روزنامه هفت صبح، علی رستگار | درباره غلامحسین مطهری و قربانعلی فرخزاد، نامهایی که به تازگی بر سر زبانها افتادهاند.
* یک: مرکز ثقل فعالیتهای اقتصادی بخش خصوصی ایران چند نام انگشت شمار است که افکار عمومیبعضی از آنها را لابهلای پروندهها و دادگاههای متراکم اقتصادی اخیر شناخته. بعضی هم البته به دلیل سرک کشیدن به حوزههای غیراقتصادی یا نسبت خویشاوندی با چهرههای سیاسی از قبل شناخته شده بودند. در سایه اسامیپر سروصدایی مثل هدایتی و زنجانی و رضوی و امامیو پهلوان اما چند نام دیگر هم داریم که به حاشیه رفتند. مثل قربانعلی فرخزاد که دادگاه رسیدگی به اتهامات او دی ماه پارسال برگزار شد و امروز کمتر کسی یادش میآید او نیم میلیون دلار ارز دولتی برای واردات گرفته بود اما در بازار آزاد فروخته بود. یا همین ماجرای شهرک باستی هیلز لواسان که بهانهای شد برای چراغ قوه انداختن روی فعالیتهای اقتصادی شخصی به نام غلامحسین مطهری اصل. البته کنار هم قرار دادن این اسامیبه این معنی نیست که آنها به یک اندازه فعالیتهای اقتصادی مشکوک و غیرشفافی داشتند. وجه شباهت آنها در وهله اول همان تعبیری است که در عنوان همین گزارش به کار بردیم؛ آنها خوب یا بد فوق ستارههای اقتصاد ایران هستند.
* دو: اول با قربانعلی فرخزاد شروع میکنیم. همان شخصی که دادگاه رسیدگی به اتهامات او دی ماه سال پیش برگزار شد و به ۲۰ سال حبس محکوم شد. جریان دادگاه این متهم که فقط سواد خواندن و نوشتن دارد با این جمله تاریخی در حافظه ما ثبت شده که وقتی قاضی از او پرسید آیا حاضر هستی پولهایی که به جیب زدی به بیتالمال برگردانی؟ جواب داد: «من خر دولت هستم». قربانعلی فرخزاد متولد ۱۳۳۲درروستای رزین شهرستان اهر و ساکن تهران است. تا پیش از این جریانات اخیر فعالیتهای اقتصادی او محدود میشد به تاسیس کارخانههای آب معدنی و لبنیات و دامداری در روستای آبا و اجدادیاش. در سالهای اخیر اما او در گیر دو حاشیه تازه شد؛ یکی اینکه به بهانه واردات ورق استیل رقمی بیش از ۴۴۶ میلیون دلار ارز دولتی گرفت و با همدستی چند نفر دیگر که بعضی از آنها متواری هستند آنها را در بازار آزاد فروخته و مورد دوم شبهاتی است که در مورد نحوه واگذاری ماشین سازی تبریز به او وارد است. روز گذشته البته روزنامه فرهیختگان گزارش مفصلی از پرونده او منتشر کرده بود اما اینجا ما نگاه مختصری میاندازیم به مواردی که در دادگاه یا در نقل قولهای رسمیمسئولان درباره او اعلام شده بود.
* سه: اول از مورد دوم شروع کنیم. کارخانه ماشین سازی تبریز چطور به قربانعلی فرخزاد رسید؟ نام این شخص از شهریور ماه ۹۷ به عنوان خریدار و مالک جدید گروه صنعتی ماشین سازی مطرح شد. او در یک نشست خبری که با خبرنگاران ترتیب داده بود گفت در اولین روز کاریاش ۷میلیارد تومان بدهی پاداش پایان کار بازنشستههای این شرکت را که تعدادشان ۱۰۰ نفر بوده پرداخت کرده اما کل بدهی ماشین سازی ۵۰ میلیارد تومان است.حالا خود ماشین سازی را او چقدر خریده بود؟ کل مبلغ ماشین سازی تبریز به همراه ریخته گری و زمین ایل گلی تبریز ۷۰۰میلیارد بوده که در مرحله اول او ۲۰۰ میلیارد را پرداخت کرده و مابقی مانده برای اقساط ۵ساله. یعنی هر سال ۱۰۰ میلیارد تومان. در مورد این واگذاری همان زمان ابهاماتی مطرح شد. به طور مثال احمد علیرضا بیگی نماینده تبریز اعتراض کرد که قیمت تعیین شده برای کارخانه حتی از ارزش ماشین آلات آن هم کمتر است. او از طرفی اعتراض کرد که خریدار آن اهلیت لازم را ندارد و خبرگزاری فارس به نقل از بیگی نوشت: «شخصی که به ادعای خودش فقط در حد شش کلاس ابتدایی سواد دارد چگونه با سازمان خصوصیسازی اقدام به انعقاد قرارداد کرده است، حال آنکه ایشان به زحمت توانایی خواندن متن قرارداد را دارد.» او در مورد نقش صندوق بازنشستگی کارکنان فولاد در انعقاد این قرارداد هم ابهاماتی را مطرح کرده بود.
* چهار: بخش عمده از اطلاعات ما در مورد قربانعلی فرخزاد اما برمیگردد به برگزاری دادگاه علنی رسیدگی به اتهامات اقتصادی او. قاضی این پرونده حجت الاسلام موحد بود و در اولین جلسه دادگاه اعلام کرد که چهار نفر از متهمان این پرونده به نامهای علیرضا و حمیدرضا عامری و مکی سلطانی و محمد وکیلی متواری هستند. در کیفرخواست آمده بود که او ۴۴۶ میلیون و ۵۳۳۲دلار ارز دولتی از چند بانک گرفته تا استیل و اقلام دیگر وارد کند اما با تهیه مدارک صوری و سندسازی یک ریال واردات انجام نداده و برده این مبلغ را در بازارآزاد فروخته. البته این ارقام مربوط به سالهای ۹۴ تا ۹۷ است و در دوره تنگنای اقتصادی کشور او ۳۲۰ میلیون دلار گرفته. بنابر اعلام دادستانی او در یک روز ۱۴٫۵ هزار میلیارد تومان در نظام بانکی کشور جابهجا کرده و به نوعی رکورددار پولشویی در کشور است.
* پنج: حالا میرسیم به دومین چهره اقتصادی که اخیرا نام او در سطح رسانهها مطرح شده. چندی پیش افشاگریهایی شد درباره یک شهرک فوق لوکس در منطقه لواسان به نام باستی هیلز که نام آن یادآور بورلی هیلز آمریکاست. شهرکی با دیوارهای بلند ۷ متری و ویلاهای سوپر لوکس که مردم عادی اجازه تردد درون آن را ندارند. بعضی رسانهها نوشتند مالک اصلی این شهرک غلامحسین مطهری اصل است. هرچند که این موضوع را رئیس شورای شهر لواسان روی آنتن زنده برنامه تلویزیونی «سلام صبح بخیر» رد کرد. نکته اینجاست که شهرک باستی هیلز بدون مجوز و در منطقه حافظت شده زیستگاه گوزنها و آهوها ساخته شده و سازمان محیط زیست از این بابت شکایت کرده. مطهری اصل از سهامداران شرکتهای پتروشیمیامیر کبیر، پتروشیمیزاگرس، شرکت نوید زرشیمیو چند شرکت پترو پالایشی است. فرزندان مطهری اصل هم سهامداران خیلی از شرکتها هستند و فعالیتهای پسر او در اینستاگرام چندی پیش خبرساز شده بود. گفته میشود ۲۰درصد سهام پتروشیمیامیر کبیر متعلق به شرکت نوید زر شیمی است. از طرفی ارزش پتروشیمی امیر کبیر در بورس حدود ۵ هزار میلیارد تومان است. یعنی فقط هزار میلیارد تومان سرمایه این خانواده در این بخش متمرکز شده. او پیش از این به عنوان یک خیر مدرسه ساز هم در رسانهها معرفی میشد تا اینکه ماجرا باستی هیلز پیش آمد. بعد از حاشیههای پیش آمده با دستور حوزه قضایی لواسانات گیتهای ورودی این شهرک هفته پیش جمعآوری شد. گروههای رادیکال و عدالت خواه اتهاماتی را نسبت به مطهری منتشر کردهاند اما به شکل قانونی اتهام خاصی متوجه مطهری نبوده است.
توضیحات
قربانعلی فرخزاد در دادگاه رسیدگی به اتهامات اقتصادی اش
توضیحات
غلامحسین مطهری اصل در کنار پسرش نوید





