روزنامه هفت صبح، ابراهیم افشار| یک: حالم نه از فوتبالتان که از همه چیزتان بههم میخورد. از وجود نحستان، از لشوشهایتان، از نااصلیتان. اکنون که دارم تاخت و تاز اراذل در تمرین استقلال را نگاه میکنم، انگار در یک سقوط آزاد نشستهام و شاهد تباهی خویشم. این تباهی اگرچه شاید بر شما و شمایان سخت نیاید اما برای من که فانوس یادمانِ تاجیهای دُردانه در سینهام روشن است، گوارا نیست. زهر هلاهل است. کوفت مسجل است. سّم مهلک است.
من که عمواوغلیها و علیآقا داناییفردها را دیدهام. من که پرویز کوزهکنانیها را رویت کردهام. من که بیوک جدیکار را گریستهام. من که پورحیدریها و ناصر حجازیها از سر گذراندهام. من چگونه و با کدام تاب و توانی به سُمکوب اراذل بر تمرینات استقلالیها نظاره کنم. من در این باشگاه مردانی را دیدهام که قطعه زمین میراث پدری در حوالی پارک لاله را فروختهاند تا بودجه اعزام تیم به خارج فراهم شود و اکنون حتی یک پراید فکستنی ندارند که در آن نشسته و اسنپگردی کنند.
من در این باشگاه مردانی را دیدهام که به پسر نابغه خود گفته است «برو حقت را در یک باشگاه دیگری بگیر که من نمیتوانم جای بچه مردم را به تو بدهم». ستارهای که بعدها در تیم منتخب جهان بازی کرده است. من در این باشگاه مردانی را دیدهام که لقمه از گلوی زن و بچه خود میزدند تا در شکم ستاره پاپتی خود بگذارند. ببین حالا به وضعیت قمر در عقربی دچار است. با این مدیران تحفه و خودشیفتهای که در این سالها اسب خود را تازاندند و فقط خوردند و چاپیدند و بردند.
حالا همان مدیران کلنگی به جایی رسیدهاند که این لات و لوتهای گردنکش را به تمرین تیم اصیل قدیمی کشاندهاند تا تماشاگران جوان این تیم را آنقدر کتک بزنند که از عرقشان، آش آلو درست شود؟ این همان کلوپی است که روزگاری اوزهبیو پلنگ موزامبیک وقتی از باشگاه پسران آبی بازدید میکرد تا … (بس که عصبی و ناامید شدهام از وضعیت باشگاهداری حضرات). این همان کلوپی است که مدیرانش اگر به وقتش بلد بودند نمایندگی باشگاه خود در استامبول - اعیانیترین نقطه ساحل بغاز بسفر- را بفروشند تبدیل به یکی از متمولترین تیمهای آسیا میشدند.
دو: آنهایی که با دیدن دعوای تاجیها در خرداد 1354 از یک اضمحلال بزرگ سخن گفتند، کاش حالا زنده بودند و با دیدن لشگر چاقوداران تهران و حومه در تمرین این تیم لب میگزیدند. تاجيها در آن خرداد غمگین از سپاهان با يك گل شكست خورده بود و اين در حالي بود كه قبلا شكست 3-یک در دربي، چنين پريشانخاطرش نكرده بود. آن روزها قبل از مسابقه در هتل تیم برخورد شديدي بين رايكوف و عزت رخ داده بود كه منجر به غیبت اين مدافع جنگجو در بازی شده بود.
داستان از آنجا آغاز شده بود که عزت و منصور و غلامحسین در اتاق خود مشغول ورقبازي بودند كه ناگهان رايكوف وارد معركه شده بود. غلامحسین و منصور از پنجره اتاق فرار کرده بودند و عزت تنها مانده بود. رايكوف شدید به عزت توپیده بود و ورقها را پارهپوره کرده بود. عزت یکجوری عصبی شده بود که به مربي پریده بود و اگر در همين حين، بازيكنان و مربيان و سرپرستان تیم نرسیده بودند كار چنان بالا گرفته بود و یکیشان، یکیشان را رسما کشته بود. دامنه دعوا به زمين نيز كشيده شده بود و در اواسط نيمه دوم، کم مانده بود يك درگيري یقه به یقه بين حسن و مددي رخ دهد كه غلامحسین سوایشان کرده بود.
تیم وقتی از اصفهان برگشته بود روزنامهها از یک اضمحلال سخن گفته بودند. خواهشا اگر آن ورقبازی و آن دعوای دست یه یقه، اسمش اضمحلال بود، امروز هم یک نفر پیدا شود و یک واژه رسا و هلو برای نشان دادن وضعیت یکی دو سال اخیر این تیم -مخصوصا مدیران و اراذل حاضر در تمریناتش- پیدا کنید که آیندگان با خواندنش بفهمند اینها دیگر از کدام سیاره آمدهاند.
سه: یک ترازنامه مالي از باشگاه تاج پیدا کردهام متعلق به فصل سوم جام تختجمشيد که نشان میدهد باشگاههای ایران با شروع اولين ليگ سراسري، چقدر مجبور به ایجاد شفافيت مالي شدند. این در حالی بود که آن روزها صرفنظر از فدراسیون آتابای، دو نشریه ورزشی پرطرفدار وقت (کیهانورزشی و دنیایورزشی) خود را در چنان جايگاه بالایي حس ميكردند كه در تحليل ترازنامه باشگاهها، مو را از ماست بيرون ميكشيدند.
تاج جام اول تختجمشيد را به رقيب سرخپوش خود واگذار كرد و در جايگاه دوم نشست. البته در سال بعدش جام را از رقيب گرفت و در ويترين اتاق مديريت خود گذاشت. در فصل سوم در حالي كه همگان گمان ميكردند باز اين آبيها هستند كه جام را از دست همگان ميربايند، اختلافات حاكم بر اين تيم چنان اضمحلالش كرد كه به سختي در جايگاه چهارم ايستاد. آن روزها پرويز مقدم دبير كميته فوتبال تاج در این فصل، ارقام ارائه شده در ترازنامه كميته فوتبال باشگاه تاج را به شرح زير اعلام کرد:
1- حقوق و مزاياي افراد تيم فوتبال تاج؛ سرپرستان و كاركنان كميته فوتبال با احتساب حقوقهاي سه ماه دي و بهمن و اسفند 1354 مبلغ 5482070 ريال.
2- پاداش بازيكنان 2205000 ريال.
3- پيشپرداخت به فوتبالبازها 4520000 ريال.
4- هزينه متفرقه و هزينه تمرينات و كمكهاي لازم به بازيكنان 842503 ريال.
5- خريد لوازم ورزشی 209420 ريال.
6- هزينههاي درماني 96363 ریال.
7- هزينههاي اردو 159268 ريال.
8- هزينه تيمهاي فوتبال جوانان تاج جهت سازندگي 378730 ريال.
9- هزينه مسافرتهاي تيم فوتبال تاج 1670636 ريال.
- جمع كل هزينهها: 15563990 ريال.
- كسري: 2827715 ريال. (در ضمن، هزينه ورزشگاه؛ تمرينات تيم از قبيل مصرف آب و برق و حقوق كاركنان ورزشگاه، به دلیل آنکه متعلق به سازمان است احتساب نشد.)
چهار: راحت بخواب آقای خسروانی. راحت بخواب علیآقا. راحت بخواب بیوکآقا. راحت بخواب منصور و ناصر. راحت بخواب عزت. راحت بخواب مستر رایکوف. قمهکشها و جاننثاران و تشتکپرانها بر جنازه شما میرقصند. نه رقص لزگی، نه باباکرم، نه شاطری، نه مطربی، نه قاسمآبادی، که با جنونی تلخ. مبارک باد رقاصیتان بر جنازه از هم دریده ما.

