روزنامه هفت صبح، رامتین لطیفی| تجربه سخت و دردناک جنگ جهانی دوم، حاکمان و دولتمردان کشورهای مختلف را به این فکر انداخت که بهترین و دمدستیترین راه برای حفظ صلح و ثبات در دوران پس از جنگ، ارتقای توان نظامی و به موجب آن قدرت بازدارندگی آنهاست. از این رو جهانی که در آن دوران به ۲ بلوک غرب و شرق تقسیم شده بود، تصمیم داشت با تمام قوا وارد مرحله نظامیگری شود.
میتوان گفت تمام کشورها از جمله کشورهای اروپایی که نیمی از آنها متحدان اتحاد جماهیر شوروی و نیمی دیگر متحدان آمریکا به شمار میرفتند، بازیگران این رقابت تسلیحاتی بودند. البته باید اعتراف کرد که جنگ اصلی میان ۲ قطب آن روزگار یعنی شوروی و آمریکا برپا بود؛ جنگی طولانی و فرسایشی که از سال ۱۹۴۷ آغاز شد و تا سال ۱۹۹۱ به طول انجامید و به جنگ سرد موسوم شد. ناقوس پایان جنگ سرد با پیروزی آمریکا و فروپاشی شوروی و تبدیل شدن این کشور پهناور به چندین کشور ورشکسته کوچکتر به صدا در آمد.
پس از فروپاشی شوروی و برپایی نسبی صلح، جهان نفس راحتی کشید و توانست قدرت بازدارندگی از وقوع دوباره جنگ را از تمرکز بر روی نظامیگری بردارد و وارد فصل جدیدی از روابط به نام فصل دیپلماسی شود. گفتنی است کشورهای اروپایی اولین سهامداران این فصل تازه جهان بودند و توانستند با کاهش بودجه دفاعی و کوچکتر کردن ارتش و زرادخانههای خود، سود قابل توجهی از این سهام به دست آورند.
با ظهور القاعده و ورود جهان به دوران تروریسم، فصل صلح و دوری از نظامیگری به سر آمد و بودجههای دفاعی به منظور تولید ادوات جنگی و اعزام آن به جبهههای نبرد علیه سرزمینهایی که میزبان تروریستها بود افزایش چشمگیری یافت. دفع خطر القاعده از سر جهان بیش از آن چیزی که تصور میشد به طول انجامید و یک جنگ تمام عیاری بود که از کوچکترین سلاحها تا توپ و تانک و هواپیمای جنگده در آن به کار گرفته شد. جنگ در افغانستان شروع دومینووار سلسله جنگهایی بود که آمریکا و ناتو در ۲ دهه گذشته درگیر آنند.
قشونکشی به عراق، حمله نظامی به لیبی و در نهایت جنگ علیه داعش سبب شد انبارهای تسلیحاتی آمریکا و دیگر اعضای ناتو به طور مرتب پر و خالی شود. با دفع نسبی خطر داعش گمان میرفت که نظامیان عضو ناتو دمی بیاسایند و به این زودیها به سراغ انبارهای سلاح و مهماتشان نروند اما زهی خیال باطل. اگرچه نیروهای نظامی آمریکا و دیگر اعضای ناتو به طور مستقیم در جنگ اوکراین حضور ندارند اما حمایت تسلیحاتی غرب از اوکراین مشابه دسته انبوهی از موشها که به جان انبار گندمی افتاده باشند، ذخایر سلاح و مهمات جنگی کشورهای عضو ناتو، به ویژه آمریکا را جویده است. گزارشها نشان میدهد که میزان و سرعت مصرف ادوات و سلاحهای نظامی در این جنگ، بیش از هر جنگ دیگری است.
بر اساس آمار رسمی، ارتش آمریکا در روزهای اوج جنگ افغانستان به طور متوسط ۳۰۰ گلوله توپ در هر روز به سمت شبه نظامیان القاعده و طالبان شلیک میکرد بدون آنکه توپخانهاش از سوی دشمن آسیبی جدی ببیند. اما گزارشهای جنگ اوکراین نشان میدهد که این کشور روزانه هزاران گلوله توپ به سمت نظامیان روس شلیک میکند و با این حال توپخانهاش زیر آتش موشکهای روسیه و پهپادهای ایرانی است. گزارشهای کارشناسان نظامی شورای روابط خارجی اتحادیه اروپا حاکی از آن است که تسلیحات به کار رفته در هر روز جنگ اوکراین معادل ۳۳ روز جنگ افغانستان است.
برای مثال در روزهای آغاز فصل تابستان و در درگیریهای شهر دونباس، اوکراینیها روزانه بیش از ۷ هزار گلوله توپ به سمت نظامیان روسیه شلیک میکردند و در طرف مقابل هم ارتش روسیه بیش از ۴۰هزار گلوله توپ به سمت اوکراینیها شلیک میکرد. این در حالی است که ظرفیت تولید انواع گلوله توپ در آمریکا و در زمان صلح تنها ۱۵ هزار گلوله در ماه است. به همین دلیل فارغ از بحث تامین هزینههای پشتیبانی از اوکراین، نگرانی تازه دولتمردان آمریکایی، جایگزینی تسلیحات و ادواتی است که با سخاوت و گشادهدستی فراوان به اوکراین فرستاده شده است. کارشناسان میگویند سالها طول میکشد که این انبارها به وضعیتشان در دوران پیش از جنگ اوکراین بازگردند.
شبکه خبری سیانان طی یک گزارش اختصاصی که بر اساس اطلاعات دریافتی از ۳ مقام پنتاگون منتشر کرده است میگوید موجودی انبارهای تسلیحاتی و مهمات پیشرفته آمریکا رو به اتمام است. همزمان با حضور ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین در آمریکا و اعلام حمایت دوباره بایدن از او، مقرر شد تسلیحات جدید آمریکایی در اختیار این کشور قرار بگیرد. در فهرست بسته جدید حمایتی آمریکا ۴۵ هزار گلوله توپ ۱۵۲میلیمتری، ۲۰هزار گلوله توپ ۱۲۲میلیمتری و ۱۰۰ هزار گلوله تانک ۱۲۵ میلیمتری به چشم میخورد.
به علاوه قرار است مقدار نامشخصی موشک سامانه هیمارس، موشک ضد هوایی استینگر و موشکهای ضد تانک جاولین نیز به اوکراین فرستاده شود. منابع پنتاگون در تماس با سیانان تایید کردند که با ارسال اقلام موجود در آخرین بسته ارسالی آمریکا به اوکراین، انبارهای مازاد ارتش آمریکا از این اقلام خالی میشود و پنتاگون را با بحران جدی و جدیدی مواجه میکند. البته باید بر این نکته مهم تاکید کنیم که این بحران هیچ تاثیری بر روی آمادگی نظامی آمریکا نمیگذارد چرا که این انبارهای خالی شامل انبارهای استراتژیک ارتش آمریکا نمیشود و تنها انبارها و ذخایر مازاد این کشور را در بر میمیگیرد.
با این حال دولت برای جایگزین کردن اقلام اهدایی به اوکراین و نیز تداوم حمایتش از این کشور باید دست بجنباند و با سازندگان سلاح و ادوات نظامی خود وارد مذاکره شود تا با بالاترین سرعت، تولید خود را از سر بگیرند. گفته میشود شخص لوید آستین، وزیر دفاع آمریکا و ژنرال مارک میلی، رئیس ستاد مشترک ارتش این کشور به طور مستقیم بر سطح ذخایر سلاح و ادوات نظامی و نیز عقد قراردادهای تولیدات جایگزین نظارت دارند. البته مسئله مهمی که در اینجا مطرح است مسئله زمان است.
روز گذشته بودجه درخواستی دولت بایدن درحالی به تصویب کنگره رسید که در آن ۳۷.۷ میلیارد دلار برای رفع کمبود تسلیحات و ادوات ارسالی به اوکراین در نظر گرفته شده است. تنها مشکل بر سر راه دولت بایدن زمان است. برای مثال ظرفیت تولید گلولههای توپ ۱۵۵ میلیمتری که در سامانه هیمارس به کار میروند، در زمان صلح سالانه ۳۰ هزار گلوله و در زمان جنگ ۱۸۰ هزار گلوله است. این در حالی است که تنها ظرف ۹ ماه گذشته ۸۰۶ هزار گلوله ۱۵۵ میلیمتری به اوکراین ارسال شده است.
جایگزینی این کمبود حتی با فرض ارتقای سرعت تولید به ظرفیت در زمان جنگ بیش از ۴ سال طول میکشد. از طرفی دیگر آمریکا تاکنون بیش از ۸۵۰۰ قبضه موشکانداز جاولین به اوکراین فرستاده است. با ظرفیت فعلی بیش از ۹ سال طول میکشد که این مقدار جایگزین شود. در موردی دیگر نیز ۱۶۰۰ قبضه دوشپرتاب ضد تانک استینگر به اوکراین تحویل داده شده و قرار است ۱۳۰۰ قبضه دیگر نیز در بسته جدید به این کشور ارسال شود. دولت بایدن به تازگی ۱۶۰۰ قبضه از این سلاح را به شرکت تولیدکننده آن سفارش داده و در این قرارداد، زمان تحویل این ۱۶۰۰ قبضه سال ۲۰۲۶ عنوان شده است.
بر اساس قانون، پنتاگون حق ندارد حتی یک گلوله اسلحه کمری از مایحتاج و ذخایر استراتژیک ارتش آمریکا به کشور دیگری ببخشد. با این اوصاف پیشبینی میشود که حمایتهای تسلیحاتی دولت آمریکا تا زمانی ادامه یابد که انبارهای مازاد این کشور به طور کامل خالی شود. البته با مرور شرایط فعلی باید گفت که آن زمان خیلی هم دور نیست و شاید با نزدیک شدن به آن روز، احتمال وقوع مذاکرات صلح میان روسیه و اوکراین افزایش چشمگیری پیدا کند.



