بیانگیزه عراقی نیست اما همین سلاح ارزان در دست سربازان حرفهای و یا با انگيزه عراقی بارها منجر به تله افتادن یک دسته آمریکایی در بیابانها و یا شهرها شده و بدون یک تلفات از سمت جنگجویان عراقی چندین آمریکایی کشته شدهاند.بهنظر میرسد کلاشنیکف یا کلاشینکف یا ای کی 47 سلاحی برای تمامی فصول است .سلاحی که شاید تکرار نشود.

