روزنامه هفت صبح، تیمو رمستور | پاییز ۴۲ تا تابستان ۴۳ ایرانیها برای اولینبار تب فوتبال را احساس میکردند. حسین فکری سرمربی تیم ملی شده بود و میخواست تیم را برای المپیک ۱۹۶۴ توکیو هدایت کند. فوتبال ما دهه سی را پر از ناکامی پشتسر گذارده بود و فکری قرار بود این داستان را عوض کند. در غرب آسیا با عراق و پاکستان و هند و لبنان و سریلانکا همگروه شده بودیم. به دو تا گروه سهتیمی تقسیم شده بودیم. ایران با پاکستان و عراق همگروه شده بود.
در مهرماه پاکستان را در تهران ۴ بر یک شکست دادیم و در لاهور یک بر صفر شکست خوردیم. حالا بازی با عراق مانده بود. و داستان از اینجا شروع شد. فکری ۳۵ بازیکن را به اردوی تیم ملی دعوت کرد و به سبک تمرینات آن دوران، آنها را به تیمهای مختلف تقسیم کرد و روبهروی هم قرار داد. اینطوری شد که مثلا بازی دو تیم سفید و قرمز در اوایل آذر ۲۰ هزار تماشاگر را به امجدیه کشاند! جوانهایی مثل شرفی و قلیچخانی و برزمهری و افتخاری برای اولینبار اردوی تیم ملی را از نزدیک دیدند.
در سفیدها باتجربههایی مثل بیوک جدیکار و امیرآصفی و رنجبر و گنجاپور و نوریان و کمایی و کامبیز جمالی و حمید شیرزادگان بودند و در قرمزها جوانهایی مثل افتخاری و شرفی و نیرلو و مهراب شاهرخی و نادر لطیفی و فریبرز اسماعیلی. این بازی پرهیجان سه بر سه تمام میشود. یکی از گلهای سفیدها را بیوک جدیکار چپ تبریزی تاجیها از روی ضربه کاشته میزند. جدیکار در آن روزها ۳۵ساله بود و در آستانه بازنشستگی.
عاقبت در آذرماه روبهروی عراق ایستادیم و در تهران ۴ بر صفر با هتتریک حمید شیرزادگان آنها را درهم کوبیدیم. و در بغداد به تساوی بدون گل رسیدیم. ترکیب اصلی تیم ملی اینگونه بود: عزیز اصلی دروازهبان بود. رنجبر و جاسمیان دفاع وسط بودند. مهراب شاهرخی و مصطفی عرب دفاعهای کنار، نوریان و جمالی هافبکهای وسط، دهداری و امیرآصفی گوشها بودند و بهزادی و شیرزادگان مهاجمان. دو مهاجم بسیار جوان. هر دو در آستانه ۲۱سالگی.
حسن حبیبی (بهخاطر آسیبدیدگی)، نادر لطیفی، جلال طالبی و حمید برمکی از گزینههای اصلی تعویضی حسین فکری در این بازیها بودند. بعد از عبور از عراق نوبت به بازی سرنوشتساز مقابل هند رسید. در خرداد تهران و تیرماه داغ کلکته. آنهم در حالیکه دهداری، جمالی و جاسمیان این بازیها را بهخاطر آسیبدیدگی از دست داده بودند.
ایران با پیروزی سه بر صفر در امجدیه و پیروزی سه بر یک در کلکته درحالیکه بهنظر میرسید زیر فشار طاقتفرسای حریف در حال متلاشی شدن است، بهعنوان تیم برگزیده غرب آسیا راهی المپیک شد و اولین تورنمنت مهم فوتبال ایران اینگونه رقم خورد. در بازگشت از کلکته، همچون قهرمانان از آنها استقبال شد:
«هر گروه یکی از قهرمانان را بر دوش کشیدند و به محل خود بردند، بچههای چهارصددستگاه برای حسن حبیبی و منصور امیرآصفی طاقنصرت بسته بودند و بچههای خیابان نصر برای نادر لطیفی چند گوسفند قربانی کردند و…. خیابان عینالدوله تماما چراغانی بود و برای فکری مربی تیم گوسفند قربانی کردند و او را تا محله بر دوش کشیدند و در حیاط منزلش قدحهای شربت ساختند. هر گوشه شهر غوغا و جشنی بر پا بود و تا سحرگاه ادامه داشت….»
اما این خاطرات خوش با اختلاف میان شاهینیها و فدراسیون فوتبال به کام فوتبالدوستها تلخ شد و ستارههای شاهینی که ستون فقرات تیم بودند از تیم اخراج شدند. بهخاطر اعتراض آنها به حضور رئیس باشگاه دارایی (دکتر محب) بهعنوان سرپرست تیم ملی که برای بازیهای دوستانه در مرداد ۴۳ عازم شوروی بود. دارایی رقیب اصلی شاهین در مسابقات باشگاهی بود و نزدیک به حکومت. شیرزادگان، حمید جاسمیان، همایون بهزادی، مهراب شاهرخی، برمکی و وطنخواه. این شش نفر بهخاطر این طغیان یکسال از فوتبال محروم شدند و المپیک را نیز از دست دادند. دیگر شاهینی مشهور یعنی پرویز دهداری هم دست به گریبان آسیبدیدگی خود بود.
در ادامه این ماجراها اکبر افتخاری، رنجبر و فرامرز ظلی هم خط خوردند. باورنکردنی بود اما اتفاق افتاده بود! تیم ملی تضعیف شده عازم توکیو شد. بهخصوص در خط حمله که بهزادی و شیرزادگان از تیم خارج شده بودند. شیرزادگان برای تحصیل به آمریکا رفت و پرونده ملیاش (تقریبا) برای همیشه بسته شد. با خط خوردن جاسمیان و رنجبر پیدا کردن زوج برای حسن حبیبی هم دردسر دیگری بود که موجب شد میرزایی و امیرآصفی و لطیفی در این پست آزمایش بشوند.
و همه اینها فرصتی شد تا قبل از اعزام با لابیگری امیرآصفی، پرویز قلیچخانی ۱۹ساله به یکباره سر از ترکیب اصلی تیم ملی در المپیک درآورد. در المپیک، حسن حبیبی، لطیفی، مصطفی عرب، امیرآصفی، غلامحسین نوریان، کامبیز جمالی و جلال طالبی در هر سه بازی فیکس بودند و بازیکنانی مثل عزیز اصلی، بیاتی، قلیچخانی، فریبرز اسماعیلی، علی میرزایی، عبدالله ساعدی، مصطفوی و کرم نیرلو به تناوب در ترکیب اصلی حاضر میشدند.
مثلا قلیچخانی در بازی اول و سوم حاضر بود و عبدالله ساعدی فقط در بازی اول. نیرلو و مصطفوی هم در بازیهای دوم و سوم.
تیم ملی در المپیک در اولین بازی ۴ گل از آلمان شرقی خورد، با مکزیک یک بر یک مساوی کرد (با تکگل نیرلو) و در نهایت از رومانی با یک گل شکست خورد. در انتهای المپیک، آلمان شرقی در جای سوم ایستاد و رومانی پنجم شده بود. نتایج تیم تضعیف شده ایران خیلی هم بد نبوده است.



