روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی | گزارش ۳۰صفحهای منتسب به سازمان برنامه و بودجه درباره دورنمای بدهیهای دولت ایران آنقدر مورد توجه قرار گرفت که حتی برخی مقامات مانند رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس مجبور شدند نسبت به آن واکنش نشان بدهند و اعتبار گزارش را زیرسوال بردند. جالب توجهترین بخش گزارش احتمالا هشدار نسبت به ورشکستگی دولت ایران در آیندهای نزدیک باشد.
در این گزارش آمده که دولت ایران در صورت تداوم تحریمهای اقتصادی »در سال ۱۴۰۳ به دلیل ناتوانی در بازپرداخت بدهی در شرایط ورشکستگی قرار میگیرد» و در صورت رفع تحریمها «شاهد ورشکستگی دولت در سال ۱۴۰۵» خواهیم بود. این برآورد صحیح نیست چراکه دولت ایران با ساختار بدهی و نهادی فعلی هرگز ورشکست نخواهد شد، مگر اینکه خودش بخواهد اعلام ورشکستگی کند.
دولت ایران به یک دلیل ساده ورشکست نخواهد شد آنهم اینکه بدهیهای دولت به ریال هستند یعنی همان پولی که خود دولت اختیار چاپ و عرضهاش را در اختیار دارد. چطور ممکن است دولتی که هر زمان اراده کند میتواند به هر میزان که بخواهد ریال چاپ کند در بازپرداخت بدهیهای ریالیاش ناکام بماند؟
ممکن است بگویید که بانک مرکزی میتواند جلوی چاپ بیرویه پول را بگیرد و دست رد به سینه دولت بزند اما بانک مرکزی ایران در ساختار نهادی فعلی در بهترین حالت تا جایی میتواند در مقابل درخواستهای دولت مقاومت کند که به قول رئیس کل پیشین این نهاد سنبه پر زور نباشد. فراموش نکنیم به محض اینکه بحران موسسات مالی و اعتباری تبدیل به مسئلهای امنیتی شد، سران قوا تردیدها را برای افزایش پایه پولی یا همان چاپ پول برای پرداخت به مالباختگان کنار گذاشتند.
در چنین شرایطی آیا میتوان تصور کرد که دولت ایران در بازپرداخت بدهیهای دولتی ناگهان به نظم و انضباط مالی تن بدهد و اعلام کند که توان بازپرداخت بدهیها را ندارد؟ ممکن است دولت زمانی تصمیم بگیرد که بابت بدهیهای ریالیاش اعلام ورشکستگی کند و با طلبکاران وارد مذاکره شود تا ساختار تازهای را برای بازپرداخت بدهیها بیابد اما بعید است که دولت تمایلی به انجام این کار داشته باشد.
البته ورشکستگی دولتها پدیده بیسابقهای نیست. از سال ۱۸۲۴ تا ۲۰۱۴، ونزوئلا ده بار، مکزیک هشت بار، برزیل و کلمبیا هفت بار، ترکیه شش بار و آرژانتین پنج بار ورشکست شدهاند. کشورهای دیگری هم بودهاند که طی این سالها در بازپرداخت بدهیهایشان ناتوان ماندهاند. اما این ورشکستگیها یک تفاوت بنیادین با وضعیت ایران دارد و آن اینکه بدهی این کشورها با واحد پولی خارجی (عمدتا دلار آمریکا) بوده است.
اگر دولتی مانند دولت ترکیه به دلار آمریکا قرض بگیرد آنگاه بازپرداخت این قرض ممکن است با پیچیدگی همراه شود چرا که امکان چاپ دلار برای ترکیه وجود ندارد. ورشکستگی یونان هم به این خاطر بود که یونانیهای کنترلی بر میزان عرضه یورو ندارند. دولت ایران فعلا بدهی خارجی قابل توجهی ندارد (در واقع کسی به ایران به ارز خارجی وام نمیدهد) که نگران بازپرداختش باشد.
بهخاطر داریم که بازپرداخت وامهای خارجی دریافت شده در دوران ریاست جمهوری آقای رفسنجانی بعدها چالشهایی را برای دولت ایران به همراه داشت.اما ورشکست نشدن دولت ایران باعث نمیشود که نگران کسری بودجه دولت نباشیم. تورم نگرانکننده امروز نتیجه مستقیم کسری بودجه رو به افزایش است.
مهار و کاهش تورم هم هیچ راهی غیر از اصلاح بودجه و شیوه استقراض دولت از بازار ندارد. دولت قبل در مورد شیوه تامین کسری بودجه سال ۱۴۰۰ سرسری عمل کرد. اگر دولت سیزدهم قصد دارد نشان بدهد که بدون بازگشت به توافق هستهای باز هم توان اداره کشور را دارد، باید نشانههای این اراده یا توان را در بودجه سال ۱۴۰۱ ببینیم. البته چنین ارادهای باید جایی فرای سازمان برنامه و بودجه و در واقع میان نهادهای حاکمیتی شکل بگیرد.



