روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی| پریشب جلال رشیدی کوچی یکی از نمایندههای مجلس که در فضای مجازی بسیار شناختهشده است و در چند مورد جریانسازی کرده، مهمان برنامه تهران۲۰ بود تا با یک چهره خبرساز دیگر یعنی مصطفی میرسلیم مناظره کنند آنهم بر سر موضوعی که بسیار برای افکار عمومی جالب و مهم است یعنی واردات خودروی خارجی کارکرده. (چون به دلیل نرخ دلار، مصرفکننده ایرانی طبعا پولش به خودروی خارجی نو و تراز اول نمیرسد، ضمن اینکه واردات آنها میتواند خروج ارز بسیار بیشتری ایجاد کند، پس اصلا فعلا پرونده واردات خودروی نو روی میز نیست).
طبیعتا در این مناظره میرسلیم مخالف واردات بود چون او که 75 سال دارد و بخش بزرگ عمرش را بهعنوان چهرهای سیاسی و در عین حال صنعتی گذرانده، از سالها پیش بهعنوان یکی از طرفداران سفت و سخت خودروسازهای داخلی میشناسیم. رشیدی هم که قبلا بارها در شبکههای اجتماعی بهتندی از سیاست ممنوعیت واردات خودروهای خارجی انتقاد کرده بود، بنابراین از همان اول پیدا بود که حداقل بخشهای زیادی از این مناظره روز بعد سر از شبکههای اجتماعی درمیآورند.
همینطور هم شد؛ مخصوصا بخشی که بهنظر میرسد میرسلیم میگوید از نظر مصرفکننده خودروی خارجی با خودروی داخلی فرقی نمیکند و این سرمایهداران هستند که میخواهند دلالی کنند و بهدنبال ماشین خارجی هستند. رشیدی هم این حرف را در هوا میقاپد و تکرار میکند که «یعنی لندکروزر فرقی با ۲۰۶ ندارد؟! یعنی در ۲۰۶ و ۲۰۷ همانقدر امن و راحت هستید که در لندکروزر هستید؟! معلوم است که مصرفکننده اگر یک میلیارد داشته باشد ترجیح میدهد لندکروزر سه سال کارکرده بخرد تا اینکه آن یک میلیارد را بدهد برای ۲۰۷ و شما هم این را میدانید که جلوی واردات را میگیرید.»
خلاصه که این مناظره توانست توجه زیادی بهخودش جلب کند اما ما در این گزارش نمیخواهیم محتوای مناظره را پوشش بدهیم، بلکه میخواهیم به یک موضوع کلیدی بپردازیم که از سوی میرسلیم مطرح شد اما رشیدی جواب روشنی به آن نداد، در حالیکه این موضوع مهمترین دلیل همراهی تصمیمگیرهای کلان با مخالفان واردات خودرو بهنظر میرسد.
برای اینکه به دغدغهای که میرسلیم مطرح کرد بپردازیم اول باید به سراغ بخشی از حرفهای رشیدی برویم که حرف خیلی از موافقان واردات خودروی خارجی است. این گروه میگویند که یکی از اصلیترین دلایل گران شدن خودرو ناتراز بودن طرف عرضه و تقاضا در مورد این کالاست. آنچه این ناترازی را نشان میدهد البته فقط افزایش قیمت نیست.
این گروه میگویند فاکتورهای زیادی برای این موضوع وجود دارد ازجمله عقب بودن سرانه تعداد خودرو به جمعیت در ایران و دوم میزان بالای ثبت خرید که نشان میدهد بازار تشنه ماشین بیشتر است. با بررسیها و حساب و کتابهای زیاد هم اینطور بهدست میآید که میزان کمبود خودرو در بازار ایران دستکم یک میلیون و نیم است یعنی به اعتقاد این گروه برای تراز شدن سمت عرضه با سمت تقاضا باید دستکم یک و نیم میلیون خودرو به بازار ایران تزریق شود،
درحالیکه خودروسازها نهتنها با فشار بر سیاستمداران اجازه واردات را برای جبران این کمبود را نمیدهند بلکه خودشان هم با انواع بهانهها تزریق محصول به بازار را آنقدر قطرهچکانی میکنند که نیاز و تشنگی بازار برطرف نشود تا بتوانند تا جای ممکن برای بالا بردن قیمت چانهزنی کنند و فشار بیاورند؛ گواه این ادعا هم هزاران ماشینی که به بهانه کمبود فلان و فلان قطعه در انبارهای خودروسازهای بزرگ خاک میخورند.
البته تعدادی از کسانیکه با این ایده موافق هستند میگویند اصل نظر درست است اما اینکه خودروسازها نیاز بازار را بهدرستی برطرف نمیکنند ناشی از ناتوانی آنهاست، چون در سالهای گذشته از یک طرف تحریم و از طرف دیگر بازار بدون رقیب آنها را هر روز ضعیفتر کرده و ظرفیت تولیدشان را پایین آورده است. خلاصه هرچه که هست این گروه میگویند تنها راه پایین آوردن قیمت و متعادل کردن آن برطرف کردن نیاز بازار از طریق خودروهای خارجی است.
رشیدی هم در مناظره بارها روی این موضوع تاکید کرد. در مقابل اما میرسلیم دست روی همان نکتهای گذاشت که بسیار مهم بهنظر میرسد. او اصلیترین دلیل مخالفت مخالفان واردات خودروهای خارجی را مطرح کرد و گفت که در حال حاضر خیلیها خودرو را برای رفع نیاز نمیخرند بلکه برای سرمایهگذاری میخرند و این گروه نیاز کاذب ایجاد میکنند و قیمت را بالا میبرند.
این گروه نیاز یک و نیم میلیونی را قبول ندارند و میزان ناترازی عرضه و تقاضا را یک میلیون اعلام میکنند و میگویند این رقم به وضعیت فعلی تعلق دارد و در شرایطی که کشور با تورم ۵۰درصدی مواجه است و مردم به هر راهی برای حفظ و ارتقای ارزش پولشان دست میزنند اگر دولت قید ارزبری بسیار بالای واردات خودرو را هم بزند و پیه آن را به تنش بمالد، باز هم تقاضای بیشتر سر جای خودش باقی میماند و حتی ممکن است به دلیل ارزندگی خودروهای وارد شده میزان تقاضا بیشتر هم بشود.
آنها میگویند که اگر بهازای هر خودرو دستکم ۵ هزار یورو هزینه شود و در مجموع نزدیک به ۵ میلیارد یورو از کشور خارج شود، باز هم بازار تکان نخواهد خورد، حتی ممکن است نقدینگی از جای دیگر جمع شده و به این سمت برود و اتفاقات خطرناک دیگری مانند سقوط بورس رقم بخورد، همانطور که دیدیم خیلیها میگفتند دلیل ریزش سنگین بورس در اواسط اردیبهشت ماه شروع پیشفروش خودرو بوده است. این گروه میگویند که تمام نسخههایی که نوشته میشود برای یک اقتصاد نرمال است نه اقتصادی با تورم بیشتر از ۵۰درصدی.
رشیدی کوچی اما به این دغدغه جواب نمیداد و به آنچه از پیش بهعنوان انتقاد از عدم واردات خودرو آماده کرده بود، میپرداخت اما آیا حق با میرسلیم است؟ آیا این مخالفت درست بهنظر میرسد؟ ممکن است در نگاه اول اینطور باشد، بههرحال سقوط بورس و خروج ۵میلیارد یورو از کشور اگر در نهایت قیمت خودرو را کاهش ندهد واقعا قمار بزرگی خواهد بود و اصلا چیزی نیست که بتوان بهراحتی از کنار آن گذشت اما برای جواب دادن به این سوال باید پرسید که چرا مردم برای حفظ ارزش پولشان مثلا سراغ خرید پنکه نمیروند؟
چرا تلویزیون نمیخرند یا بهطور کلی چرا کالاهای مصرفی دیگر تبدیل به کالای سرمایهای نمیشوند و این خودرو است که با وجود همه ریسکهای مصرفی و استهلاک بالایی که دارد بهعنوان کالای سرمایهای انتخاب میشود؟ اقتصاددانها میگویند که برای تبدیل شدن یک کالای مصرفی به یک کالای سرمایهای چند فاکتور لازم است و مهمترین آن این است که مردم با یک تقریب خوبی بدانند که ارزش چیزی که خریدهاند به احتمال خیلی زیاد پایین نخواهد آمد بلکه بالاتر هم خواهد رفت.
این موضوع در مورد خودرو به دو دلیل صدق میکند؛ اول پیوند خوردن این کالا با نرخ دلار، دوم با توجه به تمام سیاستهایی که دولت طی دهههای گذشته در مورد خودرو در پیش گرفته و این کالا هرگز رنگ کاهش به خودش ندیده و همیشه همراه بازارهای سرمایهای رشد کرده است.
دومین دلیل همین شکاف بزرگ بین عرضه و تقاضاست که همیشه غیر از سالهای کمی در بازار خودرو احساس شده و حالا با رسیدن این گپ به دست کم یک میلیون دستگاه، خیال مردم راحت است که این شکاف به راحتی پر نخواهد شد و قیمت خودرو پایین نخواهد آمد. پس به نظر میرسد حتی اگر واردات هم آزاد شود تا وقتی مردم به این اطمینان خاطر نرسند که قرار است بازار خودرو آرامش بگیرد، سفته بازی در این بازار رونق خواهد داشت.



