روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری| اخبار جنگ را لابه‌لای باقی اتفاقات روز دنیا می‌خوانم. درگیری نظامیان اوکراین و روسیه در شهر خارکف، صدای انفجار و آژیر در کی‌یف، بهترین طراحی‌های لباس در هفته مدِ میلان، فرار مردم به سوی مرزها، شباهت اتفاقی لباس‌های کیم کارداشیان و جولیا فاکس، به هم رسیدن مادر و فرزندان اوکراینی در مجارستان، بهترین لحظه‌های اسکار…

در همان دقایقی که عده‌ای دارند خانه‌شان و هر آنچه صاحبش بودند را رها می‌کنند و با کوله‌ای کوچک برای زنده ماندن می‌دوند، عده‌ای دیگر درگیر سِت کردن اکسسوری‌های رنگارنگ با کت و پیراهنشان هستند و از خوب نایستادن دکمه‌های سر دستشان مضطرب می‌شوند. در دقایقی که یک عکاس دارد لحظه انفجار و فرو ریختن ساختمانی در جنگ را ثبت می‌کند، عکاس دیگری دارد دنبال یک سلبریتی می‌دود تا بهترین عکس مراسمی مجلل و بی‌نقص را بگیرد.

در همان لحظاتی که کسی دارد به خودش می‌گوید «نمی دونم وقتی برگردم، خونه‌ای باقی خواهد موند؟» کس دیگری دارد رنگ کاغذ دیواری جدید خانه‌اش را انتخاب می‌کند. وقتی بچه لاغر و گرسنه‌ای در جنگی قدیمی‌تر و از مد افتاده در سرزمینی خشک و ویران گلوله می‌خورد و جان می‌دهد، بچه‌ای دیگر دارد در آغوش مادرش برای خراشیده شدن نوک انگشتش اشک می‌ریزد و با وعده اسباب بازی‌ای تازه، بازیِ درد را فراموش می‌کند.

وقتی خانواده‌ای پشت پنجره دارد به حرکت هولناک هواپیماهای جنگی در آسمان شهرش نگاه می‌کند، خانواده‌ای دیگر برای تماشای فیلمی جنگی و پر هیجان بلیت خریده. این واقعیتِ تلخ مزه زندگی است. درست در همان لحظاتی که عده‌ای در جایی از زمین دارند در عمق وحشت و مصیبت دست و پا می‌زنند و تمرکزشان روی زنده ماندن است

مردمِ نقاط دیگری از دنیا دارند توی کمد دنبال لباسِ تمیز و تازه امروزشان می‌گردند و به پیشانی‌شان کرم ضدآفتاب می‌مالند تا از خطر خورشید در امان باشند. همیشه همین بوده و همین خواهد ماند. غم و بدبختی تنها مخصوص صاحبان اصلی‌شان است. باقی جهانِ دور از مصیبت خواهد گفت: «شما بمیرید و آواره و بی‌آینده شوید، ما به یادتان نورپردازی خواهیم کرد.»

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - تک نگاریاینجا کلیک کنید.