روزنامه هفت صبح| ‌هشتم فروردين ماه سال 99 در اوج روزهاي كرونايي و تعطيلات عيد بود كه جواني در مغازه موبايل‌فروشي‌اش در خيابان كاشاني اسلامشهر به قتل رسيد. در روزهاي قرنطينه بود كه فرشاد 27ساله براي اينكه گوشي موبايل به چند جوان بفروشد مغازه را باز كرده و بعد هم كركره برقي مغازه را پايين مي‌كشد. پشت درهاي بسته آن قتل اتفاق مي‌افتد و فيلم دوربين‌هاي مدربسته در فضاي مجازي منتشر مي‌شود كه لحظه قتل فرشاد را نشان مي‌داد و همين موضوع وحشت اين پرونده را بيشتر كرد.

سه متهم با فرشاد قرار گذاشته تا از او گوشي بخرند و چون مغازه در جاي خلوتي بوده آنجا را انتخاب مي‌كنند. بعد هم دو نفر داخل مغازه شده و نفر سوم هم كشيك مي‌داده داخل مغازه درگير شده و چاقويي كه به گردن فرشاد مي‌خورد باعث مرگش مي‌شود و اين فيلم خونين در تمام شبكه‌ها منتشر شد. اين سه نفر بعد از سرقت چند گوشي موبايل متواري شده و در نهايت دستگير مي‌شوند.

در دادگاه
متهم ردیف اول به نام فردین 22 ساله ساکن پرند متهم به قتل عمدی و تشکیل باند سرقت مسلحانه است. متهم ردیف دوم به نام ابوالفضل 20 ساله متهم به مشارکت در سرقت مسلحانه و عضویت در این باند بوده و متهم ردیف سوم نیز با همین اتهام محاکمه شدند. دادگاه در ارديبهشت سال 99 برگزار شد. خانواده مقتول بي‌قرار و خانواده قاتلان هم گريان.

در جلسه دادگاه پدر و مادر و همسر مقتول درخواست قصاص را عنوان كردند. فردين متهم اصلي در دادگاه گفت: من اتهام قتل را قبول دارم اما درباره اتهام تشکیل باند سرقت مسلحانه باید بگویم من قصدم تشکیل باند نبود. فقط به قصد سرقت به مغازه فرشاد رفتیم. روز حادثه طبق قرار قبلی با دوستانم وارد مغازه شدیم. اما مقتول کرکره مغازه را پایین کشید و گفت به خاطر بیماری کرونا ما نباید مغازه را باز کنیم.

اگر اماکن ببیند، من را جریمه می‌کند. به همین خاطر مجبورم کرکره را پایین بکشم. بعد شروع کرد به نگاه کردن دوربین‌های مداربسته که چشمش به پژمان- دوستم- افتاد که بیرون مغازه ایستاده بود. انگار همان موقع به ما شک کرد و رفت سمت گاو صندوق مغازه. من فکر کردم می‌خواهد گاز اشک آور بیاورد که ترسیدم و اولین ضربه را به او زدم.

بعد هم داد زدم و گفتم ما با تو کاری نداریم. فقط می‌خواهیم گوشی‌ها را سرقت کنیم. مقاومت نکن. اما در همین موقع شوکر را بیرون آورد که من دیگر نفهمیدم چه کار می‌کنم و ضربه دوم را به گردنش زدم. من تنها با انگیزه سرقت به این مغازه رفتم و از قبل این مغازه را می‌شناختم. دو متهم ديگر در دادگاه گفتند در قتل نقشي نداشتند.

سرنوشت فردين 22 ساله
فردين در سن كم پدرش كه اعتياد داشته آنها را رها مي‌كند. فردين خواهر دوقلويش را كه كليه‌اش بيمار بوده به‌خاطر نداشتن هزينه درمان از دست مي‌دهد. مادرش پرستار سالمندان بوده و كل هفته كار مي‌كرده و در اعترافاتش گفته بود، فكر مي‌كردم با اين سرقت شايد مادرم كمتر كار كند.

يك بار در گفت‌وگو با ركنا گفته بود:« چند سالی بود به خاطر شرایط زندگی‌مان افسرده و منزوی شده بودم.تا اینکه با یک دختر آشنا شدم و تمام زندگی‌ام شد.به امید زندگی با او سربازی رفتم.اما وقتی برگشتم به من گفت تو نمی‌توانی برایم آینده بسازی.به او گفتم من با اینکه تازه از سربازی آمدم اما فقط دو ماه بیکار بودم.گفت تو نمی‌توانی با ماهی یک و نیم میلیون تومان برای من زندگی بسازی!بعد از آن احساس کردم دیگر نمی‌توانم برای خوب بودن مقاومت کنم.»

اجراي حكم قصاص
در شهريورماه سال 99 قرار بود فردين 22 ساله در ملأعام قصاص شود. اما اولياي دم به حرمت ماه صفر قرار شد بعد از ماه صفر قصاص را انجام دهند. در نهايت صبح چهارشنبه شانزدهم آذرماه، فردين 24 ساله در محوطه زندان رجايي‌شهر كرج به دار آويخته شد تا پرونده اين قتل براي هميشه مختومه شود.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اسلایدراینجا کلیک کنید.