
هفت صبح| برگی از تاریخ امروزمان را به ثریا اسفندیاری همسر دوم محمدرضا پهلوی اختصاص دادیم؛ او که مصائب زندگی پرفراز و نشیبش در میان پهلویها دستمایه نوشتن خاطرات او در کتاب «کاخ تنهایی» شد و حقایق زیادی از ماهیت درباری پهلوی را افشا کرد؛ سری خاطرات همسر شاه مخلوع را پیشتر در قاب تاریخ همین صفحه نوشته بودم...

از او چه میدانیم؟
ثریا اسفندیاری بختیاری، دومین همسر محمدرضا پهلوی، اول تیر 1311 در بیمارستان میسیونرهای انگلیسی در اصفهان متولد شد. پدرش خلیل فرزند اسفندیار سردار اسعد بختیاری و مادرش زنی آلمانی به نام اوا کارل بود. ثریا در خاطرات خود نوشته بود بزرگترین آرزویش پیش از اینکه ملکه ایران شود، هنرپیشگی سینما بوده و پیش از اینکه برای اولین دیدار با شاه به کاخ سلطنتی برود، با پدرش شرط کرده بود که اگر شاه او را نپسندید یا او از شاه خوشش نیامد، او را به هالیوود بفرستد.

ورود به دربار فتنه و آشوب
ثریا در کتاب کاخ تنهاییاش از نحوه آشنایی با محمدرضا توسط عمهاش فروغ ظفر و شمس خواهر شاه و بعد از روزهای بیماری سخت قبل از ازدواج با محمدرضا و ورود به دربار شوم پهلویها میگوید و از دسیسهچینیهای تاجالملوک مادر محمدرضا و اشرف علیه خود مینویسد و آن دربار «خالهزنکی شاه» به قول خودش و به روزهای سخت کودتای 28مرداد و فرار همراه با محمدرضا به ویلای کلاردشت و آن ماجرای پرواز با هواپیمای «پیچ کرافت» به عراق و از آنجا به ایتالیا و... میگوید. القصه... نشان دادن عکسهای ثریا توسط عمهاش فروغ ظفر به شمس پهلوی سرنوشت ثریا را دگرگون میکند. ثریا به تهران دعوت میشود و در 23 بهمن 1329 به عقد محمدرضا پهلوی درمیآید و ملکه ایران میشود.

دسیسهچینیهای اشرف
قبلتر از دربار فتنه و آشوب نوشتیم؛ سال 1333 علیرضا برادر تنی محمدرضا براثر یک سانحه هوایی مشکوک کشته میشود. با مرگ او و تحریکات تاجالملوک و دسیسهچینیهای اشرف، مسئله ولایتعهدی جدی شد، چراکه ثریا تا آن زمان نتوانسته بود فرزندی به دنیا آورد. از آن پس درمان ثریا توسط پزشکان متخصص خارجی آغاز و در سفرهای متعدد به اروپا و آمریکا پیگیری شد اما ثمری نبخشید. ثریا در این باره مینویسد: «برخلاف دوران سلطنت رضاشاه که زنان نقشی در دربار نداشتند؛ دربار پسرش یک دربار زنانه بود.

درست است که زنها رسما نقشی بهعهده نداشتند؛ ولی در عمل با هزاران حیله و دسیسه به مقاصد خود جامهعمل میپوشاندند و من ناچار بودم در میان این کانون دسیسه و توطئه که ملکه مادر در راس آن قرار داشت؛ خود را از بلایا مصون نگاه دارم. البته این توهم نباید ایجاد شود که زنان درباری واقعا چیزی از عالم سیاست میدانستند. نه، سطح معلومات و اطلاعات آنها بسیار محدود بود و تنها چیزی که در آن مهارت داشتند توطئه و سخنچینی بود. ملکه مادر هر روز عدهای از زنها را به دور خود جمع میکرد و ساعتها با آنها با صرف چای و غیبت از این و آن میپرداخت و شاید من که هیچ وقت در این مجالس حاضر نمیشدم، یکی از موضوعات صحبت آنها بودم.»
جدایی تلخ
بعد از ناکامی ثریا در درمان، چندی بعد شاه، گرفتن زن دیگری را تنها جهت بچهدار شدن مطرح کرد، ولی ثریا تصمیم خود را درخصوص جدایی اعلام کرد. ثریا بهمن 1336 به سوئیس رفت و 23 اسفند همان سال خبر طلاق آن دو بعد از 7 سال زندگی مشترک منتشر شد. گفته میشد محمدرضا پهلوی ارثیهای 40میلیون دلاری به اضافه ماهانه 300 هزار فرانک برای ثریا باقی گذاشت.
هرچند دلیل این طلاق نازایی ثریا و نگرانی رجال حکومتی از آینده سلطنت اعلام شد اما برخی شایعات از نارضایتی نزدیکان شاه از جمله اشرف پهلوی از ازدواج او با ثریا و نقش پررنگ آنان در وقوع این ماجرا حکایت داشت. با این حال اشرف پهلوی با تمام خباثتهایش با رد این شایعات بارها در مصاحبههای گوناگون اعلام کرد که «باتوجه به عشق شاه به ثریا، اگر او میتوانست فرزندی به دنیا بیاورد، جدایی این دو غیرممکن بود.»
بیچاره ثریا!
اسدالله علم که بارها خاطرات او را هم اینجا نوشتهام؛ در یکی از یادداشتهایش به موضوع جالبی اشاره میکند؛ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۵۲؛ او میگوید: «صبح به همراه محمدرضا به بندرعباس رفتیم. هوا گرم بود. تأسیسات مفصل دریایی مورد توجه واقع شد. ناهار را در بندرعباس صرف کردیم. قرار بود بیمارستان شیر و خورشید را نیز به همراه محمدرضا پهلوی ببینیم اما او سر ناهار گفت: «نمیروم، علت را بعدا به تو خواهم گفت.» به اتاق استراحت او رفتم. علت را جویا شدم، محمدرضا گفت: «آخر اسمش ثریاست.» (ملکه سابق). بیچاره ثریا! «آن وقت فرح خیال خواهد کرد من مخصوصا این کار را کردم.»
درگذشت ملکه
ثریا سرانجام سوم آبان1380 در 69سالگی در آپارتمان خود در پاریس بر اثر سکته مغزی جان سپرد و در گورستان مونیخ در مقبره خانوادگی خاندان اسفندیاری به خاک سپرده شد.








