روزنامه هفت صبح| ماجراي اين قتل به شهريورماه سال 1400 بازميگردد؛ وقتي زني 27ساله در بيمارستاني واقع در شرق تهران (مسعوديه) جان باخت. مورد مشكوك مرگ زن، باعث شد تا كادر درمان ماجراي مرگ او را به ماموران پليس انتقال دهند چرا كه روي بدن زن آثار عجيبي از ضرب و شتم به چشم ميخورد.
به قدري كبوديهاي روي سر و صورت زن مشخص بود كه معلوم ميشد كتك خورده است و در نهايت هم بر اثر خونريزي داخلي اين زن جوان جان باخت. وقتي پليس تحقيقاتش را راجع به مرگ مشكوك اين زن آغاز كرد به سرنخهايي از دست داشتن همسر او در اين مرگ رسيد و در نهايت مرد به قتل همسرش يا بهتر بگوييم ضرب و شتم شديد او اعتراف كرد.
مشكلات مالي و مرگ زن
مرد در اعترافاتش درباره علت مرگ زنش گفت: حدود چند سال پيش ازدواج كردم و حاصل ازدواج ما فرزندي دو ساله بود. از ابتداي ازدواج بر سر مسائل مالي با يكديگر اختلاف داشتيم و هرروز هم اختلافاتمان بيشتر ميشد. در خانهاي كوچك و اجارهاي زندگي ميكرديم و از همان ابتدا خانواده همسرم قول داده بودند كه به ما كمك مالي كنند اما زير قولشان زدند و نه تنها كمك مالي نميكردند بلكه منت هم سر ما ميگذاشتند و همين موضوع به اختلافات ما دامن ميزد. مخصوصا كه همسرم هميشه كمك كردن خانوادهاش را به رخ من ميكشيد و احساس بدي داشتم.
روز حادثه
اين مرد همچنين درباره روز حادثه و اتفاقي كه افتاد ميگويد: روز حادثه باز هم با همسرم بر سر مسائل مالي درگير شديم. او مدام ميگفت همه مخارج زندگي ما را خانوادهاش ميدهند در صورتي كه ماجرا فقط در حد وعده و وعيد بود! به قدري دعوا كرديم و يك باره از كوره در رفتم و كنترل اعصابم از دستم خارج شد و شروع به كتك زدن همسرم كردم، بعد هم از خانه خارج شدم.
بعد از مدتي كه بازگشتم ديدم همسرم تقريبا به صورت نيمهجان روي زمين افتاده و خيلي ترسيدم و به سرعت او را به بيمارستاني حوالي خانه رساندم اما كار از كار گذشته بود و بعد از گذشت چند ساعت، كادر درمان گفتند همسرم به دليل خونريزي داخلي فوت كرده است. اين مرد به دليل اتهام قتل همسرش بازداشت شد.
درخواست پول از پدرزن براي سرمايهگذاري
اولياي دم براي شفاف شدن جزئيات بيشتر فراخوانده شدند و پدر مقتول نيز گفت: ما بارها به دختر و دامادمان كمك مالي كرده بوديم با اينكه وظيفه ما نبود خرج آنها را بدهيم اما براي رفاه دختر و نوهمان كمكشان ميكرديم اما نكته اينجا بود كه داماد ما اين ماجرا را جزو وظايف ما ميدانست كه بايد خرج زندگي آنها را بدهيم.
از سوي ديگر، دامادمان شغل ثابت و مناسبي نداشت و بالاخره من تصميم گرفتم تا سرمايهاي جور كرده و به او بدهم بلكه بتواند شغل مناسبي راه بياندازد. پدر مقتول درباره علت حادثه رخ داده براي دخترش گفت: من قول داده بودم سرمايهاي براي كار دامادمان جور كنم اما به يك باره خودم به مشكل مالي برخوردم و به او گفتم چندماه مهلت بدهد تا سرمايه را جور كنم. اما او چنان از اين ماجرا ناراحت شد كه هرروز دخترم را زير فشار ميگذاشت تا زودتر اين پول را به دست بياورد. در نهايت هم در دعواي آخر چنان دخترم را كتك زد تا زير ضربات مشت و لگد جان بدهد.
درخواست قصاص و ديه
اولياي دم مقتول اعلام كردند كه از خون دخترشان نميگذرند و براي دامادشان درخواست قصاص دارند. چرا كه دخترشان مدتها بود تحت فشار اين مرد قرار گرفته اما حتي به مادرش هم حرفي نميزد. از سوي ديگر، چون دختر مقتول دو سال دارد از طرف رئيس قوه قضائيه نيز براي او درخواست ديه از سوي بيتالمال شد و اين پرونده با صدور كيفرخواست براي رسيدگي به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد تا داماد خشن مورد محاكمه قرار بگيرد.



