روزنامه هفت صبح، صدرا بکتاش| بگذارید رک و بدون تعارف بگویم؛ تجربه بیش از 12 سال کار مداوم در حوزه اخبار اقتصادی من و سایر همکارانم را در سرویس راهنمای بازار روزنامه هفتصبح به نوعی کرختی و بیتفاوتی در قبال برخی تیترها و اخبار هیجانی خبرگزاریها دچار کرده است. تیترهایی از این دست: بهترین زمان خرید خانه فرا رسیده است؟ توصیه جدی به خریداران طلا، هجوم پوشاک قاچاق بنگلادشی به ایران، هشدار درباره کاهش مصرف لبنیات، قاچاق قابلتوجه دام زنده ایرانی به کشورهای حاشیه خلیج فارس و…
ما و شما در تمامی این اخبار با محتوایی روبهرو هستیم که اگرچه از سوی مقامات صنفی با نیت خیر مطرح شدهاند اما با لحنی هشدارآمیز میخواهند توجهمان را به سمت هرچیزی كه خودشان دوست دارند جلب کنند. بهعنوان مثال فعالان و تولیدکنندگان حوزه لبنیات هرچند وقت یکبار درباره عوارض کاهش مصرف شیر بر سلامت جامعه هشدار میدهند و میگویند فلان میشود و بهمان! انگار خودمان خبر نداریم. صدای بلند و نابهنجار آژیر قرمز تولیدکنندگان گوشت وقتی گوشهایمان را کر میکند که قیمت گوشت برای بار هزارم بالا رفته.
معمولا در چنین مواقعی فعالان حوزه دام یادشان میافتد گوسفندهای ایرانی سوار بر وانت و کامیون یا قایق و شناور دارند از مرزها خارج میشوند و در گلههای پنج هزارتایی به عراق، عمان و کویت میروند. هرچقدر هم که با اعداد و ارقام بگوییم رشد 50 درصدی گوشت از دامداری تا خردهفروشی منطقی نیست، آنها باز حرف خودشان را میزنند.
گروه دیگر ی از فعالان صنفی، در قامت پیران خیرخواه و پیراهنپارهکردههای پرتجربه تلاش میکنند به مخاطبان اخبار توصیه کنند بهترین زمان برای خرید فلان چیز فرا رسیده یا نباید سراغ بهمان چیز رفت. قسمت عجیب ماجرا اینجاست که بهطور کاملا اتفاقی این توصیهها بیشتر از اینکه دردی از مردم دوا کند، حافظ منافع خودشان و همصنفیهایشان است. ممکن است شما هم پس از خواندن این گزارش مثل ما به بیحسی و کرختی دچار شوید.
پوشاک؛ گلایه مداوم از هیولای قاچاق
«سونامی واردات پوشاک قاچاق» تیتر دیروز خبرگزاری مهر برای گزارش مربوط به حوزه پوشاک بود. در این گزارش به نقلقولی از مجید افتخاری، عضو هیات مدیره اتحادیه تولید و صادرات نساجی و پوشاک ایران اشاره شده. این چهره صنفی که ظاهرا در یک کنفرانس خبری شرکت کرده در ادامه برای جلب توجه مخاطب به سخنانش سنگ تمام گذاشته است: ما شاهد سونامی واردات پوشاک قاچاق هستیم و این در حالی است که واردات این حجم از قاچاق تاکنون سابقه نداشته است و هر ساله یک سری کشورهای جدید وارد بازار ایران میشوند و این مسائل توانمندی بازار ایران را از بین میبرد. حجم قاچاق پوشاک بهگفته افتخاری بیش از 3/5میلیارد دلار است.
اگر در اینترنت عبارت قاچاق پوشاک را جستجو کنید، گوگل کلی صفحه پشت سر هم برایتان ردیف میکند که همهشان مملو از اعداد و ارقام شگفتانگیز هستند. میلیون هم نه؛ میلیارد دلار! حجم قاچاق در گزارشی مربوط به تیرماه امسال 2/6 میلیارد دلار و در گزارش دیگر 1/8میلیارد دلار ذکر شده است. در بعضی گزارشها از بنگلادش بهعنوان مبدا قاچاق پوشاک به ایران یاد شده و در گزارشی دیگر انگشت اتهام را به سمت پاکستان گرفتهاند.
برخلاف اعداد و ارقام متفاوت و تنوع متهمان، در تمام این گزارشات هشدارآمیز میتوان یک نکته مشترک پیدا کرد. منبع تمام خبرها مقامات صنفی هستند که مانند مجید افتخاری در اتحادیه تولید پوشاک به خدمت اشتغال دارند و معمولا با یک خبرگزاری مصاحبه میکنند. همهشان هم ماشاالله هزار ماشاالله در خالی کردن دل مخاطب استعداد غریبی دارند: «نحوه نگهداری این کالاها در شرایط نامناسبی بود و بعضا مشکلاتی را به لحاظ بهداشتی و سلامتی برای مصرفکنندگان ایجاد میکرد».
قطعا که بخشی از این هشدارها و اعداد و ارقام درست است و باید جدی گرفته شوند بهخصوص اگر در جایی باعث وارد شدن ضربه به تولیدکنندههای خوب ایرانی میشوند اما شاید بد نباشد دوستان بهعنوان یک مقام صنفی بیشتر به امورات حوزه خودشان سرگرم باشند. بالاخره ممکن است یکسری از سر حسودی یا خدای نکرده بخل و حسد بگویند تلاشهای کمی اگزجره شده از سوی گروهی که خودشان در بازار پوشاک ذینفع هستند، بیش از دلایل میهنپرستانه بهخاطر حمایت از منافع شخصی و صنفی است.
طلا؛ اصرار به خرید مصنوعات طلا
قیمت هرگرم طلا 18 عیار، روز دوشنبه 17 مهرماه به دو میلیون و 458 هزار تومان رسید. حتما در جریان هستید که موقع خرید زیورآلات طلا، به فاکتور نهایی اجرت ساخت هم اضافه میشود. اجرت ساخت درصدی از قیمت طلاست که با توجه به کیفیت ساخت و ظرافت کار، شاید به 30درصد برسد.
شما بهعنوان خریدار سود طلافروش و مالیات ارزشافزوده را هم میپردازید. اگر انگشتر، گوشواره یا گردنبندی مورد پسندتان واقع شده که سنگ و جواهر دارد، قیمتش جداگانه محاسبه میشود اما موقع فروش بهای آن را کم میکنند. به این ترتیب وقتی از مغازه بیرون میآیید، قیمت هر گرم طلا به پای شما بالای سه میلیون تومان تمام میشود.
برای اینکه موضوع را بهتر متوجه شوید، خرید یک انگشتر با وزن 5/5 گرم طلا را مثال میزنیم که طلای آن بهشکل خام 13 میلیون و 519 هزار تومان ارزش دارد اما با احتساب اجرت و سود و مالیات، حتی به شرط استفاده از سنگ زیرکونیوم حدود 20 میلیون فاکتور شده است. حالا فرض کنیم خدای نکرده اتفاقی افتاده و پول لازم هستید، اگر همین انگشتر را به بازار ببرید و بفروشید، قیمت سنگ، اجرت ساخت، سود فروشنده و مالیات از آن کسر میشود و سود احتمالی شما تنها روی ارزش طلای خام خواهد بود.
روسای اتحادیه طلا و فعالان صنفی بازار طلا که با رسانهها گفتوگو میکنند با این وجود در اغلب مصاحبههایشان مردم را به خریداران مصنوعات طلا تشویق میکنند. از برادران محمدولی گرفته تا نادر بذرافشان، محمد کشتیآرای و… که همهشان میان اهالی مطبوعات بهخوشنامی شهرت دارند و حداقل تا وقتی روی صندلی ریاست اتحادیه صنفی ننشستهاند با صبر و حوصلهای ستودنی پاسخگوی سیل تماسهای ما و سایر همکاران مطبوعاتی هستند.
حالا بگذارید قفل یکی دیگر از صندوقچههای حکمتآمیزمان را باز کنیم. دیروز که هرگرم طلا را حدود دو میلیون و 458 هزار تومان میفروختند، قیمت خرید طلای دست دوم دو میلیون و 420 تا 430 هزار تومان بود. بازدهی یکساله یک گرم طلا 18 عیار هم دیروز در حالی به 82درصد میرسید که قیمت سکه گرمی و سکه ربع بهار آزادی در همین مدت به ترتیب 111درصد و 123 درصد رشد کرده است. حتی اگر جانب احتیاط را رعایت کرده بودید و سرمایه خود را از ترس مسائل امنیتی و سرقت به بورس میبردید، در صندوقهای سرمایهگذاری طلا 98درصد سود نصیبتان میشد. خلاصه که اینطور!
مسکن؛ همین الان بخرید، همین الان بخرید!
یکی از خوشاقبالیهای شخصیام در حوزه کار اقتصادی، همصحبت شدن با مصطفی قلیخسروی است. مرد بزرگواری که مدتها در کسوت ریاست اتحادیه مسکن فعالیت کرده و تسلط شگفتانگیزی بر پستیبلندیهای بازار دارد. معمولا این تسلط حرفهای را با شوخطبعی درهم میآمیزد.
همکاران دیگرش از جمله حسامالدین عقبایی و این اواخر کیانوش گودرزی هم در ارتباط با رسانهها گشادهرو هستند. اجازه بدهید تعریف و تمجید را همینجا تمام کنیم و برویم سر اصل موضوع. دوباره دست به دامن گوگل شویم و عبارت بهترین زمان خرید خانه را در کادر جستوجو بنویسیم. همین که دکمه اینترنت را بزنید، کلی صفحه جلوی رویتان باز میشود که در آن از قول کارشناسان حوزه مسکن نوشته شده قیمتها به کف رسیده و بهترین زمان خرید خانه برای خریداران بخش مصرفی همین حالاست!
ماجرا را هم طوری آب و تاب میدهند که آدم احساس میکند اگر دیر بجنبد، به خودش خیانت کرده. وقتی از خریداران بخش مصرفی حرف میزنیم، این ادعا میتواند تا حدودی درست باشد. این گروه خریدارانی هستند که سقفی برای بالای سرشان میخواهند تا در آن ساکن شوند و زندگی کنند. این گروه بهطور طبیعی هروقت مورد مناسبی پیدا کنند که با بودجهشان هماهنگ باشد یا مثلا شرایط دریافت تسهیلات بانکی را داشته باشد، قطع به یقین تعلل نمیکنند اما توصیه به خرید فوری خانه در همه حال و در تمام شرایط جواب نمیدهد.
مثلا! اطلاعات غیررسمی نشان میدهد در ماه شهریور متوسط قیمت خانه در تهران متری 66 میلیون تومان بود. فرض کنیم شما بهعنوان خریدار مصرفی توصیه یکی از این کارشناسان عزیز را گوش دادهاید و پای امضای قرارداد خانهای بهقیمت شش میلیارد و 600 میلیون تومان نشستهاید. اطلاعات جدید نشان میدهد رکود حاکم بر بازار مسکن، بخشی از فروشندگان را ناچار کرده فتیله توقع و انتظارات خود را پایین بکشند، در نتیجه این اتفاق متوسط قیمت مسکن به 64 میلیون و 400 هزار تومان تقلیل پیدا کرده است. میتوانید قیافه خودتان را در همان خانه تصور کنید وقتی میشنوید ارزشش 200 میلیون تومان آب رفته؟
خوراکیها؛ همش زیر سر قاچاقه!
قیمت گوشت بالا میرود، پیاز، گوجه و سیبزمینی نایاب میشوند و تخم فلان میوه را ملخ میخورد. معمولا در تمام این موارد یک نفر فعال صنفی پیدا میکند که با اعتماد بهنفسی مثالزدنی انگشت اشارهاش را به سمت بیرون مرزها نشانه رفته و میگویند مقصر گرانی و کمیابی محصولات کشاورزی قاچاق آن به خارج کشور است. موقع اعلام اعداد و آمار هم دست و دلشان به کم نمیرود و تا جایی که میتوانند پیاز داغ ماجرا را زیاد کنند. قیمت گوشت قرمز در روزهای اخیر به محدوده 394 هزار تومان نزدیک شده است. این عدد را باید متوسط قیمت گوشت قرمز در نظر بگیریم. به این معنی که متوسط قیمت 402 هزار تومانی دام سبک کشتار را با متوسط قیمت 384 هزار تومانی گوساله جمع بستهاند و خروجی آن چنین عددی شده است. البته اگر سری به بازار بزنید قیمت گوشت بستهبندی شده یا قطعات خاص، گرانتر از این حرفها فروخته میشوند.
بگذریم؛ مخلص کلام اینکه متوسط قیمت گوشت قرمز در حالی به محدوده 394 هزار تومان رسیده که متوسط قیمت دام زنده نهایتا از 196 هزار تومان بالاتر نمیرود. این یعنی قیمت گوشت از دامداری، تا کشتارگاه و نهایتا بخش خردهفروشی حداقل 50 درصد افزایش پیدا میکند. در پاسخ به چرایی این اتفاق نامیمون، فعالان حوزه تولید دام یکصدا فریاد وامصیبتا سرمیدهند و به عمان، کویت و عراق اشاره میکنند.
افشین صدر دادرس، مدیرعامل اتحادیه سراسری تولیدکنندگان دام سبک، مرداد ماه امسال به خبرآنلاین گفته آمار دقیقی از میزان قاچاق دام زنده ایرانی ندارند اما شنیده روزانه حتی تا پنج هزار راس دام زنده از ایران قاچاق میشود!
اگر هر گوسفند را حداقل 40 کیلو فرض کنیم، وزن این تعداد گوسفند حدود 200 تن میشود. این عدد کمی بیشتر از حجم توزیع گوشت قرمز در کل تهران است و در بدبینانهترین حالت نیز غیرمنطقی بهنظر میرسد. تصور کنید با وجود منع صادرات، یکسری قاچاقچی روزی پنج هزار گوسفند را سوار وانت و کامیون و کشتی کردهاند و بعبعکنان از مرزها بیرون میبرند. هیچکس هم جلویشان را نمیگیرد. شوربختانه نظریه قاچاق، بین سایر تولیدکنندگان محصولات دامی و کشاورزی هم رایج است و بهمحض افزایش قیمت هرچیزی، آن را علم میکنند.
لبنیات؛ سلامتی مردم در خطر است!
قیمت لبنیات تقریبا هر روز افزایش پیدا میکند. بدون تعارف اگر امروز یک سطل ماست را 45هزار تومان خریده باشید، فردا و پس فردا باید برایش 48 تا 50 هزار تومان پول بدهید. شیر، پنیر و سایر محصولات لبنی هم چنین وضعیتی دارند. فرض کنیم رفتهاید سوپرمارکت سرکوچه و یک سطل ماست 2/2کیلوگرمی ماست پرچرب سون برداشتهاید به قیمت 115 هزار تومان. توی سبد خریدتان یک خامه 200 گرمی به قیمت 32هزار و 500 تومان از همین برند گذاشتهاید و همراهش یک پنیر سفید تازه فتا با وزن 400 گرم و قیمت 48هزار تومان به سبد خرید اضافه میکنید. یک کره پاستوریزه کاله 250 گرمی هم رویشان میگذاریم با قیمت 84 هزار و 500 تومان. شیر هم مفید است؛ پس یک بطری شیر کمچرب 955 میلیلیتری به قیمت 30هزار و 900 تومان برمیداریم.
فکر میکنید جلوی صندوق باید چقدر کارت بکشید؟ 311 هزار تومان ناقابل! قطعا تولیدکنندگان هم زحمت و مرارت تحمل میکنند و مشکلات خاص خودشان را دارند اما در چنین وضعیتی مشخص است مصرفکنندهها کمی محافظهکار شوند و بودجهشان کفاف خرید لبنیات به اندازه استاندارد را ندهد. کاهش مصرف لبنیات روی سلامتی افراد تاثیر مستقیم میگذارد. این یکی را واضح است و همه در جریانیم اما وقتی به خبرها نگاه کنید، متوجه میشوید فعالان صنفی حوزه لبنیات رندانه تلاش میکنند از این موضوع به نفع خودشان بهره ببرند و هر طور شده در قالب یارانه خرید لبنیات، طرح توزیع شیر رایگان و… محصولاتشان را بفروشند یا به نگرانی در مورد تبعات کاهش مصرف لبنیات در جامعه دامن بزنند.



