روزنامه هفت صبح، رضا فراهانی | یک: وقتی می‌خواهیم از کیمیایی حرف بزنیم ابتدا باید برویم و چرخی در دنیای ذهنش بزنیم،ابتدا باید ببینیم اصلا او آیا متعلق به دنیای ما هست یا نه،بفهمیم همینقدر که زمان جلو آمده کیمیایی هم آمده یا نه،ببینیم دلش خواسته از دنیای قیصرها و لوتی‌گری‌های دهه چهل خارج شود و به دنیای تینیجری دهه نود برسد یا نه،معلوم است که نه!نه به دنیای ما آمده و نه بلد بوده که بیاید،فقط لنز دوربینش کمی جدیدتر شده و وسط فیلم‌های دهه چهلی کولرگازی و ماشین۲۰۶ گنجانده!!!همین.

پسرش اما هرچقدر تلاش کرد نتوانست پدر را جعل کند،پولاد با استیل و قیافه استاندارد بازیگری هیچ وقت به چشم سینما نیامد،او همیشه در انکار خودش و جعل دیگران بوده،نقش‌هایش را زندگی نمی‌کند،بازی می‌کند.برای همین هست که چه صدا را بیندازد توی گلو و شمایل جاهل‌های دهه پنجاه را بگیرد، چه صدا نازک کند و در رل عشاق دهه نود را بگیرد و چه متین باشد و اهل خانواده و مرد تیپیکال ایرانی هیچ کدام به دل نمی‌نشیند، او نه در کپیِ پدر بودن موفق بود نه در پولادِ سینمای ایران بودن.

دو: هنوز هم هر دروازه‌بان خوبی در جهان از نظر من چیزی کمتر از اشمایکل است،کاسیاس عالی بود،بوفون افسانه‌ای است،نویر گاهی سوپرمن است و دوناروما گلر مدرن است اما همه آنها چیزی کمتر از اشمایکل در روزهای اوج هستند و به موازات نزدیک شدن اشمایکل به روزهای پایانی دروازه‌بانی‌اش این فکر در سرم می‌چرخید که کاش اشمایکل به اندازه همه‌ دروازه‌های جهان تکثیر می‌شد،الحق که قفس‌های توری بعد از او دروازه‌بان‌های شایسته‌ای به خود دیدند اما اینکه پسرش راه پدر رفته خوشحال‌کننده‌ترین خبری است که از درون دروازه به جهان مخابره شده.هرچند هیچوقت هیچ کپی برابر اصل نمی‌شود.

قصه نسخه وطنی اشمایکل هم که در این روزها بارها روایت شده، امیر فرزند خلف عقاب حالا طوری آرام آرام به دروازه تیم ملی رسید که هیچ‌کس نفهمید قبل‌تر کجا بوده و چه می‌کرده،زمان انگار برایش از همان شب زیبای آزادی و رفتن به جام جهانی آغاز شده.
هرچند کراهت وجود یک نفر که نه شان پیراهن تیم ملی را می‌داند و نه کمیته اخلاق عزمی برای تنبیه‌اش داشت برخی از قاب‌های زیبای آن شب را خراب کرده و حظ نگاه کردن به عکس تیمی با حضور عابدزاده را از بین بردا!

اما خیالی نیست،ما چشم می‌گردانیم به تصاویر دروازه‌بان تیم که تصاویرش زیباترین چیزی است که از صعود ششم به جام جهانی در ذهن ما ثبت شده.مرد محبوب تیم ملی که قلمروی محبوبیتش همه رنگ‌ها و مرزها را درنوردیده و حتی فضای مسموم این روزهای هواداران سرخ آبی هم نتوانسته مانع از کشورگشایی‌اش در قلب‌های عاشقان فوتبال شود،حالا پسرش را در همان شمایل درون دروازه تیم ملی می‌بیند،ما هم هرچقدر نگران قامت نه چندان بلند امیرعابدزاده هستیم اما همچنان می‌توانیم به یاد پدر که سال‌ها سرو رعنایی در دروازه تیم ملی بود قربان قد و بالایش برویم.قطر آماده باش،تیم ما این‌بار با شبیه‌ترین پسر دنیا به پدرش وارد مسابقات می‌شود.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.