روزنامه هفت صبح، تیمور مستور | ‌یک: حجازی احتمالا محبوب‌ترین و مشهورترین دروازه‌بان فوتبال ایران است. بچه خیابان آریانای تهران (مالک اشتر) که خون ترک و لر از جانب پدر و مادر در رگ‌هایش جاری بودند. اکثریت در ایران او را به عنوان بهترین دروازه‌بان فوتبال ایران و حتی آسیا هم قبول دارند. خوش استایل و باهوش . از ۱۹ سالگی صاحب پیراهن تیم ملی شد و چهره‌های قدیمی مثل عزیز اصلی و فرامرز ظلی را کنار زد.

در بیست سالگی با تاج قهرمان آسیا شد و فرهنگ بادکوبه را نیمکت‌نشین کرد. بدن فنر مانندش اجازه می‌داد تا شیرجه‌های زیبایی در قواره دروازه‌بان‌های طراز اول اروپایی بزند. چهره جذاب او باعث شد تا بارها روی جلد نشریات جوانانه آن دوران عکسش برود در کنار ستاره‌های سینما و موسیقی . کارنامه او در دهه پنجاه شگفت انگیز است هرچند رقابت‌های مهمی را نیز از دست داده است.

دو: بگذارید برخی هاشورهای تیره کارنامه این افسانه بزرگ را مرور کنیم. ‌ او به همراه تیم ملی به المپیک مونیخ نرفت و منصور رشیدی و رضا قفلساز دروازه‌بان‌های تیم ملی در این رقابت‌ها بودند. در جام ملت‌های آسیا ۱۹۷۲ در بازی نیمه نهایی مقابل کامبوج یک پنالتی در حین بازی به نفع ایران گرفته شد که حجازی آن را خراب کرد‌!

او همچنین در بازی‌های آسیایی تهران ۱۳۵۳ چند بازی را از دست داد و منصور رشیدی درون دروازه قرار گرفت( حجازی در فینال بازگشت) او جام ملت‌های آسیا در سال ۱۹۷۶ را به خاطر مصدومیت از دست داد و منصوررشیدی در ۵ بازی درون دروازه ایران ایستاد و گلی هم دریافت نکرد(حجازی در واقع یک قهرمانی جام ملت‌های آسیا را در کارنامه خود دارد). حجازی در شکست سنگین سه بر صفر مقابل استرالیا در مقدماتی جام جهانی ۱۹۷۴ دروازه‌بان اصلی تیم ملی بود و هر سه گل روی اشتباهات فاحش او به ثمر رسید تا آنجا که در بازی برگشت جای خود رابه منصور رشیدی داد.

حجازی در جام جهانی ۱۹۷۸ در دو بازی با اسکاتلند و پرو اشتباهات مشخصی داشت و ضعف قدیمی‌اش در جمع کردن سانترهای هوایی گریبانگیر تیم ملی شده بود. حجازی در بازی‌های دوستانه تیم ملی مثلا مقابل فرانسه هم اشتباهات کمر‌شکنی داشت و هردو گل فرانسه روی اشتباهات او شکل گرفتند.

حجازی در المپیک مونترآل نیز نقش مشخصی در گل‌های خورده تیم ملی از لهستان و شوروی داشت‌. او در این المپیک و در سه بازی پنج گل دریافت کرد که چهار گل روی اشتباهات او بود، در جام جهانی در سه بازی هشت گل خورد (چهارتا از روی نقطه پنالتی . هر چهار پنالتی را در جهت اشتباه شیرجه زد) در جام ملت‌های آسیا در کویت در سال ۱۹۸۰ هم او در سه بازی با چین و کره شمالی و کویت شش گل دریافت کرد.

سه: اما کسی نمی‌تواند فراموش کند که او در قهرمانی تاج در باشگاه‌های آسیا فقط یک گل دریافت کرد‌، با رشادت او ایران در مقدماتی المپیک مونیخ در پیونگ یانگ تساوی بدون گل به دست آورد‌، کسی فراموش نمی‌کند که در انتخابی جام جهانی ۱۹۷۸ او در شش بازی در ترکیب اصلی قرار گرفت و فقط دو گل دریافت کرد.

رشادت او در همین بازی‌ها مقابل کره‌جنوبی در پوسان فراموش نشدنی است. نگارنده یادش است که در گزارش رادیویی آن بازی و در یکی از ضعیف‌ترین بازی‌های تیم ملی‌، این فقط نام ناصرحجازی بود که پیاپی شنیده می‌شد. اگر او در بازی با هلند درون دروازه ایران نبود جای سه گل، شش گل می‌خوردیم. حجازی در جام جهانی هفت سیو موفق را ثبت کرد که آمار جالب توجهی است.

چهار: حجازی دروازه‌بانی اسطوره‌ای بود اما به شدت بر مسائل مالی پافشاری می‌کرد و شاید ازدواج زودهنگامش هم بر این مسئله دامن می‌زد. مشهور است که خانواده همسرش به رغم نام و آوازه‌اش‌، در مراسم خواستگاری ابتدا او را رد کردند چرا که فوتبالیست بودن را شغل نمی‌دانستند . او با یک ماشین مدل بالا دوباره به خواستگاری آمد و می‌شد حدس زد که تامین مناسب خانواده‌اش و خرید یک خانه بعدها به چه دغدغه بی‌انتهایی برای او بدل شده بود.

از هیچ بازیکنی در دهه پنجاه این قدر روایت در مورد دستمزد و پاداش وجود ندارد. مثلا خودش می‌گوید: «یک بار در حالی که قراردادم حدود ۵۰ هزار تومان بود، گفتم ۲۰۰ هزار تومان می‌خواهم جالب اینکه رایکوف و مدیران باشگاه این پیشنهاد را قبول کردند … به خودم گفتم چه اشتباهی کردم، کاش می‌گفتم ۵۰۰ هزار تومان می‌خواهم!» برای همین در سال ۱۳۵۴ تاج را ترک کرد و با یک پیشنهاد مالی بهتر به شهباز رفت. کاری که بیش از هرکسی رایکوف مربی وقت تاج را شگفت زده ساخت.

کسی که در واقع عامل اصلی همه موفقیت‌های زودهنگام حجازی بود. حجازی بعدها در سال ۱۳۵۶ و در موقعی که رایکوف سرمربی سپاهان بود به ملاقات او رفت و ‌ از او عذرخواهی کرد. حجازی در سال ۱۳۵۷ و در هنگام حرکت تیم ملی به جام جهانی آرژانتین اعلام کرد تا وعده‌های فدراسیون مبنی بر اهدای زمین در شهرک غرب به شرط صعود به جام جهانی برآورده نشود امکان ندارد پا به درون هواپیما بگذارد. در استیصال پیش آمده با وساطت حشمت مهاجرانی یک پاکت پول بیست و پنج هزار تومانی به حجازی داده شد که او بلافاصله آن را به همسرش می‌دهد و سوار هواپیما می‌شود. مهاجرانی بعدها کم کاری فدراسیون در این زمینه می‌پذیرد و به حجازی حق می‌دهد.

پنج: حجازی خصوصیات دیگری هم داشت که بخشی از شهرت افسانه‌ای‌اش ناشی از همین موضوع است‌: در حالیکه بسیار رفیق باز، جنتلمن و مهربان بود، در مقابل ابراز قدرت بسیار حساس بود. چه کامبیز آتابای و پرویز خسروانی و چه مسئولین فوتبال در دهه شصت. او به شکلی ذاتی در مقابل اعمال قدرت و تحکم می‌ایستاد.خودش می‌گوید: « یک بار کارم با آتابای به درگیری لفظی کشید و به او بد و بیراه گفتم.

حتی تهدیدم کردند گفتند می‌بریمت ساواک کتکت می‌زنیم اما از کسی معذرت‌خواهی نکردم و زیر بار حرف زور نرفتم. آتابای اسب‌سوار بود و گاهی وقت‌ها با اسب و چکمه می‌آمد تمرین تیم ملی و می‌خواست به همه دستور بدهد. من همیشه جلوی او می‌ایستادم. آن موقع همه به من می‌گفتند حجازی حرف نزن، می‌آیند تو را می‌برند ساواک. می‌گفتم چرا حرف نزنم؟

آخر این آقا کی هست که می‌آید اینجا و می‌خواهد به ما دستور بدهد؟ او اصلاً نمی‌فهمد فوتبال چیست. اگر پدرش اصطبل دارد اما حق ندارد بیاید سر تمرین تیم ملی!» این شجاعت انفرادی او در سال‌های پس از انقلاب هم تنش‌های فراوانی به همراه داشت و خودداری‌اش از حمل یک عکس ، پیراهن تیم ملی را در سی سالگی از او گرفت. بعدها دوباره در مورد او خواهیم نوشت.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.