روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری| ویدئویی از سلما هایک بازیگر مکزیکی/ آمریکایی دیدم که میگفت وقتی ما به زبانی دیگر به کسی فحش میدهیم، او چیزی حس نخواهد کرد و این فحش برایش معنایی نخواهد داشت. چون معنی کلمه را نمیداند پس برایش چندان اهمیتی هم نخواهد داشت.
این ماییم که به کلمات معنا و ارزش میدهیم و تصمیم میگیریم از شنیدن چیزی خشمگین و آزرده شویم یا با بیخیالی از کنارش بگذریم. کلمات بهتنهایی ارزشی ندارند، ماییم که خیلیوقتها به این واژههای رها در فضا وزن میدهیم و خودمان را زیر سنگینیاش میاندازیم.
درست است که برای فهمیدن خشونت یا بیحرمتی نیازی به دانستن زبان نیست، اما میزان برانگیخته شدن احساسات و همینطور شدت عکسالعملمان بهمعنا و ارزشی که به واژهها میدهیم، بستگی دارد.
هیچوقت فکر کردهاید چرا گاهی از شنیدن بعضی شوخیها یا توهینها بیشتر عصبانی و ناراحت میشویم، کلهمان داغ میشود و میخواهیم گوینده را وادار به پس گرفتن حرفش کنیم، و گاهی تنها با گفتن یک «بروبابا» از کنار دهان گوینده رد میشویم و خیلیزود فراموشش میکنیم؟ شاید یکی از راههای آسودهتر زندگی کردن در جهان دهانهای همیشه باز و واژههای پراکنده، گرفتن ارزش کلمات و سبک کردن آنها باشد.



