روزنامه هفت صبح| مدیرعامل شرکت مهندسی و توسعه گاز ایران می‌گوید که اصلا همه دلیلی که باعث شد جنگ سوریه رخ دهد به این برمی‌گشت که ایران می‌خواست از مسیر این کشور گاز خود را به اروپا صادر کند. رقیب این خط گازی کجا بود؟ خط لوله قطر-عربستان- عراق-ترکیه.

حرف او این است که همانطور که جنگ در سوریه رخ داد که ما در این قرارداد گازی به قدرت نرسیم، احتمالا اتفاق‌های دیگری در راه است که همکاری ایران و قطر را برای صادرات به اروپا سخت‌تر کند. رضا نوشادی در مصاحبه خود با خبرگزاری ایلنا به دو موضوع جالب دیگر هم اشاره داشت که خلاصه آن را اینجا آوردیم:

‌قبلا مطالعات مهندسی پایه پروژه احداث خط لوله صادرات گاز به عمان انجام شده و اکنون در مرحله آغاز مذاکرات فنی و اجرایی است، اما در هر حال این کشور هم تحت‌تاثیر معادلات سیاسی قرار دارد که اگر حل شود طرفین برای مذاکرات کاری اعلام آمادگی کرده‌اند، گروه‌های کاری تشکیل شده و می‌تواند ادامه پیدا کرده و پروژه اجرایی شود.

تحقق همکاری با قطر برای برداشت مشترک و صادرات به اروپا سخت است در واقع ابتدا باید بگوییم چرا جنگ سوریه رخ داد، قرار بود ما یک خط لوله اسلامی احداث کنیم که از ایران-عراق- سوریه تا اروپا برود، رقیب این خط نیز خط لوله قطر-عربستان- عراق-ترکیه و اروپا بود، اما غرب؛ سوریه و عراق را ناامن کرد تا ما نتوانیم پروژه صادرات گاز به اروپا را اجرا کنیم بنابراین گازی که ما انتقال دادیم تنها به مصرف عراق می‌رسد و در دیگر کشورها شبکه‌ای برای دریافت گاز ایران ایجاد نشده است. در هر حال نمونه بارز این کارشکنی ناپایداری سوریه و عراق است که عملا موضوع صادرات گاز به اروپا را به محاق برد.

یکی از فلسفه‌هایی که قطر و عربستان اقداماتی برای ناپایدارسازی سوریه انجام می‌دهند این است که سوریه را از مسیر تامین انرژی اروپا کنار بگذارند، بنابراین اکنون نیز بعید است قطر از موضوع همکاری مشترک ایجاد خط لوله تا اروپا استقبال کند، زیرا بخش بزرگی از طرف‌های قرارداد این کشور در حوزه‌های گازی از هفت خواهران نفتی هستند و حتی در میدان مالکیت گرفته‌اند، بنابراین تصمیم‌گیرنده صرفا قطر نیست، بلکه قطر و شرکا هستند که موضوع را از تجارت گاز طبیعی از طریق خط لوله به سمت ال‌ان‌جی و حمل دریایی سوق داده‌اند.

در هر حال اکنون شاهراه امیدی برای این همکاری به معنای واقعی وجود ندارد، اگرچه در دیدارهای دیپلماتیک امکان طرح شدن را دارد، ایران آمادگی دارد گاز را از ترکمنستان و روسیه در شمال کشور دریافت کرده و بدون اجرای یک کیلومتر خط لوله به پاکستان و افغانستان منتقل کند، اما شاهدیم این کشورها تصمیم می‌گیرند خط لوله تاپی را با همکاری ترکمنستان، افغانستان، پاکستان، هند اجرا کنند.

یعنی حاضرند چند میلیارد هزینه کرده و خط لوله احداث کنند ولی با ایران تجارت نکنند، در حالی که ما می‌توانیم از ترکمنستان گاز را دریافت و به آذربایجان منتقل کنیم، اما تصمیم می‌گیرند خط لوله ترانس کاسپین( TCP) را در آب‌های عمیق خزر اجرا کنند اما با ایران همکاری نداشته باشند، این همان موضوعی است که معادلات سیاسی تعیین‌کننده هستند و صاحبان این معادلات و بازیگران پشت‌پرده آن، قدرت‌های بزرگی هستند که با ایران در تنازعند.

همکاری شرکت‌های اماراتی برای برداشت گاز در اقلیم کردستان در حد کم و برای مصرف محلی است و اهداف صادراتی ندارد ضمن اینکه ما در این عرصه با کردستان عراق رقیب نیستیم، برخی پروژه‌های گازی این منطقه برای مشارکت ایران هم هدف‌گذاری شده است و شرکت‌های ایرانی می‌توانند برای توسعه مشارکت داشته باشند.

اما مسئله این است که قبل از اینکه این مسئله یک موضوع تجاری قلمداد شود معادلات سیاسی مهمی در باب آن مطرح است که باید ابتدا معادلات سیاسی حل و فصل شود، در هر حال ایران هم این امکان را به لحاظ فنی و تکنولوژیکی برای ورود به توسعه گاز و ارسال گاز به اقلیم کردستان عراق را دارد.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اقتصادیرا اینجا بخوانید.