روزنامه هفت صبح، یاسر نوروزی| مئیر داگان، فرمانده اسبق موساد داخل میآید و با رونین برگمن دست میدهد. البته برگمن به این راحتی به اتاق فرماندهی موساد داخل نشده است. مطالب فراوان نوشته است، مقالات مختلف عرضه کرده است و در کل شهرتی پیدا کرده که بتواند دیداری با داگان داشته باشد. هرچند داگان در بدو ملاقات به او میگوید: «چطوری آقای یاغی!»
طعنهای نهچندان جدی که اشارهایست به مطالب انتقادی برگمن. برگمن البته منتقد رژیم صهیونیستی نیست. شیفته و دلباخته اسرائیل است و اعتقاد قلبی دارد که این رژیم باید سر پا بماند. در واقع اگر انتقادی هم میکند بهخاطر محکم کردن پایههای رژیم صهیونیستی است نه اینکه تفکرات براندازانه داشته باشد. با این حال از چندین گیت امنیتی رد شده، ضبط صوت و دوربینش را تحویل داده و بالاخره بعد از مدتها رسیده به مئیر داگان.
داگان هم مینشیند و یکراست میرود سراغ طرحهایی که در دوره فرماندهیاش برای ترور میکشید. برگمن حتی میگوید شایعهای وجود دارد مبنی بر اینکه در عصای داگان، نوعی تیغه فلزی تعبیه شده برای مواقع خطر و دکمهای نوک عصا دارد که میتواند فیالفور عصا را تبدیل به یک اسلحه سرد کند.
داگان هم این شایعه را تکذیب نمیکند. به هر حال بدش نمیآید بهعنوان یکی از مخوفترین و مبهمترین چهرههای جاسوسی اسرائیل مطرح باشد. اینجاست که گفتوگو شکل میگیرد و داگان درباره نقشههای مختلف تروریستی که کشیده و به اجرا درآورده صحبت میکند. یکی از این نقشهها هم عملیاتهای تروریستی در ایران است.
وسط جلسه نتانیاهو هم داخل میآید و بگومگویی بینشان شکل میگیرد. قصه از این قرار است که نتانیاهو همیشه اعتقاد داشته باید مناطق هستهای ایران را بمباران کرد و ترور خشک و خالی فایده ندارد. این دقیقا برعکس نظریه داگان است؛ او نوعی تئوری عجیب و غریب دارد مبنی بر اینکه ترور اخلاقیتر است!
یعنی بهتر است ترور کنند تا بمباران دستهجمعی! ضمن اینکه عقیده دارد ترور رعب و وحشت ایجاد میکند و میتواند با خالی کردن یک حاکمیت از نیروهای خبره و زبردست، ضربهای سنگین وارد کند. هرچند همه ترورهایشان هم بینقطه ضعف نبود و برگمن از ترور یکی از اعضای حماس یاد میکند که موفق بود اما به آبروریزی کشید؛ روزی که داخل یکی از هتلهای کشوری اروپایی، دُزی بالا از داروی بیحسی به یکی از اعضای حماس تزریق کردند اما اینقدر رد پا بهجا گذاشتند که منجر به یک رسوایی شرمسار شد.
نتانیاهو سر داگان فریاد کشیده بود که مگر نگفتی همه چیز راحت و آسان انجام میشود؟! برگمن تمام اینها را در کتابش میآورد و انبوهی مصاحبه و مکالمه با بسیاری از افسران ردهبالای امنیتی موساد. کتاب «تو زودتر بکش» فوقالعاده خواندنی است. هرچند شناعت و پستی در تمام برگههای آن موج میزند اما حاوی نکاتی بهشدت حائز اهمیت است.
اینکه بدانیم نیروهای امنیتی و اطلاعاتی یک رژیم چطور فکر میکنند، چطور نقشه میکشند و مهمتر اینکه ماهیت وجودیشان چیست. بهخصوص این کتاب را در روزهای اخیر و در پی عملیات «طوفان الاقصی» پیشنهاد میکنم. سه جلد از این کتاب خواندنی تاکنون در ایران ترجمه و منتشر شده. شاید جلد چهارم هم ترجمه و چاپ شده باشد. نمیدانم.

