روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | سال 1350 در حالی شروع شد که محمدرضا به تازگی از اعدام چریک‌های فدایی سیاهکل فارغ شده بود و حالا دورخیز کرده بود که به دور از هر دغدغه سیاسی جاه‌طلبانه‌ترین پروژه خود را انجام بدهد. پروژه جشن‌های 2500 ساله که بانی آن یکی از اسلام ستیز‌ترین نویسندگان و مورخین معاصر ایران بود یعنی شجاع‌الدین شفا که هرچند یک دهم احمد کسروی هم دانش نداشت اما به اندازه او علیه مذهب تشیع می‌نوشت و حرف می‌زد و در دوره‌ای به معاونت وزارت دربار رسیده بود.

با اصرار شجاع‌الدین شفا و پیگیری علم حکومت رفت تا یکی از گران‌قیمت‌ترین و پرخرج‌ترین و عجیب‌ترین جشن‌های تاریخ معاصر را برگزار کند. دو هزارو پانصد سال سلطنت! مبنای این جشن بخصوص با توجه به تغییرات خونین سلسله‌های پادشاهی و دست به دست شدن قدرت میان ده‌ها سلسله و دودمان و همین طور حضور همزمان چند سلسله در مناطق مختلف کشور‌، مبانی این جشن را سست نشان می‌داد. اما درآن روزگار کسی جلودار محمدرضا نبود.

عالیخانی اواخر سال 48 به خاطر اختلاف‌نظر شدید با محمدرضا و هویدا استعفا داده بود. هویدا عاشق دخالت کردن در بازار آزاد و قیمت‌گذاری و کنترل قیمت‌ها و نشان دادن خود به عنوان یک مبارز علیه گرانی بود و محمدرضا هم در رویای سهیم ساختن کارگران در سهام کارخانه‌های خصوصی و دست آخر عالیخانی از سیستم کنار رفت و کار به دست هوشنگ انصاری افتاد که خودش دوره‌ای سفیر ایران در آمریکا بود و وزیر اقتصاد شده بود. هماهنگ با سیستم جمهوریخواهان درآمریکا.

محمدرضا دیگر خیالش راحت شده بود. نیکسون در کاخ سفید بود و تولیدات صنعتی هم روی ریل افتاده بود و رقیب و گروه مخالف مهم سیاسی هم در کار نبود. محمدرضا سلطان مستبد و خودمحوری بود که سرمست از موفقیت‌های محدود سیاسی و اقتصادی و با بی‌اعتنایی مطلق و خطرناکش به بافت جمعیتی کشور‌،‌ با یک رمانتیسم خطرناک درباره نقش خودش در تاریخ ایران و جایگاه آینده ایران در میان قدرت‌های جهان خیالبافی می‌کرد.

جشن دو هزار و پانصد ساله از 20 مهرماه و در طی پنج روز در جوار تخت جمشید برگزار شد. متولی اصلی وزارت دربار و اسدالله علم بود که قبلا در جشن تاجگذاری محمدرضا و جشن تولد رضا پهلوی نشان داده بود که متخصص این نوع مراسم است. این جشن زیرساخت‌هایی هم لازم داشت از جمله را‌ه افتادن ایستگاه ماهواره‌ای اسدآباد همدان و توسعه فرودگاه شیراز و در کنارش چند مراسم نمادین دیگر از جمله افتتاح برج شهیاد و همین‌طور افتتاح مجموعه ورزشی آریا مهر.

این مراسم جنون‌آمیز موجب شد تا ۲۰ پادشاه و سلطان‌، ۵ملکه‌، ۲۱شاهزاده، ۱۶‌رئیس‌جمهور، ۳ نخست‌وزیر، ۴ معاون رئیس‌جمهور و ۶۹ وزیر خارجه از ۶۹ کشور عازم مرودشت شوند. آغاز مراسم در پاسارگاد و در جوار آرامگاه کوروش بود که طی آن شاه نطق خود را خواند و سپس سران و پادشاهان ‌، به کوروش ادای احترام کردند. در این مراسم دوتا سوارکار با لباس و گریم هخامنشی مجبور شده بودند از بهارستان تهران تا مرودشت را سوار بر اسب بتازند و نامه نمادین مردم را به محمدرضا تحویل بدهند.

کل برنامه و طراحی آن از شدت پوچی حیرت‌انگیز هستند و عجیب‌تر استقبال این تعداد مقام خارجی‌. چه کسی باور می‌کرد پادگورنی رئیس‌جمهور شوروی مهمان جشن‌های 2500 ساله باشد یا مثلا مارشال تیتو؟ این مراسم عجیب در روایت رسمی 22 میلیون دلار هزینه داشته است اما روایت‌های فرنگی رقم را تا 200 و حتی 500 میلیون دلار بالا می‌برند که خب تاییدشان سخت است. هرچه هست علم به این فخر می‌فروخت که از عواید این جشن برای مرمت مسجد آیت‌الله بروجردی در قم هم استفاده کرده است.

این جشن ممکن است که در خارج از کشور تاثیرات متفاوتی داشته باشد اما بازتاب بسیار موحشی در داخل کشور داشت‌. توده‌های مردم در بهترین حالت مرعوب شده بودند و در بیشترین حالت دچار نفرت و غیظ‌. خبر هزینه‌های این مراسم و شایعات درمورد پذیرایی‌های فوق لوکس توسط گران‌ترین رستوران‌های مشهور پاریس و از این‌جور چیزها کینه‌های جدیدی را بخصوص در میان طبقات مذهبی و همین‌طور دانشجویان و چپگراها ایجاد کرده بود.

یادمان باشد در همین آغاز سال 1350 اعتصاب کارخانه چیت سازی به خاطر کمبود حقوق با آتش ماموران محمدرضا منجر به کشته شدن سه تن از کارگرها شده بود‌. این واقعیتی است که محمدرضا که اصولا به داشتن پایگاه مردمی اعتقادی نداشت با این جشن این مسئله را بغرنج‌تر هم کرد‌. جشن دو هزار و پانصد ساله یکی از تعیین‌کننده‌ترین اتفاقات در ارزیابی توده‌های مردم نسبت به خاندان سلطنتی بود.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - تک نگاریاینجا کلیک کنید.