روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو| روز گذشته درباره علیرضا برادر تنی محمدرضا نوشتیم و مرگ عجیبش در 32 سالگی و سوءظن افکار عمومی به دست داشتن برادر بزرگ‌تر در این سانحه مرگبار و دردسرهایی که پسر علیرضا یعنی علی پاتریک برای خاندان پهلوی درست کرد و کار به یک نیمچه شورش مسلحانه کشیده بود.

علیرضای دوم، ‌پسر دوم محمدرضا هم به شیوه خودش در پازل خانواده پهلوی موجود عجیبی بود. متولد 1345 بود و پنج سال از رضا کوچک‌تر بود. در دهه پنجاه همه نور رسانه‌ها بر رضا فوکوس بود و علیرضا در حاشیه این هیاهو قرار داشت‌. کوشک احمدشاهی در کاخ نیاوران را به رضا اختصاص دادند، با چندین اتاق و امکانات ویژه و نگهبان و از این‌طور چیزها.

علیرضا در یک اتاق تو در تو با یک ندیمه مشترک در کنار فرحناز ساکن شد. پس از انقلاب هم او به شکلی پیوسته به تحصیل در دانشگا‌ه‌های معتبر آمریکا پرداخت‌. در پرینستون و کلمبیا و هاروارد‌. شرق‌شناسی خواند و فرهنگ ایران کهن و موسیقی ایرانی و زبان باستانی ایرانی و… رشته‌هایی بودند که علیرضا در مقاطع مختلف تحصیلی به آنها می‌پرداخت. از کارشناسی تا دکترا.

او فلوت هم می‌نواخت و سابقه چتربازی و غواصی هم داشت. این در حالی است که برادر بزرگ‌تر همچون پدرش مدرک تحصیلی معتبری نداشت و فقط یک کارشناسی مکاتبه‌ای علوم سیاسی از دانشگاه ورمونت کالیفرنیا را در دست داشت هرچند دوره‌های خلبانی را نیز دیده بود.

به این ترتیب برادر کوچک‌تر تحصیلکرده و باسواد بود و با آدم‌هایی مثل احسان یارشاطر و حمید دباشی رفت و‌ آمد می‌کرد. حتی به جای رفتن به کالیفرنیا ترجیح می‌داد در بوستون زندگی کند. نزدیک به معتبر‌ترین محافل دانشگاهی آمریکا. اما در زمستان سال 2011 و در تعطیلات سال نو، ‌در حالیکه علیرضا 44 سال داشت و در حال آماده کردن تز دکترای خود هم بود با گلوله یک سلاح کمری خودکشی کرد.

در خانه‌اش در محله‌ای ثروتمند‌نشین در بوستون. در محله ساوت اند. آن‌هم در حالیکه یک همسر و یک دختر داشت. همسرش رها دیده‌ور بود و دخترش ایریانا. رها دیده‌ور از خانواده‌ای قاجاری بود و نسبش به فتحعلیشاه قاجار می‌رسید و دبیر یک دبیرستان در لس‌آنجلس بود و همزمان دکترای روانشناسی خود را گرفت.

علت این خودکشی چه بود؟‌ می‌گویند خودکشی خواهرش لیلا در سال 1380، علیرضا را دچار افسردگی کرده بود. رابطه دوستانه عمیقی بین علیرضا و لیلا وجود داشت و هردو از مرکزیت خانواده پهلوی فاصله گرفته بودند‌. لیلا به هنگام خودکشی 30 ساله بود. از طرفی شایعه‌ای وجود دارد که راویان آن را به نقل از احسان نراقی که به خانواده پهلوی نزدیک بود بازگو می‌کنند.

داستانی مبنی بر رابطه رضا با نامزد زیبای علیرضا یعنی دختری به‌نام شاه‌پری‌. که علیرضا مجبور شده به‌خاطر برادرش از این رابطه کنار برود. به‌جز این ماجرا داستانی هم وجود دارد در مورد رابطه علیرضا با دختری به‌نام لیلی آزموده که از قرار علیرضا به‌شدت عاشق او بوده و در یک سفر تفریحی هنگام شنا در سواحل فرانسه و در پیش چشمان علیرضا غرق شده است‌.

و افسردگی این ماجرا بوده که به روانکاوی او توسط رها دیده‌ور و آشنایی او با همسرش می‌انجامد. این سه اتفاق و به اضافه سرگردانی‌های ذاتی خانواده پهلوی منجر به بروز نوعی افسردگی شدید در علیرضا شده بود. به همه این‌ها اضافه کنید شایعاتی که در مورد علاقه علیرضا به بازگشت به ایران شنیده می‌شد.

دلبستگی این پسر دوم پهلوی‌ها به فرهنگ ایرانی از نوع مطالعات و تحصیلش کاملا مشخص بود و همین مسئله این احتمال را بیشتر و قوی‌تر می‌کند. هرچند احتمال وقوع این اتفاق واقعا بسیار کم بوده است. هرچه بود خودکشی علیرضا پهلوی انگار تکرار تاریخ بود. باز هم سوءظن‌های قوی به سمت برادر بزرگ‌تر و خب باز هم مدرک مشخصی در این زمینه وجود نداشت.

به هرحال به نظر می‌رسد خانواده محمدرضا با نوعی طلسم و نفرین همراه بوده‌اند. از خلع و سرگردانی و مرگ محمدرضا، ‌خودکشی لیلا، ‌خودکشی علیرضا و بیماری نادر و عجیب فرحناز که او را دچار پیری زودرس کرده بود، همه و همه شرایط را برای این خانواده بسیار سخت کرده بودند. خانواده نفرین‌شده‌.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.