روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | هم آیت‌الله خمینی و هم خانم ثقفی همسر ایشان از خانواده‌های نسبتا متمولی برخاسته بودند. روح‌الله در خمین و قدسیران در تهران. هردو در خانه‌های بزرگی رشد کردند و از دایه و خدمتکار بهره می‌جستند. روح‌الله در دوره طلبگی در قم چند رفیق نزدیک داشت.

سید احمد و سید محمد صادق لواسانی و همین‌طور میرزا محمد ثقفی نوری. ثقفی همراه با همسر و دو دخترش در قم ساکن شده بودند. اما دختر بزرگ‌ترش همان خانم قدسیران قم را دوست نداشت و به همراه خدمتکار شخصی‌اش در تهران و در نزد مادربزرگش زندگي می‌کرد. او سالی یکی دوبار و هربار یک یا دو هفته به قم و نزد والدینش می‌آمد و بعد به تهران باز می‌گشت. هوای قم وکوچه‌های تنگش او را آزار می‌داد.

میرزا محمد ثقفی هفت سال ازسید روح‌الله خمینی بزرگ‌تر بود. مردی 33 ساله که به خوشپوشی و کمی تجمل در قم مشهور شده بود. پوستین‌های گران می‌پوشید و عباهای فاخر بر دوش می‌انداخت و کلفت و نوکر در خانه داشتند. برعکس روح‌الله که زندگی ساده و مجردی‌اش در قم نسبتی با تمکن مالی خانوادگی‌اش نداشت.

در همین دوران است که برادران لواسانی مصر می‌شوند که روح‌الله همسری پیدا کند و پیشنهاد آنان دختر ارشد ثقفی بود که سالی یک یا دوبار در قم حاضر می‌شد. در آن زمان قدسیران 15 ساله بود و تصدیق کلاس ششم را داشت و در تهران پیش یک معلم خصوصی فرانسه می‌خواند و یک معلم کلیمی هم به او درس‌هایی از علوم جدید را آموزش می‌داد.

علوم دینی را با راهنمایی‌های پدرش می‌خواند. با چادر و چاقچور در شهر رفت و آمد می‌کرد اما در معیارهای خانواده‌های سنتی، ‌او میل به تجدد داشت. داریم از اولین سال‌های سلطنت رضاخان حرف می‌زنیم. 1307 شمسی. روح‌الله بدون آنکه قدسیران را دیده باشد با میرزا محمد ثقفی مذاکره می‌کند. ثقفی ماجرا را با دخترش در میان می‌گذارد اما پاسخ دختر یک نه قاطع بوده است.

او زندگی در تهران را می‌خواست و به‌خصوص آنکه شریک مادربزرگش در املاکی که در شهر داشتند، خواستگار جدی او بود و مادربزرگ هم به این وصلت تمایل داشت‌. روح‌الله با کمک سیداحمد لواسانی سه یا چهار بار به خواستگاری اقدام می‌کند اما پاسخ قدسیران نه است. او می‌داند که پدرش دلبسته این همدرس جوان و خوش سیمای خود شده است اما نمی‌توانست خودش را به زندگی طلبگی راضی کند.

روایت است که در بحبوحه این اصرار و انکارها و در حالیکه پدر هیچ اجباری به دختر سوگلی خود نمی‌کند‌، قدسیران خوابی می‌بیند و وقتی خوابش را با مادر بزرگ در میان می‌گذارد نظر مادربزرگ عوض می‌شود‌. پس جوابشان در مرتبه پنجم نرمتر است‌. روح‌الله با دو برادر بزرگ‌تر خود حاج آقا پسندیده و نورالدین هندی و خدمتکار مخصوصشان و همین‌طور برادران لواسانی به تهران می‌آیند و در خانه میرزا محمد ثقفی برای یک هفته ساکن می‌شوند.

در همین هفت روز است که روح‌الله ، قدسیران را می‌بیند و روایت است که چنان تحت تاثیر قرار می‌گیرد که پس از خروج دختر از اتاق‌، روح‌الله سجده شکر بر جای می‌آورد‌. می‌گویند آیت‌الله کاشانی همسایه میرزا محمد ثقفی بوده و وقتی مهمانان خانه همسایه را رویت می‌کند با اشاره به روح‌الله جوان، ‌از میرزا محمد می‌پرسد: این اعجوبه را از کجا گیر آورده‌ای؟‌

حالا شرایط خانواده دختر مطرح می‌شود. تحقیق درباره این که میزان تمکن مالی داماد آینده چقدر است و این که آیا او تا به حال همسری داشته است و یا زنی را حتی به شکل موقت در صیغه خود داشته یا نه و حتی فرضیه فرزند داشتن او هم مطرح می‌شود. تحقیقات انجام مي‌شود. در هردو مورد دلهره خانواده عروس برطرف می‌شود.

می‏‌گویند: «زن و بچه ندارد و حتی صیغه هم نکرده است و ما هم چیزی در این مورد نشنيده‏‌ایم. بودجه او ماهی سی تومان است که از ارث پدر دارد.» عقد به شکل وکالتی در حرم شاه عبدالعظیم خوانده می‌شود‌. خانه‌ای در قم پیدا می‌کنند و آنجا اجاره می‌شود و دایه قدسیران و دختر کوچک دایه به قم می‌روند تا براي طلبه وهمسر جوانش آشپزی کنند و از مهمان‌ها پذیرایی کنند.

اثاث اولیه مثل فرش و لحاف کرسی و اسباب آشپزخانه و دیگر چیزها را هم فرستادند. خود قدسیران روایت کرده است: «شب پانزدهم یا شانزدهم ماه مبارک رمضان بود که دوستان و فامیل را دعوت کردند و لباس سفید و مشکی و شیکی را که دختر عمه‌‏ام با سلیقه روی آن گل نقاشی کرده بود، دوختند و من پوشیدم.» قدسیران ثقفی در سال 1388 و در سن 96 سالگی و 20سال پس از درگذشت آیت‌الله خمینی، ‌جهان را وداع گفتند.

سایر اخبارکاربران ویژه - تک نگاریرا از اینجا دنبال کنید.