روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| خالق هامون، بانو، سارا، لیلا، گاو، سنتوری رو به دوربین گوشی موبایل نشسته است، به سینه میکوبد و با صدایی که از خشم و استیصال دورگه شده فریاد میزند، دیگر نمیتوانم! من حقم را میخواهم! شما چه کسی هستید که مثل اشباح در تاریکی تصمیم میگیرید! این حکایت داریوش مهرجویی، کارگردان سینماست که به دلیل لغو مجوز اکران فیلم لامینور در نوروز چنین خشمگین فریاد میکشد. بعد از خشم او دستهبندیها، حمایت و تخریبها آغاز شد.
عدهای گفتند اصلا چرا باید یک فیلم توقیف شود یا منتظر مجوز اکران و چه و چه بماند، عدهای دیگر هم به او تاختند که چطور وقتی فیلم بقیه کارگردانها سر بریده میشد، سکوت کرد! اما بیایید برای یک بار هم که شده بر سر یک موضوع به توافق برسیم! توقیف جایز نیست و این سینما چه توقیفها ندیده است و چه فیلمها وقتی طعم و هیجان و مزهشان از دهان افتاد، تازه فرصت پخش و اکران عمومی گرفتند و حالا در این لیست بهرام بیضایی، علی حاتمی، امیر نادری، کیانوش عیاری و حتی ابراهیم حاتمیکیا هم قرار دارند.
بیایید برایتان بنویسم چه فیلمهایی بر سر چه دلایل عجیب و غریبی گردن زده شدند و بعدها یا در بهدر بهدنبال سیدیفروشها میدویدیم که نسخه قاچاقی را ببینیم یا شانس میآوردیم طی رفاقتی با کارگردان در یک اکران خصوصی فیلم را میدیدیم اما اکران عمومی؟ هرگز! حتی به شما بگویم این داستان توقیف فیلمها فقط به بعد از ۵۷ بازنمیگردد و قیصر، فیلم معروف ایرانی قبل از انقلاب هم مدتی توقیف بود!
فیلم جنوب شهر فرخ غفاری، قیصر مسعود کیمیایی، گاو داریوش مهرجویی، آرامش در حضور دیگران ناصر تقوایی، گوزنها کیمیایی و دایره مینا مهرجویی، اینها فیلمهایی هستند که قبل از انقلاب مدتی توقیف ماندند و اگرچه در این لیست آرامش در حضور دیگران تقوایی هیچوقت، دیگر فرصت نمایش نیافت. اما مهمترین فیلمهایی که بعد از انقلاب برای همیشه یا مدتی توقیف ماندند، شاید به ۵ مورد برسد.
چریکه تارا : شاید بتوان گفت اولین فیلمی که بعد از انقلاب اسلامی، مهر توقیف خورد، چریکه تارا از بهرام بیضایی بود. مشکل اصلی فیلم که سوسن تسلیمی نیز در آن ایفای نقش میکرد، حجاب بازیگران عنوان شد. البته فیلم زمانی ساخته شد که هنوز قانون حجاب به این شکل تایید نشده بود و به هرحال این فیلم با اینکه در جشنواره فیلم کن نمایش داده شد اما در ایران هرگز اکران عمومی نشد. اگرچه در کارنامه بیضایی فیلمهای توقیفی زیاد دیده میشود که حالا با تاخیر برخی اکران شدند. مثلا مرگ یزدگرد که هرگز اکران عمومی نشد. باشو غریبه کوچک که بعد از چندسال توقیف اکران شد.
حاجی واشنگتن: حاجی واشنگتن، ساخته علی حاتمی که همان سال ۶۱ که ساخته شد، مهر توقیف هم گرفت! داستان اولین سفیر ایران در آمریکا با بازی عزتالله انتظامی. این فیلم فقط در جشنواره فیلم فجر سال ۱۳۶۱ موفق به پخش شد و بعد هم به محاق توقیف رفت و نکته غمانگیز داستان میدانید کجاست؟ اینکه علی حاتمی، کارگردان فیلم در روزگار حیاتش اکران فیلمش را ندید و بعدها در بیستم خرداد سال ۱۳۷۷ و در دوران طلایی بعد از دوم خرداد این فیلم به نمایش عمومی درآمد. اما از همین فیلم بر سنگ قبر علی حاتمی، جملهای حک شده است که نشان میدهد خاموشی ادامه ندارد. در سکانسی از فیلم جمله «آیین چراغ، خاموشی نیست» توسط انتظامی گفته میشود که خب معنایش مشخص است. اما از حاتمی فیلم جعفرخان از فرنگ برگشته هم باز توقیفی شد.
آدم برفی: اما فیلم سینمایی آدمبرفی یکی از پرسروصداترین فیلمهای توقیفی بود. فیلمی ساخته داوود میرباقری که حدود سه سال توقیف بود و بالاخره در سال ۷۶ و بعد از دوم خرداد اکران شد و یادش بخیر که با خواهر دهه پنجاهی و برادرم به سینما عصرجدید یا سینما آتلانتیک رفتیم و دیدیم و بچههای آن دوره سینما عصرجدید را حتما خاطرشان هست که پاتوق روشنفکری آن دهه بود. آنقدر همه از آدم برفی گفته بودند که فکر کنم پرفروشترین فیلم آن سال شد.
به رنگ ارغوان و گزارش یک جشن!: شاید به جرات بتوانم بگویم از عجیبترین توقیفهای اجباری، توقیف فیلم ابراهیم حاتمیکیاست که خب خط فکریاش مشخص است. مثلا فیلم به رنگ ارغوان را خودم خیلی دوست دارم و شاید ده بار دیدهام. این فیلم به دلیل شکایت وزارت اطلاعات، از برنامه جشنواره فجر سال ۱۳۸۳ خارج شد و پس از ۵ سال توقیف در جشنواره فجر سال ۱۳۸۸ شرکت کرد و پس از آن به اکران عمومی درآمد. اما گزارش یک جشن، هیچگاه اکران عمومی نشد و شاید خود حاتمیکیا هم دیگر چندان رغبتی به اکران آن نداشت. این فیلم با موضوع حوادث انتخابات سال ۱۳۸۸، با اینکه در جشنواره فجر سال ۸۹ شرکت داشت، ولی بعد از آن توسط سازمان سینمایی توقیف شد و هیچگاه در سینماها اکران نشد و حتی نمایش ویدئویی نیز نداشته است.
رستاخیز : فیلم رستاخیز، احمدرضا درویش کار را بهجایی رساند که زن و مرد به قول خودشان متدین به خیابان آمدند و فیلمی از تجمع آنها به دست آمد که زنی در اعتراض به پخش فیلم، با قمه به سر خودش میکوبد و خون است که سرازیر میشود! فیلم رستاخیز با تم تاریخی و مذهبی برای سال ۹۱ است. حتی این فیلم در جشنواره فجر هم به نمایش درآمد و چندین جایزه برد. اما همان سال به محض اینکه فیلم روی پرده نمایش رفت، در اعتراض به چهره حضرت ابوالفضل که روی پرده سینما بدون پوشش رفته بود، معترضین جمع شدند و فیلم توقیف شد که انگار اکنون در شبکه نمایش خانگی فرصت اکران آنلاین گرفته است.
اما در این لیست چند فیلم را باید نام برد؛ آشغالهای دوستداشتنی، محسن امیریوسفی با ۶ سال توقیف، عصبانی نیستم درمیشیان ۶ سال توقیف که هر دو فیلم در مورد انتخابات ۸۸ بود. خانه پدری کیانوش عیاری که آنهم بعد از سه سال در چند سینما اکران شد و بلافاصله توقیف شد و همه نسخه اصلی فیلم را در اینترنت دانلود کردند! حالا کاناپه عیاری هم همچنان در توقیف است چون زنان در فیلم از کلاهگیس استفاده کردهاند.
این سرنوشت فیلمهای توقیفی بعد از انقلاب است. طبق شمارش اینجانب که شاید خیلی دقیق نباشد اما حدود ۱۰۵ فیلم سینمایی از سال ۵۸ تاکنون توقیف شده است که حالا برخی بعد از سالها فرصت اکران پیدا کردهاند و برخی هرگز دیگر نمایش داده نشدند. از عباس کیارستمیها تا جعفر پناهی و غیره در این لیست باید باشند. اما وقتی فیلمی توقیف میشود انگار بچهای را بزرگ کردهاید و حالا که میخواهید با او پز بدهید، میگویند خیر باید در پستو پنهانش کرد! دیگر ضررهای روانی و مالی آدمهای فیلم بماند که حتی انگار تهیهکننده سنتوری سر همین ماجرای توقیف فیلمش سکته کرد! یک بار باید با هم توافق کنیم که هیچ فیلم یا اثر هنری توسط هیچکسی، گردن زده نشود! تمام.



