روزنامه هفت صبح، مهسا مژدهی | یک: چین باز هم همه را شگفتزده کرد و حتی پیش از آنکه طالبان به کابل برسد و در حالی که دولت اشرف غنی هنوز در پایتخت افغانستان و بخشهای محدودی از این کشور حاکم است، اعلام کرده که آماده شده تا اگر دولت سقوط کند، طالبان را به رسمیت بشناسد.شروع مذاکرات دولت ترامپ با این رویه باعث شد تا آنها برخلاف گذشته بتوانند تقریبا آزاد به کشورها سفر کنند. چین هم یکی از مقاصد هیات سیاسی طالبان بود.
دو: اگر فکر میکنید که این نخستینبار است که پکن طالبان را به عنوان واقعیتی در افغانستان میپذیرد در اشتباهید. این دو در دهه نود که طالبان در افغانستان قدرت را به دست داشت هم ارتباطاتی با یکدیگر داشتند اما این نزدیکی هرگز به شناخته شدن این گروه به عنوان دولت رسمی نیانجامید.
در حقیقت در دهه نود میلادی تنها کشوری در جهان که طالبان را دولت افغانستان میدانست، پاکستان به عنوان همسایه و پدر معنوی طالبها بود. با ظهور طالبان از آنجایی که مرکز بین چین و افغانستان در نقاط شمالی این کشور در منطقه کوهستانی بدخشان است که با مناطق مسلماننشین چین همپوشانی دارد، نگرانیهای زیادی بابت کمکهای طالبان به گروههای مسلح چینی وجود داشت.پکن در این منطقه با معضلی به نام جنبش اسلامی ترکستان شرقی روبهروست که از قضا اشتراکاتی با طالبان دارد.
سه: اولین جرقههای پذیرش طالبان در دهه نود زمانی شکل گرفت که چین برای حفظ امنیت خود صلاح را در صلح با همسایگان خود دانست. برای آنها کنترل مناطق هممرز با افغانستان در حالی که طالبان و پکن با هم مشکلی ندارند آسانتر از وقتی بود که چین مستقیما از تحریمها علیه این گروه استقبال میکرد. در سال ۱۹۹۹ مقامات چینی تنها کسانی بودند که حاضر شدند پا در افغانستان تحت سلطه طالبان بگذارند.در کابل آنها با طالبان روابط اقتصادی برقرار کردند و پروازها بین کابل و ارومچی آغاز شد.
چهار: سفیر چین سرانجام در اواخر سال ۲۰۰۰ با ملا عمر در قندهار ملاقات کرد. بیجینگ از طالبان میخواست که پناهدادن به شبهنظامیان اویغور را که گفته میشد در افغانستان با جنبش اسلامی ترکستان شرقی کار میکنند، متوقف کند. حتی قراردادهای اقتصادی امضا شد که به دلیل حمله آمریکا به افغانستان ناکام ماند. هر چند چین با ائتلاف علیه چین همراه شد و از دولت کرزای حمایت کرد اما روابط افغانستان و پکن کمرنگ باقی ماند.
پنج: حالا به نظر میرسد که چین با همان انگیزههای قدیمی از طالبان استقبال کرده است. به عنوان کشوری که مرز پر خطری با طالبان دارد، پکن ترجیح میدهد که دوستی نسبی خود را با آنها حفظ کند و در عین حال شریک پروژههای اقتصادیشان باشد.افغانستان به دلیل مشکلات زیرساختی میتواند تبدیل به بازار خوبی برای چینیها شود و این چیزی نیست که آنها بتوانند از آن چشمپوشی کنند.اما ماجرا فقط به همین جا ختم نمیشود.
شش: در همه بیست سال گذشته شایعاتی وجود داشته که مقامات چینی در معدنی در پاکستان که تحت اداره آنهاست با مقامات طالبان دیدار میکردهاند. خداحافظی آمریکاییها از افغانستان، پکن را با دو موضوع روبهرو کرده است. آنها در وهله نخست نگران امنیت مرزهای خود هستند و ترجیح میدهند که تندروهای حاضر در مرزهای دو کشور فرصتی برای دسیسهچینی نداشته باشند. از طرف دیگر آنها ترجیح میدهند که به پروژههای خود در افغانستان حتی با حضور طالبان ادامه دهند. در خلأ حضور آمریکاییها، چین میتواند جای خالیشان را پر کند.
هفت: چین بخشی از «روند کابل» بود ـ که در سال ۲۰۱۷ توسط رئیسجمهوری غنی برگزار شد ـ و در سال ۲۰۱۸ دیپلماتهایش را برای شرکت در گفتوگوها با طالبان و سایر سیاستمداران افغان در مسکو اعزام کرد.برای طالبان هم دیگر تنها دوستی با پاکستان کفایت نمیکند.آنها نیاز دارند تا در جامعه بینالملل برای خود دوستانی دستوپا کنند.
از آنجا که چینیها و پاکستانیها یاران مورد اعتمادی برای یکدیگرند، طالبان هم میخواهد تجربه مشابهی را با پکن داشته باشد. هرگونه ثبات در افغانستان میتواند به چین اجازه دهد تا از منافع مربوط به سرمایهگذاری اقتصادی در منطقه از جمله حق برداشت معادن در افغانستان استفاده کند. چین به دنبال ثبات در افغانستان با هدف پروژههای زیرساخت منطقهای همانند آن چیزی است که در پاکستان پیگیری میکند و بخشی از سرمایهگذاریهای مشابه جهانی موسوم به «ابتکارعمل کمربند و جاده» محسوب میشود.



