
حالم پریشونه مثل موهات
سوخته دلم برات مثل خیمه ات
من ابر بارونم برا روضه
چیزی برام نمونده جز هیئت
عمر یعقوب ندارم که من
صبر ایوب ندارم که من
غیر تو یا ابا عبدالله
یار محبوب ندارم که من
بیا آغوشتو وا کن
عمر من خیلی کوتاهه
من تو رو تا ابد میخوام
تازه این اول راهه
حسین جانم حسین جانم ...
من قبل اسم مادرم حتی
اسم قشنگ تو رو میگفتم
وقتی دلم میگیره از دنیا
بی اختیار یاد تو می افتم
این چشما مثل دریا که هست
منو بیرون نکن جا که هست
بدم اما اگه رد کنی
قسم حضرت زهرا که هست
جوونیمو تو آتیش
غم تو سوختم و ساختم
دلی که دادمو بردی
چه خوبه دل به تو باختم
حسین جانم حسین جانم ...








