روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | سهماه تابستان را در پیش داریم. اینجا برایتان از۹۰ خاطره مینویسم. از آدمها، فیلمها، بازیها و… یادها
کتابفروشی محبوب پدرم برای خرید کتاب، انتشاراتی گوتنبرگ در خیابان انقلاب (شاهرضای آن زمان ) بود. کتابهای کودک و نوجوان ویژهای را میشد آنجا پیدا کرد که همگی ترجمههایی از بنگاه انتشاراتی مشهور روسها یعنی پروگرس بودند. چاپهای عالی، جلدها و صحافیهای درجه یک، نقاشیهای بینظیر، ترجمههای نفیس و بدون غلط (هرچند کمی خشک) و داستانهایی که بر سنت ادبی روسها بسیار خوب نوشته شده بودند.
کتابی بود به نام زندگی ویتالی ماله یف در خانه و دبستان. بسیار خواندنی و خندهدار بود. یا کتاب نازنینی که هنوز هم در کتابخانهام نگهش داشتهام: از آن سو که باد میوزد. نوشته ولادیمیر کراپیوین. و خب اعتراف کنم بهرغم این پیشزمینه روسوفیلی، رابطهام با غولهای ادبیات روسیه چندان مناسب نبود. چند باری برای خواندن جنایت و مکافات دورخیز کردم اما در نهایت پس از ۳۰۰ صفحه گذاشتمش کنار. صد صفحه اولش نبوغ آمیز و سپس در ورطه درازگویی میافتد. از آن بدتر اینکه جنگ و صلح و برادران کارامازوف و ابلوموف را هم نخواندهام. تورگنیف و لرمانتف که دیگر هیچ. تنها آوردهام از ادبیات کلاسیک روس مرگ ایوان ایلیچ شاهکار مالیخولیایی تولستوی است و رمان زیبای نابینای نوازنده از ولادیمیر کورولنکو. استیفن کرین نویسنده نابغه آمریکایی و خالق نشان سرخ دلیری یک بار گفته بود که جنگ و صلح را میشود در نصف حجم کنونی جمعش کرد!
البته بعدها از ادبیات رئالیسم سوسیالیستی شوروی خیلی کارها خواندم: دن آرام و زمین نوآباد (شولوخف)، سیل آهن (سرافیموویچ )، چگونه فولاد آبدیده شد (استروفسکی ) برف داغ (بونداروف) و گارد جوان (الکساندر فاده یف )و… اما پاتوق مادرم برای خرید کتابهای مورد علاقه من در بهارستان بود. راسته شاه آباد. کتابهای شاه آباد اصلا شکل و قیافهشان فرق میکرد. انگار از یک دنیای جادویی میآمدند. باور نمیکنید نه؟نکنید!
به هرحال در شاه آباد و کتابفروشیهای افسانهایاش مشتری خرید کارهای ژول ورن بودم. انتشاراتی فروغی کتابهای ژول ورن را ترجمه میکرد چند مترجم ثابت داشت که ازآنها اسم حجت شکیبا به یادم مانده است. وخب من مشتری ژول ورن بودم:۵ هفته در بالن ،۲۰ هزار فرسنگ زیر دریا، دور دنیا در هشتاد روز، میشل استروگف، سفر به کره ماه (از بهترین کتابهای ژول ورن )،بازگشت از کره ماه، جزیره اسرارآمیز و مهمتر ازهمه شاهکار قدر نادیدهاش رمان ۶۰۰ صفحهای با نام فرزندان کاپیتان گرانت.
به هرحال ژول ورن اولین قهرمان ادبی من در نوجوانی بود. اما یک قهرمان بزرگ دیگر هم داشتم. جک لندن. رمانهای او برای نوجوانان نوشته نشده بود اما منطق رواییشان باب طبع ما بود. مهمترین رمانهایش سپید دندان و آوای وحش بودند که سیر داستانیشان کاملا برعکس هم بود. سگی بزرگ که به حیات وحش میرود و گرگی که به تدریج با انسان خو میگیرد. یک کتاب درجه یک دیگر داشت به اسم ولگردان راه آهن.



