روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | به لحاظ افکار عمومی مهم‌ترین اتفاق سال 1352 جریان محاکمه گرو‌ه 12نفری بود که متهم به تلاش برای ربودن رضا پهلوی و البته فرح شده بودند و قبل از هر عملیاتی لو رفته بودند. بعد از تلاش برای ربودن شهرام پسر اشرف توسط مجاهدین خلق‌، این دومین تلاش ناکام برای گروگانگیری از خانواده سلطنتی بود.

می‌توانید سیر روز افزون تنش‌های سیاسی از سوی گروه‌های چریکی را از ماجرای سیاهکل در بهمن 1349 تا میانه سال 1352 به شکل منظم و بی‌توقف پیگیری کنید که هیچ شباهتی به فضای نسبتا آرام سال‌های 44 تا 49 ندارند. در اتمسفر خاصی که درآن سال‌ها پدید آمده بود و در پی اعدام‌های گروهی و شکنجه زندانی‌هایی که علیه حکومت دست به اسلحه برده بودند‌، گروهی از فیلمسازها و شاعران و منتقدهای هنری که در فضای خاص آن دوران بقیه هنرمندان و شاعران را به بی‌عملی متهم می‌کردند و در گعده‌های کوچک خود درباره ایده‌های مارکسیستی بحث می‌كردند‌، به فکر انجام یک عملیات مسلحانه افتادند‌.

برنده شدن فیلمی از رضا علامه‌زاده که کارمند تلویزیون بود در جشنواره‌ای خارجی موجب شد تا کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به فکر انجام مراسم تقدیر از فیلمساز با حضور فرح و رضا پهلوی بیافتد‌. این اتفاق ایده یک عملیات جنون‌آمیز را به ذهن این گروه از هنرمندان منتقل کرد: گروگان گرفتن فرح با رضا پهلوی‌، درخواست هلیکوپتر تا فرودگاه مهرآباد‌، تقاضای هواپیما برای الجزایر و تقاضای آزادی زندانی‌های مارکسیست‌.

هسته اصلی شامل خود رضا علامه‌زاده بود و عباس سماکار که او هم فیلمساز بود و شاعر‌، خسرو گلسرخی که دبیر هنری روزنامه کیهان بود‌، ایرج جمشیدی که خبرنگار بود‌، شکوه میرزادگی که شاعر و خبرنگار کیهان بود‌، مریم اتحادیه یک روزنامه‌نگار فعال دیگر و…. نقشه این گروه مبارزین رمانتیک روشنفکر، در پروسه پیدا کردن اسلحه فاش شد. آنها می‌خواستند یک اسلحه کمری را در میان وسایل فیلمبردارهای تلویزیون به داخل سالن کانون پرورش فکری ببرند و درآنجا رضا پهلوی را به گروگان بگیرند‌!

مشکل این بود که اسلحه کمری نداشتند. بنابراين از کرامت‌الله دانشیان که اهل تبریز بود و کارمند اخراجی تلویزیون در شیراز و می‌دانستند با گروه‌های چریکی در رابطه بوده کمک می‌خواهند. دانشیان که در شیراز بوده به همراه رفیقش طیفور بطحایی برای گرفتن اسلحه به امیرحسین فطانت رجوع می‌کند. جوان 22ساله و دانشجوی دانشگاه شیراز که یک بار به زندان افتاده بود و به شرط همکاری با ساواک از زندان بیرون آمده بود.

فطانت داستان تهیه اسلحه و نقشه گروگانگیری را به ساواک اطلاع می‌دهد و موجب می‌شود این گروه 12نفری که در دو حلقه کاملا جداگانه در تهران و شیراز در فکر نقشه‌های خود بودند به دام بیافتند و گرفتار شکنجه‌های خاص ساواک بشوند. اعضای این گروه همگی بین 24 تا 29 ساله سن داشتند.

با اصرار عجیب رضا قطبی مدیر تلویزیون‌، جریان محاکمه این گروه از تلویزیون پخش می‌شود و خسرو گلسرخی با طبع شاعرانه خود و سخنان شجاعانه‌اش به چهره محبوب در میان افکار عمومی بدل می‌شود و بر شعله مبارزات چریکی هیزمی جدید می‌افکند. در نهایت خسرو گلسرخی و کرامت‌الله دانشیان (که هیچ آشنایی از قبل با یکدیگر نداشتند) در هیچ مرحله‌ای حاضر به ندامت نمی‌شوند و در بهمن 1352 اعدام می‌شوند.

بقیه به حبس‌های طویل‌المدت از3 سال تا حبس ابد محکوم می‌شوند و عموما در سوم آبان 1357 در عفو گسترده زندانیان سیاسی آزاد می‌شوند. امیرحسین فطانت در تمام مراحل اولیه دادگاه به عنوان متهم فراری شناخته می‌شد اما به تدریج و در زندان بود که بقیه گروه با کنار هم گذاشتن پازل اتفاقات به نقش امیرحسین فطانت پی بردند. فطانت که یکی از سه یهودای بزرگ ساواک در گروه‌های چپ بود (در کنار شهریاری و سیروس نهاوندی) مجبور می‌شود به زندگی مخفی روی بیاورد.

او در عذاب وجدان این اتفاق در سال 58 خودش را به زندان اوین معرفی می‌کند اما متوجه می‌شود کسی حوصله رسیدگی به داستان او را ندارد. او زندگی مخفی‌اش را ادامه می‌دهد و در سال 1388 بالاخره چهره خودش را در گفت‌و‌گو با بی‌بی‌سی هویدا می‌کند. وقتی که معلوم می‌شود به یک زندگی سخت در حومه بوگوتا پایتخت کلمبیا مشغول است.

سال 52 سال اوج گرفتن قیمت نفت پس از جنگ سال 1973 اعراب و اسرائیل است، سال آغاز جام تخت جمشید‌، سال اوج‌گیری موسیقی پاپ و نسل جوان خواننده‌ها و شاعران و آهنگسازانش‌، سال تلا‌ش براي ورود به جام‌جهانی‌، سال ادامه بمب‌گذاری‌ها و ترور‌ها و زدوخوردهای خیابانی‌، سال سفر کیسینجر به ایران… فعلا با این سال کار خواهیم داشت.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.