روزنامه هفت صبح، رامتین لطیفی | خانم اودت، ۴۹ساله، سالانه بیش از ۷۲هزار دلار درآمد دارد. او یک مددکار اجتماعی در وزارت خدمات اجتماعی و بهداشتی ایالت واشنگتن است و موقعیت شغلی مناسبی دارد اما ترکیبی از بدشانسی، بدهیهای معوقه و امتیاز نه چندان مناسب کارتهای اعتباری سبب شد تا او آپارتماناش را از دست بدهد.
او اثاثیه خود را به یک انبار استیجاری منتقل کرد و به دلیل عدم توانایی برای اجاره یک خانه جدید که با شرایط مالی او تناسب داشته باشد، تصمیم گرفت تا علاوه بر کاربری ترابری و حمل و نقل، از خودروی خود به عنوان خانه و محل اقامت نیز استفاده کند. به این صورت، خودروی سدان او که بزرگترین سرمایهگذاریاش به حساب میآمد، به خانه جدیدش نیز بدل شد. سقف به میز ناهارخوری، صندوق عقب به گنجه و صندلی عقب به اتاق خواب امن او تغییر کاربری داد.
این اتفاق پدیدهای است که روزبهروز به شمار آن افزوده میشود و گریبان طبقه متوسط شهرنشین آمریکا را گرفته است. در سراسر این کشور، املاک و مستغلات برای افرادی مانند خانم اودت در قالب پارکینگ در نظر گرفته میشود. درآمد این افراد برای پرداخت اجاره بسیار کم است، اما از سوی دیگر برای دریافت کمکهای دولتی هم بسیار زیاد است و به نوعی به جماعت از اینجا مانده و از آنجا راندهای تبدیل شدهاند که مجبورند خودروهای خود را به نوعی مسکن ارزانقیمت تبدیل کنند.
البته باید بگوییم ایده ایجاد یک پارکینگ برای پارککنندگان بیخانمان نزدیک به دو دهه قدمت دارد. اولین پارکینگی که به این منظور ساخته شد سانتا باربارا نام داشت و در سال ۲۰۴۴ شروع به کار کرد. اما این ایده در آن زمان محدود به نظر میآیند و کسی گمان نمیکرد به یک طرح ملی بدل شود.
گراهام جی پروس، یک جامعهشناس کمّی ساکن واشنگتن که این روند را مطالعه میکند، درباره این پدیده گفت: «در حال حاضر دهها هزار نفر در وسایل نقلیه خود زندگی میکنند و این اتفاق از سال ۲۰۱۱ قوت گرفته است باید اعتراف کنیم که این عدد بسیار بزرگی است.» در بسیاری از شهرها، «بیخانمانهای متحرک» اکنون اکثریت جمعیت بیخانمان را تشکیل میدهند.
تنها در واشنگتن، افرادی که در وسایل نقلیه زندگی میکنند، حدود ۵۳درصد از جمعیت بیخانمانهای پایتخت را تشکیل میدهند که خانم اودت یکی از آنهاست. حدود ۴۵درصد از بیخانمانهای ساکن در سن متئو، شهرستانی واقع در صخرههای ناهموار شمالی کالیفرنیا نیز در همین وضعیت قرار دارند. در لسآنجلس اوضاع وخیمتر است و شرایط سخت زندگی در گرانقیمتترین شهر آمریکا سبب شده است تا این رقم به ۶۰ درصد نزدیک شود.
نکته بغرنج داستان این است که بسیاری از آنها صاحب شغل و درآمد هستند اما درآمدهایشان در حدی نیست که بتوانند آپارتمانی در داخل شهر و نزدیک به محل کارشان اجاره کنند. در دنور، ۱۳۵نفر از ۲۱۷نفری که در اوایل سالجاری در یکی از پارکینگهای ایمن کلرادو و درون خودروهای شخصیشان خوابیدند، به طور متوسط ۱۵۸۱دلار در ماه درآمد داشتند که اگرچه درآمد بالایی نیست اما به هیچوجه درآمد پایین و ناچیزی هم نیست.
نکته مهمی که باید به آن توجه داشت، این است که میانگین یک آپارتمان معمولی یک خوابه که مساحت آن حدود ۴۰تا ۴۵ متر باشد و حمام و دستشویی آن نیز با سایر همسایهها اشتراکی باشد و در راهرو جانمایی شود، ۱۶۵۵ دلار در ماه آب میخورد. به همین دلیل جاش، ۳۷ ساله، پس از دست دادن شغل خود در ژانویه به عنوان یک مدیر خرید برای یک شرکت باغبانی در دنور، به تویوتا راو ۴ خود نقل مکان کرد و اکنون شبها را در یکی از همین پارکینگهای امن صبح میکند.
جالب است بدانید تقاضا برای حضور در این پارکینگها به حدی افرایش یافته که ترل کورتیس، مدیر اجرایی پارکینگی که جاش در آن اقامت دارد، میگوید: «ما فقط میتوانیم به ۱۰ تا ۲۰درصد از افرادی که با ما تماس میگیرند خدماترسانی کنیم و از پس تمام درخواستها بر نمیآییم و اگر بخواهیم در دنور این مشکل را حل کنیم باید ۶ تا ۷ پارکینگ دیگر در همین ابعاد تاسیس کنیم.» خانم اودت برای اینکه بتواند جلوتر از سونامی هزینههای زندگی و صورتحسابها بدود، دو شغل برای خودش دست و پا کرده و بالطبع شغل دوم به صورت پارهوقت است.
البته خانم اودت تنها نیست و دخترش نیز همراه او در ماشين زندگی میکند. اگر بخواهیم یک دور کار و زندگی پس از کار خانم اودت را مرور کنیم باید بگوییم که او پس از پایان ساعت کاری در وزارت خدمات اجتماعی و بهداشتی ایالت واشنگتن، با اتوبوس شماره ۵۵۴ به کرکلند، جایی که دختر دانشجویش در پارکینگ امن منتظر اوست، بازمیگردد. آنها به طور معمول سه ساعت از زمانشان را صرف انتخاب، سفارش، تحویل گرفتن و خوردن غذا میکنند و پس از آن برای خواب در ماشین آماده میشوند.
اگر بخواهیم این شبانهروز ساده را در چرتکه حساب و کتاب مرور کنیم باید بگوییم که این مادر و دختر با احتساب دو شغل مادر و یک شغل پاره وقت دختر، روی هم رفته در آن روز حدود ۸۶ دلار درآمد کسب کردند و ۲۰دلار برای بنزین و ۲۱ دلار نیز برای غذا خرج کردند. هزینه اقامت در پارکینگ نیز ۱۱ دلار برایشان آب خورده و به این صورت ۵۲ دلار از درآمدشان را هرینه کردند و تنها ۳۴ دلار برایشان باقی مانده است.
خانم اودت و دخترش، صبح روز بعد و برای حمام کردن به یک پارک دولتی میروند و ۴ دلار هم اینجا خرج میکنند. سپس دوباره در محل کارشان حاضر میشوند و روز از نو و روزی از نو. با این حساب و در بهترین حالت، آنها روزانه ۳۰دلار و ماهانه ۹۰۰ دلار را میتوانند پسانداز کنند. این رقم در طول یکسال ۱۰۸۰۰ دلار میشود و با این حساب اگر این مادر و دختر دو سال را اینگونه سر کنند، میتوانند یکسال خانه اجاره کنند و پس از یکسال دوباره باید برای دو سال دیگر به پارکینگ بازگردند.



