روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | بهمن 1350 خبر عجیبی مخابره شد‌:‌ پرویز قلیچ‌خانی به همراه حمید لواسانی به جرم ارتباط با گروه‌های سیاسی بازداشت شده‌اند! قلیچ‌خانی در آن سال‌ها یک قهرمان محبوب ورزشی بود و در کنار همایون بهزادی بیشترین اقبال فوتبال دوست‌ها را در کنار خود داشت‌. گل زیبای او در فینال جام ملت‌هاي آسیا به اسرائیل که منجر به قهرمانی ایران شد او را در قلوب مردم بسیار عزیز کرده بود. بازیکنی با 170 سانتی‌متر قد که در همه پست‌ها می‌توانست بدرخشد.

از قلب دفاع تا نوک حمله و به شوت‌های ترسناک و قدرت بدنی بالایش معروف بود و مهم‌تر ازآن کاریزمای غیرقابل انکارش که او را به رئیس فوتبالیست‌های ملی بدل کرده بود. او در سال 47 و بعد از انحلال کیان به تاج پیوست تا در کنار علی جباری و جلال طالبی یکی از قوی‌ترین خطوط میانی تاریخ فوتبال ما را رقم بزنند اما آسیب دیدگی‌های متناوب او و طالبی موجب شد که چندان در کنار هم بازی نکنند.

او در سال 48 با نفوذ تیمسار خسروانی وارد دانشسرای عالی شد‌. سال 49 قلیچ خانی بیشتر سال را با مصدومیت دست و پنجه نرم می‌کرد و در قهرمانی تاج در مسابقات باشگاهی آسیا که در امجدیه برگزار می‌شد سهمی نداشت‌. او در جو تند دانشجویی شیفته ماجرای سیاهکل شد و بانی یک ناآرامی کوتاه در رستوران دانشگاه هم شد که از قرار به خسارت به برخی اموال دانشگاه هم ختم می‌شود. این بچه سختکوش محله صابون‌پزخانه تهران در سال 1350 از تاج جدا شد و به پاس پیوست و به تدریج پالس‌هایی را فرستاد در مورد علاقه‌اش به مارکسیسم‌. و اعتماد برخی گروه‌های چپ را به سمت خود جلب کرد. ساواک هم حواسش به او جمع شد.

در 25 دی ماه 1350 تیم ملی در یک بازی عجیب در آتن پایتخت یونان مهمان تیم ملی کویت بود! داستان از این قرار بود که بعد از بازی رفت این دو تیم در تهران در مقدماتی المپیک مونیخ ‌و پیروزی دو بر صفر ایران،‌ تهدیدات سازمان آزادیبخش فلسطین در مورد ایران به خاطر همکاری‌هایش با اسرائیل موجب شد تا کویتی‌ها ترجیح بدهند در آتن میزبان ایران باشند.

این بازی هم دو بر صفر به نفع ایران خاتمه پیدا می‌کند. بعد از شکست کویت و در روز آخر اقامت در حالیکه اعضای تیم ملی برای تور تفریحی عازم شهر شدند‌، قلیچ‌خانی به بهانه‌ای در هتل ماند و در لابی هتل به ملاقات چند مارکسیست ایرانی مقیم اروپا رفت تا برخی جزوات و کتاب‌ها را قاچاقی به کشور منتقل کند‌، خب نماینده ساواک که همراه تیم بود و قلیچ‌خانی را زیر نظر داشت این ملاقات را گزارش کرد. در تهران، قلیچ‌خانی به همراه حمید لواسانی و البته حسن حبیبی دستگیر شدند.

حسن حبیبی که افسر شهربانی بود و اصلا عضو تیم ملی نبود اما به خاطر رفاقتش با قلیچ‌خانی (در پاس همبازی بودند) دستگیر شده بود و 24 ساعت بعد آزاد شد. لواسانی و قلیچ‌خانی عازم کمیته ضد خرابکاری شدند. قلیچ‌خانی از قرار در وضعیتی رمانتیک تصمیم به مقاومت در مقابل ساواک را داشت و از قبل هم خود را به لحاظ فیزیکی برای تحمل شکنجه‌های احتمالی آماده کرده بود اما وقتی تهدیدها به سمت همسر جوان او می‌رود (تهدید به تعرض جنسی)، قلیچ‌خانی بلافاصله ابراز ندامت می‌کند.

در اواخر بهمن او و حمید لواسانی در تلویزیون ظاهر شدند و در برنامه‌ای که عطا بهمنش به عنوان مجری حضور داشت از گذشته خود ابراز ندامت کردند. قلیچ خانی به تدریج به کادر اصلی تیم ملی بازگشت و از دلایل قهرمانی دوباره تیم ایران در جام ملت‌های آسیا در سال 1972 شد. یعنی در اردیبهشت 1351.

به این ترتیب سال 1350 در همه موارد نشان می‌داد که آن دورنمای ساکت و آرامی که پهلوی‌ها بعد از شش سال راحت و هموار انتهای دهه چهل، در تصور خود داشتند، در کار نخواهد بود. در سال 1350 چریک‌‌ها و کمونیست‌ها و ترورها و بمب‌گذاری‌ها و خرابکاری‌ها به ادبیات عامه مردم راه یافته بود و ساواک جری‌تر و آزاد‌تر از همیشه با توجیه مبارزه با گروه‌های مارکسیستی و چریکی از دامنه عملیات ترسناکی برخوردار شده بود.

محمدرضا که از جشن‌های دو هزار و پانصدساله و حضور آن تعداد رهبر و رئیس جمهور از سراسر جهان اعتماد به نفس بالایی پیدا کرده بود حالا جاه‌طلبانه هدف‌های دیگری را در نظر داشت‌. بی‌هیچ قید و بندی و بدون هیچ نیروی ناظر و کنترل کننده. او به واقع به یک سلطان مستبد تبدیل شده بود. از فردا وارد سال 1351 خواهیم شد.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.