روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | آبان 1339 که رضا اولین پسر محمدرضا به‌دنیا آمد، دنیا دیگر بر وفق مراد شاه بود اما دو ماه بعد پیروزی دموکرات‌ها در کاخ سفید دربار را به وحشت انداخت. جان اف ‌کندی، ‌ مشهور بود که محمدرضا را حاکم قابل اطمینانی نمی‌دانست و برای عدم تکرار تجربه‌های عراق و مصر دنبال آلترناتیو‌های دیگری می‌گشت. آمریکایی‌ها از محمدرضا در مکاتباتشان به‌عنوان ساقه نازک اسم می‌بردند و طرح جایگزینی او را مد‌نظر داشتند.

آمریکا به‌هرحال به‌خاطر کودتای 28 مرداد خود را مسلط بر محمدرضا می‌دانست. شرایط اقتصادی ایران در وضعیت اسفناکی بود و همین ماجرا تزلزل حکومت شاه را بیشتر می‌کرد. خبرهای حاکی از فساد مالی و رانت‌های خانوادگی زنگ‌های خطر ایران را در کاخ سفید به‌صدا درآورده بود. آیا ایران دوباره دستخوش انقلاب و هرج‌و‌مرج می‌شد؟‌ در واشنگتن ترس از به‌قدرت رسیدن کمونیست‌ها در ایران و تسلط‌شان بر منابع نفتی خواب و خیال سیاستمداران را گرفته بود.

در سندی که سال 2015 منتشر شده آمده که: در واشنگتن گروهی از نزدیکان کندی برای سرنگونی شاه نقشه داشتند. رهبر آن اقلیت بانفوذ یکی از لیبرال‌ترین قضات دیوان‌عالی آمریکا به‌نام ویلیام داگلاس بود. داگلاس- از چهره‌های مهم حزب دموکرات- به‌عنوان مشاور غیررسمی برادران کندی در امور ایران عمل می‌کرد. داگلاس قویا معتقد بوده که «مشکل ایران» یک راه‌حل دارد و آن سرنگون کردن شاه است.

بنا بر اسناد، ویلیام داگلاس و متحدانش- رابرت کندی (برادر رئیس‌جمهور و وزیر دادگستری وقت) و جان وایلی (سفیر سابق آمریکا در ایران)- برای انتقال قدرت در ایران یک طرح مشخص به کاخ سفید ارائه کرده بودند تا شاه را کنار بزنند و زمام امور را به شورای سلطنت بسپارند؛ شورایی متشکل از سیاستمداران مورد اعتماد واشنگتن از جمله ناصر‌خان قشقایی و علی امینی.

محمدرضا در اسفند همان سال یعنی دوماه پس از حضور کندی در کاخ سفید، هیات بلند‌مرتبه‌ای را به سرپرستی تیمور بختیار عازم آمریکا کرد. برای مذاکره و دادن و گرفتن تضمین‌های لازم جهت بقای سلطنت. خب این ریسک بزرگی بود. تیمور بختیار مردی جاه‌طلب و در عین حال کاریزماتیک بود که با آن تصویر سلطان ترسو که محمدرضا در هنگام کودتای 28 مرداد برای آمریکایی‌ها از خود ترسیم کرده بود، بسیار فرق داشت.

تیمور بختیار که 5 سال از محمدرضا هم مسن‌تر بود،‌ یکی دیگر از بختیاری‌های معروفی بود که با حضور ثریا در دربار طالع بختشان درخشیده بود. تحصیلکرده در بیروت و دانشکده نظامی سن‌سیر فرانسه که در دهه سی در مقام فرماندار نظامی تهران، ‌با سرکوب سنگدلانه سازمان افسران توده و همین‌طور فدائیان اسلام شهرتی برای خود به‌هم‌زده بود. او عامل اصلی اعدام مجتبی نواب صفوی، دکتر فاطمی و خسرو روزبه بود.

مردی که علاقه ویژه‌ای به معاشرت و مغازلت و… با بانوان سرشناس داشت و داستان دلباختگی‌اش به پوران، خواننده مشهور و جوان دهه سی شهرتی پیدا کرده بود. ماجرایی که در نهایت به طلاق پوران از همسر و استادش عباس شاپوری منتج شد.
شاپور بختیار در سفر به واشنگتن خود را در موقعیتی ایده‌آل می‌دید. او مذاکرات خصوصی با کندی برگزار کرد که در آنها به شکل محسوسی با شکایت‌ها و گلایه‌های کندی از شیوه حکومت محمدرضا همراهی کرد و خودش را به‌عنوان مهره‌ای کارآمد در نگاه کندی جلوه داد.

مشکل اینجا بود که سابقه تیمور بختیار در اعمال خشونت و سرکوب به شکل اتوماتیک او را از رده چهره‌های موردنظر دموکرات‌ها براي اصلاحات لیبرالی خارج می‌ساخت. بختیار اما سرحال و شاد به ایران بازگشت و به شکل متناوب در ساختمان ساواک و دفتر پیمانکاری خصوصی‌اش در خیابان فیشرآباد حاضر می‌شد. هریمن سفیر آمریکا در ایران بخش‌هایی از جزئیات مذاکره تیمور بختیار با کندی را به محمدرضا اطلاع و در مورد جاه‌طلبی‌های او هشدار داد. واکنش محمدرضا آنی و با سراسیمگی فوق‌العاده‌ای بود.

تیمور بختیار، سرلشكر هدایت و سپهبد آریانا برکنار شدند. تیمور بختیار باور داشت که این برکناری مقدمه پیشنهادات بزرگ‌تری خواهد بود و به دخالت واشنگتن هم امید داشت. در این میان با حضور علی امینی در پست نخست وزیری که سیاستمدار معتمد آمریکایی‌ها و یکی از گزینه‌های لیبرال ساختن ساختار حکومتی ملوک‌الطوایفی پهلوی‌ها بود،‌ خیال محمدرضا قرص‌تر شده بود و از آن سمت هم آمریکایی‌ها در انتصاب امینی انگیزه‌هاي خود براي تغییر حکومت در ایران را از دست دادند.

علی امینی طرح بازداشت تیمور بختیار را پیش کشید اما بختیار اعلام کرد در مورد هرگونه تلاش برای بازداشتش، ‌اسلحه خواهد کشید. در اردیبهشت 1340 یعنی دو ماه پس از سفر جنجالی تیمور بختیار به آمریکا و همزمان با برکناری شریف امامی و نخست‌وزیری علی امینی، بختیار از ایران تبعید شد و رفت به سمت سوئیس و ایتالیا،‌ تا خطرناک‌ترین نظامی ارتش نیز از دور خارج شود. پاکروان یک نظامی روشنفکر، ‌جانشین تیمور بختیار در راس سازمان امنیت شد.

بعدا به ماجرای تیمور بختیار برخواهیم گشت. که رفت خارج از کشور و با رادمنش از کادر مرکزی حزب توده و پناهیان از بازماندگان غائله پیشه‌وری در اروپا دیدار کرد تا هرطور که می‌تواند زهر خود را به حکومت پهلوی بریزد و حتی می‌گویند او پشت‌پرده یک توطئه تروریستی نافرجام در سال 1346 به هنگام بازدید محمدرضا از آلمان غربی بوده است. هرچه هست او دست آخر به بغداد رفت تا رویای کودتا علیه حکومت پهلوی را به حکومت بعثی عراق بفروشد که خب در میانه این معامله بزرگ در یک شکارگاه در غرب بغداد توسط یک نفوذی ساواک با گلوله کشته شد.

سایر اخبارکاربران ویژه - تک نگاریرا از اینجا دنبال کنید.