روزنامه هفت صبح، دکتر امیررضا مافی | ‌در این چند روز که خبر بیماری سرطان جناب آقای دکتر هادی خانیکی، استاد بلند‌آوازه و محبوب ارتباطات، با یادداشت خودشان در یکی از جراید منتشر شد، مدام یک پرسش ذهنم را درگیر کرده است: درد آیا یک امر سوبژکتیو است یا یک امر ابژکتیو؟ نمی‌خواهم حرف فلسفی بزنم، اما ما درد را تجربه می‌کنیم، به‌نحو حضوری، یا درد را تصویر و تفسیر می‌کنیم به‌نحو حصولی؟ درد درون ماست یا بیرون از ماست؟

حتما کسانی پاسخ خواهند داد که هر کسی در زندگی، دردهای خودش را به‌نحو حضوری و شهودی تجربه می‌کند و دردهای دیگران را می‌بیند یا می‌شنود. آری درد خویشتن یک امر سوبژکتیو است و درد دیگری یک امر ابژکتیو. اما مسئله‌ من فراتر است: انتخاب پرسپکتیو یا همان منظر‌. ما با درد از کدام منظر مواجه می‌شویم؟ خودآگاه، کسی است که بتواند میان خویشتن و دردش فاصله بیندازد و آن را به‌رغم رنج شهودی، تحلیل کند.

این جنگی است میان در گرداب احوال خود فرورفتن و از خود جدا شدن: استعلا. آنان که قوی‌تر هستند، می‌توانند جدا شوند، می‌توانند میان خود و دردشان فاصله بیندازند و آن را همچون یک ابژه و یک صورت بیرونی بشناسند و با آن گفت‌وگو کنند. گفت‌وگو با درد، یعنی حفظ آگاهی خود و فاصله گرفتن از گودال تن. در واقع با همه‌ تکثری که در تجربه‌ منحصر به‌فرد درد برای هر یک از انسان‌ها وجود دارد، فارغ از اشتراکات فیزیولوژیک، می‌توان خود را از آن جدا کرد، شناخت و گفت‌وگو با آن را آغاز نمود.

کاری که دکتر خانیکی عزیز به آن مبادرت ورزید و کمی پیش‌تر دکتر حمیدرضا صدر فقید، در کتاب از قیطریه تا اورنج‌کانتی پیش چشم ما گذاشت. در واقع قدرت جدا شدن و تمیز بخشیدن میان آن چیزی که تمام اعضا، جوارح و توامان روح‌ات را دستخوش تغییر کرده، با قوه‌ تحلیل و شناخت، از تجلیات وجود انسان است؛ تجلیات اگزیستانسیالیستی به‌معنای عام. دکتر خانیکی با پذیرش و آگاهی، درباره‌ این وضع جدیدش، سخن می‌گوید و تلاش می‌کند آن را مخاطب تعامل‌اش قرار دهد.

افرادی که در مرتبه‌ اطلاعات‌اند، بعد از شنیدن خبر بیماری یا تجربه‌ درد، مقهور اطلاعات پیرامون آن می‌شوند، عقب می‌کشند و در گرفتاری تن فرو می‌غلتند. از طرفی انسان‌های آگاه، از اطلاعات فراتر می‌روند و به‌رغم علم به لزوم این فاصله، به دلیل عدم تطابق نظر و عملشان، منفعلانه، ساحت وجودی خود را درگیر ماجرا می‌یابند و در نهایت تسلیم خواهند شد. دست آخر اما انسان‌های خودآگاه، در برابر دردشان فعالانه حرکت می‌کنند و آن را به مثابه طرف شناخت (ابژه) گفت‌وگو و تعامل قلمداد می‌کنند.

باری، تجربه‌ بیماری برای همه‌ ما تکرار می‌شود، وسیع‌تر آنکه همگی فراوان‌ دردهایی را تجربه کردیم که یا در برابرشان تسلیم شدیم یا با گذر زمان، آن را به ناخودآگاه‌مان سپردیم، اما برخی نشستند و با دردهایشان نجوا کردند، هزارتوی پیچیده‌ آن را از بیرون به نظاره نشستند و منظری خاص برای مواجهه با آن یافتند.

گفت‌وگو با درد، توسعه و رشد وجود انسانی را نشان می‌دهد و امید کیمیای چیرگی است. امید که بر دردهایمان واقف و مستولی باشیم. در آخر باید از همگی طلب کنم که در این شب‌های عزیز، فارغ از حرف و قضاوتی، برای سلامتی کسانی مثل دکتر هادی خانیکی عزیز دعا کنیم و قدر قله‌های فرهنگمان را بیشتر بدانیم.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - تک نگاریاینجا کلیک کنید.