روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی| دیروز پایگاه خبری ویژوال پدیا مجموعه نمودارهایی منتشر کرد که سرانه مالیات مقطوع مشاغل مختلف در سه سال گذشته را نشان میداد. منبع این نمودارها هم گزارشهای سازمان امور مالیاتی اعلام شده بود. با مرور جزئیات آنها میتوان به نکتهها و سوالات زیادی در مورد وضعیت مالیاتی اصناف مختلف رسید که ما چندتای آنها را برایتان آوردهایم.
یک: اول اینکه باید حواسمان باشد که مانند بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی در دام یک اشتباه بزرگ نیفتیم و فکر نکنیم این نمودارها میگویند که سرانه «پرداخت» مالیات اصناف مختلف چقدر است. در واقع همانطور که در توضیحات نمودار آمده عددهایی که در آن دیده میشود به مالیات «مقطوع» مربوط است؛ مالیاتی که به عنوان مالیات ماده ۱۰۰ هم شناخته میشود. ماجرا از این قرار است که اگر درآمد شما از حدی پایینتر باشد به کلی معاف از مالیات خواهید بود.
در سطح بعدی به شما مالیات مقطوع تعلق خواهد گرفت یعنی دیگر کمی بالا و پایین شدن درآمدتان مهم نیست و شما با توجه به صنفتان اگر پایینتر از آن سقف درآمد داشته باشید حد معین و مقطوعی که سازمان امور مالیاتی باز هم با توجه به صنف شما، تعیین میکند مالیات میدهید و اگر درآمدتان از آن سطح بالاتر برود تازه مالیات پلکانی و درصدی شروع خواهد شد. پس تا اینجا میدانیم که عددهایی که در این جدول میبینید تمام مالیاتی که به یک صنف تعلق میگیرد را در بر نمیگیرد. پس از دیدن عددهایی که به نظرتان پایین هستند تعجب نکنید.
دو: اشتباه دیگر این است که فکر کنیم این نمودار نشان میدهد سرانه «پرداخت» مالیات مقطوع هر صنف چقدر بوده در حالی که این عددها نشان میدهد سرانه «تخصیص» مالیات مقطوع چقدر بوده است و اینکه هر صنف چقدر مالیات مقطوع و غیر مقطوع پرداخت کرده حتما متفاوت با این عددها خواهد بود. حالا میرویم سراغ بررسی دادهها.
سه: اولین نکتهای که در این نمودارها چشم را به خودش میکشد ستونهای بلند نمودار مربوط به مالیات مقطوع پزشکان است. اینطور که آمارها میگویند پزشکان با فاصله معناداری بیشتر از بقیه مشاغل مشمول مالیات ماده ۱۰۰ میشوند مثلا مالیات مقطوع پزشکان ۷۵ درصد بیشتر از صنف یک مرحله پایینتر از خودشان یعنی نمایشگاههای خودرو است و از ته جدول یعنی لوازم تحریریها هم ۸ برابر بیشتر است.
اینجاست که دلیل پافشاری دولت بر اهمیت جلوگیری از فرار مالیاتی آنها را میفهمیم و حجم فراری که در صورت نبود نظارت میتواند اتفاق بیفتد روشن میشود. پزشکان و دندانپزشکان در سال ۹۹، ۱۲۱میلیون ریال یا به عبارتی ۱۲میلیون تومان به شکل مشمول مالیات مقطوع بودهاند. این عدد در سال ۱۴۰۱ به ۲۰میلیون تومان و در سال ۱۴۰۱ ناگهان به ۳۵میلیون و ۵۰۰هزار تومان رسیده است یعنی حدود ۶۰ درصد بیشتر شده است.
طبیعتا وقتی میخواهیم ریشه این افزایش را بررسی کنیم باید به افزایش تعرفههای پزشکی هم بپردازیم و نقش تورم را در نظر بگیریم. وقتی میبینیم که تعرفههای پزشکی در سال ۱۴۰۱ برای بخش دولتی 5/19درصد و برای بخش خصوصی ۲۴درصد افزایش پیدا کرده و مالیات مقطوع پزشکان تا حدود ۶۰ درصد بالا رفته پس میفهمیم که پای مسائل مختلفی در میان بوده؛ از سختگیری بیشتر بر پزشکان برای شفافیت مالی و استفاده از کارتخوان گرفته تا مراجعه بیشتر مردم به پزشکان که با توجه به عزم جدی دولت در مالیات ستانی از مشاغل مختلف احتمال دومی خیلی بیشتر است.
چهار: بعد از گروه پزشکی یعنی پزشکان و دندانپزشکان این دارندههای نمایشگاههای خودرو هستند که بیشترین سرانه مالیات مقطوع به آنها تعلق گرفته با میانگین سالی ۲۰ میلیون تومان. گروه بعدی رستوران و کافهدارها هستند با میانگین نزدیک به ۱۰میلیون تومان سالانه و در انتهای جدول هم فروشندههای لوازم تحریر هستند با میانگین سالانه نزدیک به ۴میلیون تومان. قبل از آنها ابزارفروشها با میانگین سالانه ۶ میلیون و فروشندههای سیگار و تنباکو هستند با میانگین سالی ۶ میلیون تومان اما عجیبتر از همه جایگاه طلا و جواهر فروشهاست.
آنها درست در میانههای جدول هستند در حالی که همگی انتظار داریم آنها سرانه مالیات بالایی داشته باشند. آیا آنها خلاف تصور ما نسبت به خیلی از مشاغل درآمد کمتری دارند؟ پاسخ شاید دقیقا عکس این ماجرا باشد یعنی به احتمال زیاد آن دسته از طلا و جواهر فروشها که درآمدشان در محدوده مالیات مقطوع قرار میگیرد کمتر هستند و به گروه بزرگی از آنها مالیات پلکانی و درصدی تعلق میگیرد.
پنج: نکته دیگر رشد عجیب مالیات مقطوع بعضی از مشاغل طی سه سال گذشته است. در مورد پزشکها ماجرا را مرور کردیم اما آنها نه تنها بیشترین رشد مالیات مقطوع را نداشتهاند بلکه اگرچه عدد بسیار بزرگتری دارند اما رشد نسبتا کمتری را تجربه کردهاند.بیشترین رشد به هنرمندان مربوط است.
کسانی که تا پیش از این بسیاری از فعالیتهایشان به دلیل قرار گرفتن ذیل فعالیتهای فرهنگی به کلی معاف از مالیات بود اما با تغییر رویکرد سیاستهای مالیاتی این گروه شغلی که در سال ۹۹ به طور میانگین ۲۰۰هزار تومان مالیات داده بودند و در سال ۱۴۰۰ این عدد برایشان به ۸۰۰هزار تومان رسیده بود ناگهان در سال ۱۴۰۱ با میانگین مالیات مقطوع ۶میلیون و ۶۰۰ هزار تومان مواجه شدند یعنی افزایش بیشتر از ۸ برابری نسبت به سال قبل و ۳۳ برابری نسبت به سال قبل از آن.
بنگاههای معاملات ملکی در رتبه بعد هستند. آنها سال ۹۹ سالانه به طور میانگین یک میلیون تومان مالیات میدادند و سال ۱۴۰۰ این عدد به دو میلیون و ۲۰۰هزار تومان رسید اما ناگهان سال پیش سرانه مالیات مقطوع آنها تا ۱۰میلیون و۶۰۰ هزار تومان بالا رفت چیزی در حد ۵ برابر. دفاتر ثبت اسناد هم در زمینه رشد سرانه مالیات مقطوع جهش بالایی داشتهاند و در حالی که در سال های ۹۹ و ۱۴۰۰ بسیار نزدیک به هم و حدود ۶میلیون سالانه مالیات مقطوع داشتهاند این عدد ناگهان در سال ۱۴۰۰ به ۱۴و نیم میلیون تومان رسیده است. مالیات مقطوع وکلا هم نزدیک سه برابر شده ،اتفاقی که برای فعالان سیگار و تنباکو هم افتاده است. رستورانها و کافهدارها و صنف طلا و جواهر و… هم اغلب رشد سرانه مالیات مقطوعی در حدود دو برابر را تجربه کردهاند.
شش: وضعیت فروشندههای کیف و کفش هم جالب به نظر میرسد. آنها تنها گروه شغلی هستند که در این نمودار طی سالهای گذشته تجربه کاهش سرانه مالیات مقطوع را تجربه کردهاند. اهالی این صنف که در سال ۹۹ به طور میانگین ۴میلیون و ۳۰۰ هزار تومان مالیات مقطوع داشتند در سال ۱۴۰۰ به میانگین مالیات مقطوع ۳۱میلیون تومانی رسیدند و این یعنی احتمالا این صنف کاهش درآمد داشتهاند اما در سال بعد یعنی ۱۴۰۱ مانند بسیاری از مشاغل با افزایش 2برابری مالیات مقطوع را تجربه کردند.
هفت: در نهایت اینکه بد نیست بدانید ایران یکی از معدود کشورهایی است که هر صنف و گروه شغلی جدول مالیاتدهی خاص خودش را دارد و میزان معافیت مالیاتی، مالیات مقطوع و… را رسته شغلی افراد تعیین میکند. البته اینکه دولت از مالیات به عنوان یک ابزار سیاستگذاری استفاده کند و از طریق معافیت یا بخشودگیهای مالیاتی افراد را به انتخاب برخی مشاغل تشویق کند یا مالیات سنگینتری بر مالیات بعضی از مشاغلی که برای محیطزیست یا سلامتی زیانآور هستند تعیین کند معمول است اما درست روشن نیست که مثلا قوانین و جزئیات مالیات پردازی یک کفش فروش و یک فروشنده لوازم یدکی یا قناد و… چرا باید با هم تفاوتهای معنادار داشته باشد؟ در واقع در اغلب کشورهای دنیا مهم نیست شما کدامیک از مشاغل معمولی را داشته باشید مهم درآمد شماست.



