روزنامه هفت صبح| چندی پیش کلیپی در فضای مجازی منتشر شد که در آن کاربران شاهد شکنجه و کتک خوردن عجیب یک جوان بودند. یکی شلاق میزد و دیگری کتک! دست و پای این جوان 25 ساله را با چوب بسته بودند و مشخص نبود این اتفاقات دقیقا به چه دلیل است تا اینکه با ردزنی پلیس امنیت راز متهمان این پرونده فاش شد. فردی هم که مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود برای توضیحات به پلیس امنیت فراخوانده شد تا مشخص شود کتکها و آزار و اذیت ضبط شده داخل کلیپ برای چه بوده است؟
هشت شبانهروز در حال شکنجه!
پسر 25 ساله درباره این اتفاق که حدود دو سال قبل رخ داده و بعدها کلیپش به بیرون آمده است، میگوید: هشت شبانهروز کتک خوردم. با کمربند و شلاق من را زدند و دست و پایم را هم با چوب بسته بودند! در این کلیپ شاهد هستیم که چقدر خون روی زمین ریخته و حتی آثار زخمها هنوز روی بدن و سر فرد هویداست چرا که بعد از اینکه کتک خورده در همان خانه با نخ و سوزن زخمهایش را بخیه زدهاند!
ورود پلیس به پرونده
سرهنگ سعید راستی، معاون عملیات سازمان اطلاعات پلیس تهران در خصوص انتشار کلیپ وحشتناک آدمربایی و ضرب و شتم در فضای مجازی گفت: پلیس اطلاعات در رصد فضای مجازی با فیلمی مواجه شد که نشان از آدمربایی و ضرب و شتم یک جوان داشت. در ادامه و انجام ساعتها کار اطلاعاتی در نهایت فرد مصدوم را شناسایی و به سراغ وی رفتیم؛
بعد از آن هم متهمان را یک به یک شناسایی کرده و برای دستگیری اقدام کردیم اما یک نفر از آنها قبل از اینکه اصلا فیلم در فضای مجازی منتشر شود به خارج از کشور رفته بود.در واقع این پرونده ۳ متهم داشت که یک نفر خارج رفته و ۲ نفر نیز شناسایی و دستگیر شدند. گفته میشود متهم فراری به ترکیه متواری شده است.
علت شکنجهها چه بود؟
فردی که هشت شبانهروز مورد شکنجه واقع شده درباره داستانش میگوید: من با آدمرباها از قبل آشنا بودم. ما یک مغازه ساندویچیفروشی در تهرانپارس داشتیم.حدود ۱۰ سال آنجا بودم و آنها هم مشتری ما بودند. بعد از آن، این افراد کسب و کاری زدند و از من خواستند به کمکشان بروم و برایشان کار کنم، من هم رفتم. اما وقتی رفتم، دیدم که کارگاه عرقسازی است و راستش پشیمان شدم. ۳ روز که رفتم، دیدم من نمیتوانم در این شغل کار کنم.
به آنها گفتم این کار دردسر دارد، من بچه شهرستان هستم و پدر و مادرم چشم به راه من هستند، بگذارید من بروم و مرا مرخص کنید اما آنها نگذاشتند من بروم. گفتند جای ما را یاد گرفتهای اگر بروی ما را لو میدهی حتی قسم و آیه خوردم قبول نکردند. مجبورم کردند که بمانم پیششان، کارهای آشپزی، نظافت، شستوشوی لباس و … را انجام دهم.از من بیگاری میکشیدند.
مرا در خانه حبس کرده بودند تا اینکه یک روز دو ساعتی از خانه آمدم بیرون، زنگ زدند که کجایی؟ من هم جواب دادم کجا هستم. هر روز مرا میزدند از صبح تا شب و از شب تا صبح. روزی چندین نفر آدم را از ۵ تا ۱۵_۱۰ نفر میآوردند و مرا نشان میدادند که چگونه مرا میزنند… میخواستند از بقیه زهرچشم بگیرند؛ رعب و وحشت ایجاد کنند تا اینکه بعد از هشت روز یک آقایی آمد؛ او تنها کسی بود که دلش برایم سوخت. به آنها گفت ولش کنید دارد میمیرد، جنازهاش روی دستتان میماند.
دروغ میگوید دزد است!
اما یکی از متهمان این پرونده که بازداشت شده است به کل منکر داستان پسرجوان میشود و میگوید ما یک جمعی در خانه مجردی بودیم که من در آن خانه به دوستانم که افراد آبروداری هم هستند سر میزدم. اکثرشان هم لباسفروشی داشتند. یک شب انگشتر طلای یکی از آنها گم شد و عکس انگشتر را در گوشی او پیدا کردیم.
سرهنگ راستی هم تاکید کرد اگر این فرد دزد است باید از او شکایت میکردید نه اینکه او را شکنجه کنید. این موضوع در حالی است که این متهم که در فیلم هم مشخص است اقدام به شلاق زدن پسر جوان کرده و پسر جوان هم گفت او اتفاقا به باقی دوستانش میگفت من را چگونه شکنجه کنند و حتی با چوب من را بسته بودند و میگفتند تو را مثل جوجه برشته میکنیم!
دوسال نخوابیدم!
در ادامه پسرجوان میگوید: هشت روز در آن خانه بودم، بعد از این دیگر دستان مرا باز کردند یکی دو روز در همان خانه بودم تا کمی جان گرفتم بعد به من گفتند حواست را جمع کن اگر از ما و این کارها به کسی چیزی بگویی ننه و بابایت را هم میکشیم. بعد از آنکه از آنجا رفتم هر ماه به من هشدار میدادند که حواست جمع باشد اگر کسی بفهمد آدرس همه فامیلت را بلد هستیم میریزیم و ناکارشان میکنیم.
تا اینکه دو سال گذشت.از ترس در این دوسال نمیتوانستم بخوابم همین دو ماه پیش بود که یکدفعه همان فیلم شکنجه و آزارم را در فضای مجازی دیدم. وحشت کردم که چه کسی این فیلم را گذاشته است؛ نکند بریزند و بلایی سرم بیاورند.تا اینکه پلیس به سراغم آمد و بقیه قضایا را هم که میدانید، پرونده را به دست گرفته و آنها را دستگیر کردند.



