روزنامه هفت صبح، نادر نامدار | ۸ سال سرمربی تیم ملی ایران بود. خاطرات تلخ و شیرین زیادی برای‌مان ساخت. با او در جام جهانی روسیه فقط چند سانتی‌متر تا صعود به مرحله حذفی آن‌هم به‌عنوان صدرنشین فاصله داشتیم. با او حسرت‌مان برای رسیدن به فینال جام ملت‌های آسیا و قهرمانی تمدید شد. همزمان با او، مشت‌های‌مان را به سمت سرمربی تیم ملی کره‌جنوبی گره کردیم و کلی خاطره خوب و بد دیگر.

با وجود همه احساسات متناقضی که در ایران نسبت به او وجود داشت، من دوستش داشتم و دارم و برخلاف خیلی‌ها نمی‌پذیرم که او ما را تحقیر کرد و مستعمره او بودیم! روزی که کارلوس کی‌روش از ایران رفت، به این فکر می‌کردم که آیا گذرمان باز هم به‌هم می‌افتد؟ خیلی دور از تصور نبود. او سرمربی کلمبیا شده بود و شاید می‌شد یک بازی دوستانه بین ایران و کلمبیا باعث شود دوباره کی‌روش را ببینیم، ۸ سال در کنار خودمان و این‌بار رودرروی هم!

اما عمر حضورش در کلمبیا خیلی طولانی نشد. البته شروع بدی نداشت. در کوپاآمه‌ریکا با ۳ برد که یکی از آنها مقابل آرژانتین بود، کلمبیا را صدرنشین گروه کرد اما تیمش در ضربات پنالتی مغلوب شیلی شد. در ادامه نتایج ضعیف از راه رسیدند و دو باخت عجیب مقابل اروگوئه و اکوادور باعث شد تا کارش با کلمبیا خیلی زود تمام شود.

کی‌روش تا مدتی بیکار بود و حتی شایعه شده بود که می‌خواهد مربیگری را کنار بگذارد. اگر این اتفاق رخ می‌داد احتمالا دیگر هرگز دیدار با او میسر نمی‌شد. اما مدتی بعد مصری‌ها به سراغش رفتند. حالا دیدار دوباره با او می‌توانست رخ بدهد. چه با تقابل احتمالی در جام جهانی چه با یک بازی دوستانه.

کی‌روش در مصر هم پر سر‌و‌صدا بود و مخالفان زیادی داشت. او تیمش را نایب‌قهرمان آفریقا کرد اما نتوانست به جام جهانی برساند و در یک قدمی آن متوقف شد. همکاری‌اش با تیم ملی مصر هم به پایان رسید و دوباره شانس تقابل او با فوتبال ایران به صفر رسید. اما اتفاقاتی که در تیم ملی ایران رخ داد، او را تا یک قدمی بازگشت به نیمکت تیم ملی نزدیک کرد.

می‌گویند با او مذاکره هم کرده و حتی به توافق مالی هم رسیده بودند اما تغییر ناگهانی سیاست فدراسیون باعث شد تا بازگشت او به ایران تا این لحظه منتفی شود. راستش برایم خیلی فرق نمی‌کرد که کی‌روش را دوباره روی نیمکت تیم ملی خودمان ببینم یا روی نیمکت حریف. او ۸ سال با ما زندگی کرده بود، برای موفقیت خودش و تیم ملی با خیلی‌ها جنگیده بود، اشتباهاتی هم داشت، اما تا لحظه آخر کوتاه نیامد و هر چه از دستش برمی‌آمد برای تیم ملی انجام داد.

مطمئنم اگر امروز سرمربی تیم ملی شود، برای هر ثانیه باقی‌مانده تا جام جهانی برنامه خواهد داشت و اگر روی نیمکت تیمی دیگر، مقابل ایران قرار بگیرد، از هیچ تلاشی برای شکست دادن ایران فروگذار نخواهد کرد و حتی ممکن است همان‌طور که بارها به‌خاطر ایران با داورها درگیر شد، به‌خاطر شکست دادن ایران هم زمین و زمان را به‌هم بدوزد.

احتمال حضورش روی نیمکت تیم ملی ایران آخرین شانس برای دیدار دوباره با اوست، اگر چه همین احتمال هم الان به حداقل رسیده است. تا جام جهانی هم بعید است تیمی به‌دنبال تغییر سرمربی باشد. بعد از جام جهانی البته احتمال تغییرات در کادر فنی تیم‌های مختلف زیاد است اما این‌که همه اتفاقات جوری رقم بخورد که دوباره گذر ما و کارلوس کی‌روش به‌هم بخورد، خیلی شدنی نیست.

احتمالا آخرین تصویری که از او داریم، تصویر مرد عصبانی و مغمومی است که تیمش در آستانه فینال جام ملت‌های آسیا ناکام مانده و همه رویاهایش برباد رفته است. با وجود این هیچ چیز بعید نیست و شاید یک روز دوباره کی‌روش را ببینیم. تا آن روز، به امید دیدار آقای سی‌کیو!

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.