روزنامه هفت صبح، پوریا عطاریان | یک: دوران دبیرستان یکبار دبیر ریاضی آنقدر از دست یکی از دانشآموزان عصبانی شد که اعلام کرد آن دانشآموز دیگر جایی در کلاس ریاضی ندارد مگر اینکه پدرش در مدرسه حاضر شود. ما که از شرایط آن دانشآموز باخبر بودیم با شیطنت مربوط به دانشآموزان دبیرستانی چند بار با تاکید از دبیر پرسیدیم که اگر پدر دانشآموز مذکور به هر دلیلی نتواند به مدرسه بیاید چه خواهد شد؟
دبیر ریاضی که از دامی که برایش پهن کرده بودیم بیخبر بود هر بار با شدت بیشتری تاکید میکرد مراجعه پدر به مدرسه تنها راه حضور آن دانشآموز در کلاس ریاضی است و اصلا معنی ندارد که پدری نتواند به مدرسه بیاید. چند روز بعد زمانی که کلاس ریاضی دوباره برپا شده بود دانشآموز مورد غضب قرار گرفته با خیالی راحت سر کلاس نشسته بود و دبیر ریاضی هم که حالا «توجیه» شده بود در پاسخ به پیگیریهای شیطنتآمیز ما با بیحوصلگی توضیح داد که پدر دانشآموز با او تماس تلفنی گرفته و مسئله حل شده است. آن همکلاسی سابق حالا به یکی از چهرههای مرموز و پرنفوذ فوتبال ایران تبدیل شده و به نظر میرسد جایگاه امروزش هم بهاندازه جایگاهش در کلاس ریاضی مستحکم است؛ احتمالا به دلایل مشابه.
دو: زمانیکه بهصورت حقالتحریری با روزنامه همشهری همکاری میکردم گاهی به دفتر روزنامه میرفتم و برخی اوقات از دور حسین قربانزاده را میدیدم. پیشتر از یکی از اساتید دانشگاه امام صادق(ع) شنیده بودم که آقای قربانزاده در دوران دانشجویی هم به کار رسانهای مشغول بوده است و به همین خاطر پیشرفت او در جهان رسانهای برایم جذاب بود. آقای قربانزاده مسیری طبیعی را برای رسیدن به مدیریت روزنامه همشهری طی کرده بود هرچند که دانشگاه محل تحصیلش قاعدتا به هموار شدن این مسیر کمک کرده بود.
اما انتصاب آقای قربانزاده به ریاست سازمان خصوصیسازی تعجببرانگیز بود. حتی در دوران کوتاه ریاست آقای قربانزاده بر سازمان خصوصیسازی هم وجه رسانهای او بر وجوه دیگر فعالیتش میچربید. جالب اینکه آقای قربانزاده احتمالا بهخاطر شناختش از فضای رسانهای توانست به یکی از مشهورترین روسای سازمان خصوصیسازی تبدیل شود و البته برکناری ناگهانیاش هم نشان میدهد که آشنایی چندانی با سازوکار لازم برای هدایت چنین سازمان مهمی نداشت.
سه: زمانی که احمد عراقچی معاونت ارزی بانک مرکزی را در اختیار داشت من هم دانشجوی اقتصاد در دانشگاه شهر نیویورک بودم؛ همان دانشگاهی که آقای عراقچی در آن تحصیل کرده است. یک بار که احتمالا سر ذوق بودم به همکلاسیهایم گفتم که فردی با مدرک فوقلیسانس امور مالی از همین دانشگاه حالا معاون ارزی بانک مرکزی ایران است و وقتی چهرههای متعجبشان را دیدم اضافه کردم که البته این شخص برادرزاده معاون وزارت امور خارجه است.
آنجا بود که چند همکلاسی دیگر از کشورهای «در حال توسعه» هم تاکید کردند که در کشورهای آنها هم وضع همین است. آقای عراقچی با سرنوشت عجیبی در بانک مرکزی مواجه شد. او در حالی که هنوز سمت معاونت ارزی را در اختیار داشت دستگیر شد و بعد از آن هم درگیر پروندهای قضایی شده که هنوز هم ادامه دارد. درباره عملکرد آقای عراقچی در بانک مرکزی بهتر است چیزی نگوییم چرا که پرونده قضایی او هنوز در جریان است اما کافی است یادآوری کنیم که او معاونت ارزی بانک مرکزی را از مرداد سال ۱۳۹۶ تا مرداد ۱۳۹۷ بر عهده داشت.

