روزنامه هفت صبح، آرش پور ابراهیمی | نرخ بیکاری احتمالا یکی از دلگرمکنندهترین شاخصهای فعلی اقتصاد ایران باشد. البته تردیدی نیست که نرخ بیکاری دو رقمی آن هم با وجود نرخ مشارکت اقتصادی ۴۰درصدی چندان مایه دلخوشی نیست اما این را هم باید در نظر گرفت در شرایطی که اقتصاد ایران تحت شدیدترین تحریم اقتصادی وضع شده در زمان صلح علیه یک کشور قرار دارد و رشد اقتصادی سال گذشته نزدیک به منفی پنج درصد بوده، نرخ بیکاری در بهار امسال نسبت به زمان مشابه سال قبل کاهش یافته و از ۱۲.۱ درصد به ۱۰.۸ درصد رسیده است.
اما این کاهش دلگرمکننده نرخ بیکاری، پرسش جذاب دیگری را به همراه دارد و آن اینکه چطور در دوران رکود، از نرخ بیکاری کاسته شده است؟ پیش از اندیشیدن به این پرسش، باید تعریف دقیقتری از نرخ بیکاری ارائه داد. اینکه نرخ بیکاری در میان جمعیت۱۰ساله و بیشتر حدود ۱۱درصد است به این معنی نیست که ۸۹درصد این افراد مشغول به کارند. نرخ بیکاری در واقع میزان بیکاری را در میان جمعیت فعال میسنجد یعنی جمعیتی که به طور کلی یا شاغلند یا به طور جدی جویای کارند.
به این ترتیب، فردی که مشغول تحصیل است و فعلا قصدی برای کار کردن ندارد یا فردی که طبق تعریف طی سه هفته منتهی به آمارگیری «اقدامات مشخصی را به منظور جست وجوی اشتغال مزدبگیری یا خوداشتغالی به عمل نیاورده باشد»، جزیی از جمعیت فعال در نظر گرفته نشده و بنابر تعریف رسمی «بیکار» محسوب نمیشود. به همین خاطر است که شاید هنگامی که به اطرافمان مینگریم به نظر میآید که نرخ بیکاری بیشتر از ۱۰درصد است چراکه شاید به طور ناخودآگاه همه افرادی که شغلی ندارند یا کار نمیکنند را به عنوان «بیکار» در نظر میگیریم در حالیکه چنین برداشتی چندان دقیق نیست.
طبق دادههای مرکز آمار ایران، حدود ۶۳درصد جمعیت ۱۰ساله و بیشتر در ایران کار نمیکنند که البته همانطور که گفته شد همه آنها لزوما «بیکار» به حساب نمیآیند. یک فرد زمانی بیکار محسوب میشود که به طور فعال به دنبال شغل بگردد اما کاری نیابد. به طور مشابه، طبق تعریف مرکز آمار ایران، فردی که در طول هفته حداقل یک ساعت کار کرده باشد (حتی به صورت کارآموزی) شاغل به حساب میآید. درست است که تعاریف فوق برای شاغل و بیکار تصویر جامعی از بازار کار را ارائه نمیدهند اما این تعاریف در واقع استانداردهایی هستند که کم و بیش در همه جهان برای سنجش نرخ بیکاری به کار میروند.
همچنین به خاطر همین تعاریف، هنگام مواجهه به نوسانات مربوط به نرخ بیکاری باید کمی محتاط بود. برای مثال اگر همه افراد جویای کار دست از تلاش بکشند و عطای یافتن شغل را به لقایش ببخشند، نرخ بیکاری تقریبا صفر میشود آن هم بدون اینکه اصلا شغلی ایجاد شده باشد. آیا در مورد کاهش نرخ بیکاری در بهار امسال هم چنین اتفاقی روی داده است؟ طی یکسال اخیر از جمعیت فعال (افراد شاغل یا جویای کار) کاسته شده اما تاثیر آن بر نرخ بیکاری تقریبا ناچیز بوده است. جمعیت فعال از ۲۷ میلیون و ۳۸۷ هزار نفر در بهار ۱۳۹۷ به ۲۷ میلیون و ۳۳۹هزار نفر کاهش یافته است.
اگر تعداد شغلهای موجود در اقتصاد طی این مدت ثابت مانده بود، نرخ بیکاری تنها کمی کاهش مییافت و به ۱۱.۹۷درصد میرسید اما خوشبختانه طی یکسال اخیرتعداد افراد شاغل ۲۴میلیون و ۶۵هزار نفر به ۲۴میلیون و ۳۸۳هزار نفر رسیده که از افزایشی ۳۰۰هزار نفری حکایت دارد. کاهش ۱.۳درصدی نرخ بیکاری در واقع و برخلاف ادعای برخی رسانهها، بیش از آنکه به کاهش جمعیت فعال مربوط باشد به خاطر افزایش اشتغال است. این خبر را باید به فال نیک گرفت به خصوص که نرخ بیکاری جوانان هم کاهشی ۱.۸درصدی را تجربه کرده است. جالب اینکه طی یکسال اخیر بر میزان اشتغال در بخشهای صنعت، کشاورزی و خدمات افزوده شده با اینکه در سال ۱۳۹۷ تنها بخش اقتصاد ایران که رشدی منفی را تجربه نکرد بخش خدمات بود.
اما گزارش مرکز آمار، بخشهای نگرانکنندهای هم دارد. برای مثال رشد میزان اشتغال در بهار ۹۷ نسبت به بهار ۹۶ بیش از ۷۰۰هزار شغل بود در حالی که رشد اشتغال طی یکسال اخیر حدود ۳۰۰هزارشغل بوده و این را هم باید در نظر داشت که کاهش نرخ بیکاری در بهار ۹۸ باعث شده که نرخ بیکاری به ارقام مربوط به بهار سالهای۹۳ و ۹۴ باز گردد. باید امیدوار بود که کاهش نرخ بیکاری نشانه دیگری باشد از وفق یافتن اقتصاد ایران با شرایط تازه؛ در این صورت دادههای مربوط به رشد اقتصادی امسال هم به مراتب امیدوارکنندهتر خواهند بود.
*** دادههای مربوط به سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ به ترتیب از چکیده نتایج طرح آمارگیری نیروی کار بهار ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ به دست آمدهاند.



