روزنامه هفت صبح| ممنوعیت واردات پوشاک خارجی تصمیمی بود که در سال ۹۷ گرفته شد و خبرش در ابتدا تا اندازه زیادی زیر سایه ممنوعیت واردات خودروی خارجی گم شد اما بعد از آن هر بار درباره پوشاک خارجی در بازار ایران حرف زده شد چنان پای عدد و رقمهای عجیب به میان آمد که تاکنون خیلیها پرسیدهاند که ممنوعیت واردات در نهایت به نفع چه کسی تمام شد، تولیدکننده که باید با رقیب ناپیدا رقابت کند یا فروشندههای مجاز که توان رقابت با بازار قاچاق را ندارند؟
اینبار اما غیر از عدد و رقم یک فهرست هم منتشر شده که میگوید کدام برندهای خارجی در بازار پوشاک ایران حاضر هستند، توجه داشته باشید که صحبت از فیکها نیست بلکه صحبت از حضور برندهای خارجی است. وقتی این فهرست را مرور میکنیم همه جور اسمی دیده میشود؛
از برندهای ضعیف یا اصطلاحا اقتصادی (در کلاس جهانی البته) مانند زارا و برشکا و منگو گرفته تا برندهای متوسطی مثل نایک و آدیداس و اسیکس تا برندهای بسیار لوکس مثل رالف لاورن و گوچی و دولچه و چنل! در واقع فهرستی که منتشر شده شامل بیشتر از ۱۲۰ برند است که نشان میدهد اگر در جیب شما پول باشد هیچ مشکلی برای خرید پوشاک خارجی نخواهید داشت اما اینها از کجا میآیند و چطور خریداران به اصل بودن آنها اعتماد میکنند؟
از طریق زمین و هوا
اینطور که سامان. ق یکی از بوتیکدارهای الهیه به هفت صبح میگوید این لباسها یا از طریق مسافری وارد ایران میشوند یا از طریق مرز زمینی قاچاق میشوند. عمده آنها هم یا از امارات و پاکستان میآیند یا از ترکیه. در واقع آنهایی که مسافری میآیند معمولا از ترکیه میرسند و آنهایی که از امارات و پاکستان میآیند زمینی به تهران و بقیه شهرها میرسند آن هم از طریق قاچاق بر یا همان شوتیهایی که از جنوب میآیند و خیلی هم معروف هستند.
بارها شنیدهایم که بخش زیادی از برندهای خارجی که به ایران میآیند نمونههای استوک هستند. در مورد این فهرستی که منتشر شده هم چنین حرفهایی زده میشود اما اصلا استوک یعنی چه و چرا میگویند بخش زیادی از برندهای خارجی پوشاک در ایران جزو این گروه هستند؟
استوک در واقع ادبیات بازار پوشاک به لباسهای در انبار مانده گفته میشود حالا این لباسها میتوانند در انبار خود تولیدکنندهها مانده باشند یا در انبار فروشندههای بزرگ اما در نهایت دو سرنوشت بیشتر برای این لباسها متصور نیست. بعضی از برندهای بزرگ مانند گوچی بارها اعلام کردهاند که بخش زیادی از استوکها یا همان در انبار ماندههایشان را امحا میکنند و از بین میبرند.
این کار همیشه مورد انتقاد فعالان محیطزیست و فعالان حقوق بشر بوده است. این افراد کار گوچی را مصداق بارز هدر دادن منابع، از بین بردن محیطزیست و ظلم به کسانی که میتوانند از آن لباسها بهرهمند شوند میدانند اما گوچی میگوید که با این کار نسبت عرضه و تقاضا را هماهنگ کرده و از افت ارزش برند خودش جلوگیری میکند.
مدیران گوچی میگویند که برای همراهی با جریانهای منتقد میتوانند تلاش کنند که میزان تولید را تنظیم کنند اما همیشه همه چیز خوب پیش نمیرود و مثلا اتفاقی مانند کرونا یا مشابه آن در ابعاد کوچک و منطقهای میتواند توازن را بهم بزند. این راهحل اما در مورد همه برندها صدق نمیکند خیلی از آنها کارهای استوک را به قیمت ارزانتر به صورت عمده در جایی دورتر از بازارهای اصلی میفروشند.
خریداران هم معمولا فروشگاههای همیشه حراج یا همان «اوت لت»ها هستند. در بین خود استوکها هم قیمتها متفاوت است. مثلا یکی از فاکتورهای تعیینکننده قیمت کارهای استوک این است که چند وقت از در انبار ماندنشان گذشته باشد. این موضوع برای فعالان بازار پوشاک کاملا قابل تشخیص است چرا که دقیقا میدانند که مدل ها با شماره سریهایی که دارند دقیقا در کدام تاریخ تولید شدهاند و بخشی از چه مجموعهای بودهاند.
گروهی از استوکها هم برگشتیها هستند، کالاهایی که به هر دلیلی نتوانستهاند به بازار هدف برسند و آنجا فروش بروند و برگشت خوردهاند. این گروه هم با قیمت بسیار پایینتری فروخته میشوند.اینطور که افراد وارد به حوزه پوشاک میگویند، واردکنندهها یا همان قاچاقکنندههای خرده پا با سفر به کشورهای اطراف از مراکز اوت لت خریدهای عمده میکنند و بعد باری که خریداری کردهاند از طریق قاچاقبرها به شکل همان ته لنجی و شوتی به دستشان میرسد اما کسانی که در ابعاد بزرگتر خرید میکنند مستقیما سراغ انبارها میروند و قبل از رسیدن بار به اوت لتها خرید میکنند.
به این ترتیب پوشاکی که وارد میکنند برایشان خیلی ارزانتر تمام میشود.اینطور که سامان. ق میگوید همه لباسهای خارجی که در بازار ایران هستند استوک نیستند و حتی نمونههایی از کالکشنهای جدید هم در بوتیکها یافت میشود. او میگوید: «فکر نکنید برای بازار گرمی میگویم اما ما مشتری داریم که وقتی ۲۰ روز از شروع فروش کالکشن جدید گوچی گذشته، کار را میخواهد. ما اینها را مسافری میآوریم.
اینطور هم نیست که بتوانیم سر مشتری کلاه بگذاریم چون اولا کسی که برای یک دامن ساده ۲۰میلیون تومان میدهد جنس را میشناسد بعد هم متقلبها اینقدر سریع عمل نمیکنند که کالکشنهای جدید را بیاورند. البته بخش زیادی از کار هم بر اساس اعتماد است. خیلی از بوتیکها که برندهای لوکس را کار میکنند مشتریهای ثابت دارند اصلا فضای آنها فضای مزونی است و مغازه و ویترین ندارند. مثلا یک سفر میروند به یکی از کشورهایی که نیوکالکشن میگذارد، خرید کلی انجام میدهند بعد به مشتریهای خاصشان میگویند که کارها رسیده و چند روز در شورومشان شو میگذارند و تمام. کارها رفته است.»
حالا که تا اینجا آمدیم بد نیست به عدد و رقمهای این بازار هم اشاره کنیم. بزرگی بازار پوشاک ایران ۹ میلیارد دلار است که 5/5 میلیارد دلار آن در داخل تولید میشود و بقیه قاچاق است. این را مجید نامی نایبرئیس اتحادیه تولید و صادرات نساجی و پوشاک ایران میگوید. البته فکر نکنید تنها کسی که از حجم بالای قاچاق پوشاک خارجی ضرر میکند تولیدکنندهها هستند.
فروشندههای مجاز مخصوصا فروشندههای مجاز آنلاین که نمیتوانند سهمی از فروش این بازار بزرگ داشته باشند هم دل خونی دارند اما این دو گروه راهحلهای یکسانی ندارند، تولیدکنندهها که میدانند اگر درها باز شود به احتمال زیاد توان رقابت با کالای ارزانقیمت چینی و پاکستانی و ترکیهای را ندارند روی برخورد با پوشاک قاچاق بیشتر از برداشته شدن محدودیتها تاکید میکنند اما فروشگاههای آنلاین میگویند اگر واردات رسمی از سر گرفته شود همین کالاها با پرداخت گمرک و مالیات و… فعالیت خواهند کرد و البته جواب میشوند که وقتی میتوانند قاچاقی بیایند چرا باید زیر بار این محدودیتها بروند؟



