هفت صبح|  شهید آیت‌الله سید محمد بهشتی در تاریخ 7 تیر 1360 بر اثر بمب‌گذاری سازمان مجاهدین خلق در دفتر حزب جمهوری اسلامی همراه با جمعی از یارانش به شهادت رسید. در جزئیات این اقدام تروریستی آمده است که یک بمب بر ستون اصلی ساختمان حزب و یک بمب دقیقا زیر تریبون شهید بهشتی قرار گرفته بود که بعد از انفجار سقف پایین می‌آید و چندین نفر از جمله آیت‌الله بهشتی به شهادت می‌رسند.

 

پس از به شهادت‌رسیدن آیت‌الله بهشتی یکم تا هفتم تیرماه با نام هفته قوه قضائیه در تقویم رسمی کشور ثبت شد زیرا او هنگام شهادت رئیس قوه قضائیه و رئیس دیوان عالی کشور بود. در این هفته مراسم‌های متعددی هم بر بزرگداشت آن شهید برگزار می‌شود. امسال نیز چنین است؛ چنانکه به تازگی نشست سالانه بزرگداشت شهید بهشتی در محل موسسه دین و اقتصاد با موضوع «عقلانیت اقتصادی از دیدگاه شهید بهشتی» برگزار شد و سید علیرضا بهشتی، استاد دانشگاه تربیت مدرس و فرزند شهید بهشتی، سروش محلاتی، استاد حوزه و پژوهشگر دینی و فرشاد مومنی، اقتصاددان، استاد دانشگاه علامه طباطبایی و از اعضای حزب جمهوری اسلامی در ابتدای انقلاب درباره ابعاد فکری-سیاسی آیت‌الله بهشتی سخنرانی کردند.

 

‌پاسخ به شبهات


علیرضا بهشتی در این نشست به یک شبهه درباره اینکه برخی می‌گویند بنیانگذاران انقلاب از خود مبنای اقتصادی نداشتند، پاسخ داد و گفت: «در ۴۵ سال گذشته درخصوص آرای اقتصادی شهید بهشتی اظهارنظراتی شده که ما باید آنچه به ایشان تعلق دارد و آنچه تعلق ندارد را جدا کنیم. یکی از شبهاتی که مطرح شده این است که معضلات اقتصادی جامعه ما ناشی از نظام اقتصادی است که در آغاز شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی توسط کارگزاران حکومت اسلامی طراحی شده و آن کارگزاران و بنیان‌گذاران این نظام تحت تاثیر القائات چپ سوسیالیستی و مارکسیستی بودند. آنچه ما طی سال‌های بعد دیدیم به‌خصوص در تبیین قانون اساسی کشور بیش از هر چیز تحت این القائات صورت گرفته است».


بهشتی در تشریح شبهات دوم و سوم مطرح کرد: «بر مبنای این شبهه بنیاد و ترتیبات و اهدافی که برای رسیدن به وضعیت مطلوب تعیین کرده بودند هم ذاتا محکوم به شکست بود و هم گذشت زمان بخصوص فروپاشی بلوک شرق اثبات کرد که آن دیدگاه‌ها قابلیت اعمال در جامعه را نداشته است. شبهه سومی که در این رابطه مطرح می‌شود این است که اگر ما می‌خواهیم کشور را از بحران‌های اقتصادی موجود رها کنیم تنها راه حل این است که از ایدئولوژی‌زدگی خود را برهانیم و به علم اقتصاد و روایت نئولیبرالی که در سند اجماع واشنگتن مطرح شده نظام را هدایت کنیم».


او در پاسخ به این شبهات گفت: «این شبهات در بستر مغالطه‌هایی شکل گرفته است. یکی از این مغالطه‌ها این است که نظام اقتصادی جمهوری اسلامی پس از دهه اول اساسا از طرح اقتصادی بنیان‌گذاران منحرف شده است. در حالی که ما نمی‌توانیم تقصیر هر نابسامانی که داریم را به گردن بنیان‌گذاران بیندازیم. چرا که بعد از انقلاب اساسا طراحی اقتصادی دگرگون شده و یک نسخه ایرانی نئولیبرالی طراحی شده و باعث وضع موجود این نسخه نئولیبرالی است. این مغالطه را باید توجه داشت».

 

اجتهاد انقلابی و اجتهاد پویا


سروش محلاتی هم در ادامه این نشست در تشریح نوع نگاه فقهی شهید بهشتی توضیح داد: «فقه باید بتواند بر اساس تحرک، تحول و دگرگونی در زندگی اجتماعی، احکامی که مبتنی بر سنت باشد را با توجه به نیازهای جهان ارائه دهد. اصل اجتهاد در اسلام گره‌گشای نیازهای جدید است و دین را تازگی و حفظ اصالت الهی آن نگاه می‌کند. اینها اندیشه‌هایی است که ایشان از پیش از این نظام داشتند و تبیین می‌کردند. شهید بهشتی اندوخته‌های فکری که قبل از انقلاب داشتند را از آغاز قانون اساسی، محوری برای تدوین قانون قرار دادند که بنا نیست در این نظام آرا و فتاوای پیشینیان به صرف اینکه فتوا است و در گذشته مسبوق به سابقه بوده مبنایی برای عمل قرار گیرد و جمهوری اسلامی بر مبنای اجتهاد مستمر اداره می‌شود.

شهید بهشتی یک تعبیر بهشتی می‌خواست در این اصل دوم بیاورد که متاسفانه بافت مجلس خبرگان چندان با او همراه نبود و آن تعبیر را نپذیرفت. یعنی به تایید اکثریت نرسید. آنچه بهشتی مایل بود در قانون اساسی بیاید دو پسوند برای اجتهاد بود؛ اجتهاد انقلابی و پویا. این دو در نهایت به اجتهاد مستمر رسید. ایشان توضیح می‌داد که چرا جمهوری اسلامی نیازمند اجتهاد انقلابی است و انقلابی را در برابر اجتهاد محافظه‌کارانه تعبیر می‌کرد. اجتهاد پویا را در برابر اجتهادی که در قید و بند آرای پیشینیان و فتاوای مشهور است و نمی‌تواند خود را از فتاوای گذشتگان رها کند می‌دید. می‌گفت برای اینکه جمهوری اسلامی داشته باشیم نیازمند فتاوای پویا هستیم. ایشان معتقد بود اگر اجتهاد به این معنا وجود نداشته باشد جمهوری اسلامی نمی‌تواند ادامه پیدا کند».

 

جلوگیری از ممنوعیت موسیقی


این پژوهشگر دینی با ذکر روایتی تاریخی ادامه داد: «یک سری موارد خاصی را حضرت امام(ره) ورود کردند و نظر دادند که ما پیش از این از ایشان سراغ نداشتیم. بعضی را می‌دانیم و بعضی را نمی‌دانیم اما واقعا اجتهاد است. یکی از آن موارد که مرحوم هاشمی در خاطراتش نوشت این بود که حضرت امام(ره) می‌خواست موسیقی را در صداوسیما ممنوع کند. مرحوم بهشتی اطلاع پیدا کرد و نزد امام رفت و نظر ایشان تغییر کرد. اما کسی را نیافتم که از تفسیر این قضیه خبر داشته باشد که در آن جلسه بین امام(ره) و شهید بهشتی چه بحثی پیش آمده که منجر به تغییر نظر شده است».

 

اصرار شهید بهشتی بر اصل آزادی تجمعات


سروش محلاتی، موضوع دیگر را اصل ۲۷ قانون اساسی درباره آزادی اجتماعات دانست و گفت:«درخصوص اصل ۲۷ اصل آزادی اجتماعات همه فقها جمع شدند که ما باید به دولت حق بدهیم در صورت مصلحت جلوی اجتماعات را بگیرد یعنی ما می‌گوییم اجتماعات با مجوز دولت آزاد است. یک نفر (شهید بهشتی) فقط ایستاد و گفت اگر شما مجوزی به دست دولت بدهید یعنی چیزی برای ملت در اجتماعات باقی نخواهد ماند.

 

بحث و گفت‌وگو در تابستان ۱۳۵۸ بود که شش ماه از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذشت. بهشتی فرمود سال قبل به خاطر دارید اجتماعات و راهپیمایی‌ها را. ما امروز باید قانونی برای نسل‌های آینده بنویسیم. آن وقت دوستان ایشان آقای ربانی شیرازی، سید حسن حائری خرم آبادی و امثال اینها اصرار می‌کردند که قید بگذارید و ایشان پافشاری می‌کرد که قید نباید بگذاریم. ما یک قید می‌گذاریم و آن اینکه اگر اجتماعات در خیابان و معابر عمومی است نظم عمومی باید رعایت شود و دولت باید نظم را بر عهده بگیرد. یعنی در اصل مجوز نمی‌خواهد اما برای ایجاد نظم، دولت می‌تواند دخالت کند. اما اگر در جایی باشد که نظم به هم نمی‌خورد ایرادی ندارد».

 

منافقین؛ از نوار موسی خیابانی  تا اندیشه ترور 


فرشاد مومنی نیز در ادامه این نشست سخنرانی کرد و به روایت تاریخی از ترور شهید بهشتی پرداخت و گفت: «مسئله اساسی و از جهاتی بسیار تکان‌دهنده این است که بر اساس اسناد و مکتوباتی که در اختیار قرار دارد برخلاف دیدگاه ترورکنندگان [شخصیت] شهید بهشتی این قابلیت یعنی برخوردار بودن از یک نظم اندیشه‌ای که قادر به حل و فصل مسائل مبتلابه باشد بر اساس موازین اسلامی در ایشان وجود دارد. مراجعه به کتاب سه جلدی وزارت اطلاعات درباره شهید بهشتی در آینه ساواک، مصرحات کادرهای کلیدی مجاهدین خلق درباره ویژگی اقناعی کم‌نظیر شهید بهشتی و مورد اعتماد بودن ایشان در میان بخش بزرگی از کسانی که در جریان مبارزه قرار داشتند را نشان می‌دهد.  

شهید بهشتی انحطاط اندیشه‌ای مجاهدین خلق را شناسایی کرده بود و با آن برخورد فعالی داشت. از آن موقع یعنی سال ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴ گفتند که ما برنامه برخورد فیزیکی و ترور بهشتی را در دستور کار قرار دادیم. در آن ایام یک نوار هم از موسی خیابانی پخش شد که برای توجیه آن کادرهای تروریست مجاهدین خلق به منظور زدن آقای بهشتی از این استعاره استفاده می‌کند که بهشتی مسئله حل‌کن این سیستم است و تا زمانی که او باشد مسئله‌ای لاینحل باقی نمی‌ماند. از یک طرف برنامه تعدیل ساختاری اجرا می‌کنند و همزمان شعارهای ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستی می‌دهند، این تناقض را می‌توان به دهها تناقض فاجعه‌ساز دیگر تسری داد».


رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه شبیه چنین چیزی را وقتی که مجاهدین خلق، شهید دستغیب را ترور کردند مشاهده کردیم مطرح کرد: «آن تیم ترور در تلویزیون گفتند وقتی دستور ترور شهید دستغیب آمد ما زیر بار نرفتیم و می‌گفتیم قبلا هرکسی را می‌خواستید ترور کنید می‌گفتید به جریان سرمایه‌داری وصل است اما آقای دستغیب این شرایط را ندارد، چرا باید ترور شود؟ گفتند شهید دستغیب در منطقه فارس حل‌کننده مسائل رژیم است. چنین ویژگی مهمی برای شهید بهشتی هم در مقیاس ایران و هم جهان اسلام می‌توان مطرح کرد».


مومنی در پایان گفت: «همه ما نیاز داریم به بازخوانی اندیشه‌های شهید بهشتی از جنبه‌های مختلف و امیدوارم این توفیق را داشته باشیم که واکاوی اندیشه‌های ایشان را منحصر به ایام سالگرد شهادتشان نکنیم. من در یک کار جمعی مشارکت داشتم که می‌خواستم یک صورت‌بندی بدیع نظری و متناسب با عدالت اجتماعی و اقتضائات زمانه از دیدگاه شهید بهشتی را بگویم که در یک فرصت دیگر این کار را انجام می‌دهم».