روزنامه هفت صبح، نادر نامدار | اسم هت‌تریک و پوکر و گلات که می‌آید حالم بد می‌شود. بیشتر از همه از هت‌تریک متنفرم. بدترین خاطره فوتبالی‌ عمرم با این اصطلاح گره خورده است. کلمه هت‌تریک را که می‌شنوم، چهره پرویز مظلومی جلوی چشم‌‎هایم رژه می‌رود، با آن شادی افسارگسیخته بعد از گل فریدون زندی. با ما چه کردی مرد؟

از آن روز سرد بهمن ماه ۱۳۹۰ تا امروز، چند باری خلاصه آن دربی لعنتی را دیده‌ام و هنوز هم که هنوز است باورم نمی‌شود چنین اتفاقی افتاده باشد. هنوز وقتی به صحنه گل اول پرسپولیس می‌رسم، به پژمان منتظری التماس می‌کنم که جان مادرت، پاس را قطع کن، اما نمی‌کند. روی صحنه گل دوم منتظرم رحمتی هد ایمون زاید را بگیرد اما نمی‌تواند و روی گل سوم بالا و پایین می‌پرم تا یکی توپ را قطع کند و نگذارد به ایمون زاید برسد اما …

۱۰سال از آن شب گذشته اما من هنوز دارم به این فکر می‌کنم که مگر در یک بازی چند اتفاق باورنکردنی و معجزه‌آسا می‌تواند رخ بدهد؟ دو گل به پرسپولیس زده بودیم و هنوز داشتیم حمله می‌کردیم. خوشحال‌تر از ما هواداران اما پرویزخان مظلومی بود که لیدری شده بود برای خودش! بعد هم که مهرداد اولادی خدابیامرز اخراج شد. ما هم هنوز داشتیم حمله می‌کردیم و توپ‌های‌مان توی گل نمی‌رفت. از پرسپولیس هم کاری برنمی‌آمد. کار تمام بود دیگر، مگر نه؟

باباجان! تعویض طلایی یکی یا فوق فوقش دوتا! چطور ممکن است هر ۳ تعویضی یک مربی به زمین بروند و روی همه گل‌های تیم‌شان تاثیرگذار باشند؟ ‌تازه اصل کاری را هم که خودشان قبول نداشتند. جادوگرشان لب خط به دنیزلی پریده بود که چرا ایمون زاید؟ اما همین آقا در ۱۰دقیقه آخر بازی، هر ۳ گل پرسپولیس را زد، مهدوی‌کیا پاس گل دوم را به او داد و بادامکی پاس گل سوم را! شک ندارم اگر چند سال بعد خاطره این بازی را برای کسی که آن را ندیده تعریف کنم، باورش نمی‌شود و فکر می‌کند دارم شلوغش می‌کنم. اما نمی‌داند که آن شب چه بر من و امثال من گذشت. خدا بگویم چه‌کارت کند پرویزخان!

آخرین بار که هایلایت بازی را دیدم، یک نکته دیگر توجهم را جلب کرد. دوربین بعد از گل دوم استقلال تا پایان بازی سه بار رفت روی پرویز مظلومی. اولین بار که داشت هواداران را به تشویق تیمش و خودش وامی‌داشت. دومین بار بعد از گل دوم پرسپولیس بود که دست‌های یخ زده از سرمایش را فوت می‌کرد و سومین بار بعد از گل سوم پرسپولیس که مات و مبهوت جلوی نیمکت تیمش قدم می‌زد. اما بعد از گل دوم پرسپولیس، دوربین دو بار روی مصطفی دنیزلی زوم می‌کند و او در هر دو صحنه مشغول یادآوری نکات فنی و تاکتیکی به بازیکنان تیمش است!

آن فصل استقلال با یک امتیاز اختلاف نسبت به سپاهان قهرمان، سوم شد. اگر پرویزخان را جو نمی‌گرفت و به جای لیدر شدن، نتیجه بازی را حفظ می‌کرد، قهرمانی در پایان فصل به استقلال می‌رسید آن هم در فصلی که پرسپولیس دوازدهم شده بود! آخ که چه لذتی را از ما گرفتی آقای مظلومی.

بس است دیگر. دست روی دل خودمان نگذاریم. با دست خودمان داغ دل‌مان را تازه نکنیم. برای امروز بس است. برویم سراغ کار و زندگی‌مان. ببینیم کی و کجا دوباره خاطره این هت‌تریک لعنتی می‌رود توی مخ‌مان و یاد آن روز سرد بهمن ماه ۱۳۹۰ می‌افتیم!

آخرین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.