
هفت صبح | بیستم شهریور سال ۱۴۰۳، گزارش مرگ مشکوک یک زن سالخورده در خانهای قدیمی در یکی از محلههای جنوب شهرری در دستور کار پلیس و تیم جنایی قرار گرفت. دقایقی بعد، تیم بررسی صحنه جرم به همراه کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ با دستور بازپرس ویژه قتل راهی محل حادثه شدند تا ابعاد این پرونده را بررسی کنند.
تحقیقات ابتدایی
ماموران جنایی پس از ورود به محل وقوع جنایت یعنی منزل مسکونی مقتول با جسد زن حدود ۷۰ ساله به نام مهری روبهرو شدند که بیجان کف هال خانه افتاده بود. در تحقیقات اولیه مشخص شد که یکی از فرزندان مقتول مطابق هر روز سراغ مادرش را گرفته بود و زمانی که با تماسهای بیپاسخ مواجه شد، به خانه او مراجعه کرده اما با جسد مادرش روبهرو شد. بررسیهای اولیه تیم تشخیص هویت پلیس آگاهی نشان میداد مهری بر اثر خفگی جان خود را از دست داده است. در همان بررسیهای نخست مشخص شد بخشی از طلاها و زیورآلات مقتول نیز از خانه سرقت شده است.خانه در هم ریخته بود اما آثار تخریب روی در ورودی و پنجرهها وجود نداشت که این فرضیه را برای تیم جنایی تقویت کرد که عامل یا عاملان جنایت از آشنایان مقتول بوده و بدون مانع وارد خانه شدهاند.
در ادامه تحقیقات، کارآگاهان تصاویر دوربینهای مداربسته اطراف محل را مورد بازبینی قرار دادند. بررسی فیلمها سرنخ مهمی را در اختیار تیم تحقیق قرار داد. تصاویر نشان میداد نوه دختری مقتول به همراه نامزدش و یکی از دوستان نامزدش با استفاده از کلید وارد خانه شدهاند و دقایقی بعد نیز با رفتاری مضطرب و شتابزده محل را ترک کردهاند.با شناسایی این سه نفر، مشخصات آنها در اختیار واحدهای گشتی پلیس قرار گرفت و عملیات دستگیری آغاز شد.
دستگیری متهمان
مدت زیادی از آغاز جستوجو نگذشته بود که مأموران کلانتری شهرری، متهمان را هنگام تردد در یکی از خیابانهای شهرری شناسایی کردند. پس از صدور دستور ایست و انجام عملیات پلیسی، هر سه نفر دستگیر و برای انجام تحقیقات تخصصی به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شدند.متهمان در جریان بازجوییهای تخصصی، در برابر مستندات موجود لب به اعتراف گشودند و جزئیات این جنایت را شرح دادند.
نامزد نوه مقتول که به عنوان عامل اصلی قتل شناخته میشود، در اعترافات خود گفت: «مدت زیادی بود که با سوگل نامزد کرده بودیم.قرار بود بهزودی با نامزدم ازدواج کنیم اما شرایط مالی مناسبی نداشتیم و هزینههای برگزاری مراسم ازدواج از توانمان خارج بود. به هر دری میزدیم نمیتوانستیم مخارج شروع زندگی را تأمین کنیم.ما همدیگر را دوست داشتیم اما با کار کردن از عهده تامین هزینههای زندگی برنمیآمدیم تا اینکه یک روز سوگل درددل میکرد و میگفت ما دو جوان در ابتدای زندگی اینطور مشکلات داریم،آن وقت مادربزرگ من مقدار زیادی طلا دارد که به آنها نیازی هم ندارد و طلاها در گنجه خانهاش خاک میخورد. فکر کردن به طلاها واقعا ما را وسوسه کرده بود.مدتی درباره این موضوع صحبت میکردیم تا اینکه تصمیم گرفتیم طلاهای مادربزرگ او را سرقت کنیم و با فروش آنها هزینه ازدواجمان را تأمین کنیم.»
روز حادثه
متهم ادامه داد: «هر روز راجع به سرقت طلاها با سوگل حرف میزدیم و میخواستیم نقشهای بکشیم که بتوانیم صاحب طلاها شویم اما باید فکر همه جایش را میکردیم و موقعی سراغ طلاها میرفتیم که خانه خالی باشد و از سویی کسی متوجه نشود که سرقت کار ما بوده است. برای همین قرار شد نامزدم پنهانی کلید خانه را بردارد و همه چیز را زیر نظر بگیرد تا در غیاب مادربزرگش به خانه او برویم و نقشه را عملی کنیم.اما من فکر کردم برای اجرای این نقشه به کمک یک نفر دیگر هم نیاز داریم.برای همین موضوع را با رفیق صمیمی خودم در میان گذاشتم و او هم قبول کرد که در این نقشه در ازای گرفتن سهمی از طلاها همراه ما باشد.»
متهم درباره روز حادثه گفت:«روز حادثه، نامزدم کلید خانه مادربزرگش را در اختیارم گذاشت. من به همراه دوستم وارد خانه شدیم و تصور میکردیم کسی داخل منزل نیست.سوگل گفته بود که خانه خالی است اما ناگهان مادربزرگش متوجه حضور ما شد و شروع به فریاد زدن کرد.خیلی هول شده بودم و فکر میکردم الان همه همسایهها و حتی فامیل موضوع را میفهمند و از این به بعد به چشم یک دزد به من نگاه میکنند.از ترس اینکه همسایهها متوجه شوند، او را روی زمین انداختم و دهانش را گرفتم تا ساکت شود.در آن چند ثانیه نمیتوانستم به چیزی فکر کنم یا تصمیم درستی بگیرم.فقط دهان مادربزرگ را محکم گرفته بودم اما چند لحظه بعد متوجه شدم دیگر نفس نمیکشد.»
این متهم درباره ادامه ماجرا نیز گفت: «پس از آن، طلاهای داخل خانه را برداشتیم و خیلی سریع از محل خارج شدیم. تصور میکردیم موفق به فرار شدهایم اما ساعاتی بعد توسط پلیس دستگیر شدیم.» در ادامه تحقیقات، دوست متهم نیز به حضور در صحنه سرقت اعتراف کرد و نوه مقتول نیز پذیرفت که با در اختیار گذاشتن کلید منزل، زمینه اجرای نقشه سرقت را فراهم کرده است. پس از تکمیل تحقیقات، انجام بازسازی صحنه قتل و جمعآوری مستندات، بازپرس پرونده قرار جلب به دادرسی صادر کرد. همچنین دادسرای شهرری با صدور کیفرخواست، متهم اصلی را به اتهام مباشرت در قتل عمدی و سرقت مقرون به آزار، دوست او را به اتهام مشارکت در سرقت مقرون به آزار و نوه دختری مقتول را به اتهام معاونت در سرقت مقرون به آزار تحت تعقیب قرار داد.پرونده این جنایت برای رسیدگی و صدور رأی به دادگاه کیفری ارسال شده است و متهمان به زودی در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه خواهند رفت.








