روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| ‌ آخرين پرونده اين مجموعه از بازخواني پرونده‌‌هاي جنايي مربوط به افرادي است كه يك قتل را انجام دادند و بعد كنار جسد ماندند. ماجراي رعب انگيز و ترسناك از زندگي كنار يك جسد. آغاز اين پرونده هم مربوط به خبر چندي پيش است كه دختري هفت‌ساله در جريان دستگيري فروشنده مواد مخدر در يخچال يك خانه كشف شد و هنوز دقيق مشخص نيست آيا مادر كودك به همراه ناپدري او كشته شده يا خير؟ اما جسد مشخص بود مدتي حدود 10 روزه در يخچال بوده است. در اين گزارش پنج پرونده جنايي مربوط به زندگي قاتل يا قاتلين كنار جسد را بررسي مي‌‌كنيم. رازهاي قاتلان براي مخفي كردن جسد مقتول و ماندن در كنار جنازه!

یک: 10 روز زندگی در کنار جسد شوهر
زن خیانتکار که پس از قتل شوهرش 10روز در کنار جسد او زندگی کرده بود، سحرگاه 15 آذر سال 94به دار مجازات آویخته شد. ساعت 17 و 35 دقیقه 18 اسفند سال 91 کشف جسد سوخته‌ای در اتوبان قزوین ـ کرج به پلیس گزارش شد. ماموران جنایی پس از حضور در محل متوجه شدند جسد متعلق به مردی است که پس از قتل در محلی دیگر، به آنجا منتقل و به آتش کشیده شده است.

هیچ مدرکی برای شناسایی هویت مقتول در صحنه به دست نیامد و پس از بررسی‌های مقدماتی با دستور بازپرس جنایی، جسد برای تعیین علت مرگ و شناسایی هویت مقتول به پزشکی قانونی منتقل شد.همسر 32 ساله مرد اما راز جسد را فاش كرد.او گفت: شش ماه قبل با مرد جوانی به نام حسین آشنا شدم و پنهانی با هم رابطه داشتیم. چند بار از شوهرم خواستم مرا طلاق دهد، اما موافقت نمی‌کرد. از سوی دیگر عباس سد راه ارتباط من و حسین بود.

به همین دلیل از حسین خواستم کمک کند تا شوهرم را بکشیم. طبق نقشه به حسین پول دادم و او قرص خواب خرید. من هم قرص‌ها را در آب پرتقال حل کرده و به شوهرم دادم. وقتی او بی‌هوش شد، سه روز منتظر ماندم تا فرصتی برای قتل پیدا کنم. بعد با حسین تماس گرفتم و او به خانه‌ام آمد و با طناب و متکا شوهرم را خفه کردیم. 10روز جنازه را در خانه نگه داشتم و یک شب از حسین خواستم آن را به بیرون از شهر انتقال دهد.

شبانه جسد را به منطقه هفت سنگون برده و حسین، شوهرم را با بنزین آتش زد. حتی برای صحنه‌سازی انگشتان او را قطع کردیم تا پلیس تصور کند عباس قربانی سرقت انگشترهایش شده است.بعد از قتل عابربانک او را برداشته و حسابش را خالی کردیم. پراید شوهرم را هم حسین با خود برد. قرار بود وقتی اوضاع آرام شد با هم ازدواج کنیم. برادر مقتول در این باره گفته بود، فاطمه جسد برادرم را در اتاقی نگه داشته و در این مدت اجازه نمی‌داد فرزندشان وارد اتاق شود. او بعد از قتل قصد داشت با صحنه‌سازی از مجازات فرار کند که خیلی زود مجبور به اعتراف شد.

دو: 15 ماه زندگي كنار جسد موميايي شوهر!
زن جوان پس از قتل همسرش، جسد او را با نمک مومیایی کرد. او با حفر قبری در اتاق خواب جسد را در آن دفن و 15 ماه در کنار قبر زندگی کرد. اين خبر در سال 1400 جنجال زيادي برپا كرد. رسیدگی به این پرونده از مرداد سال 1399 و همزمان با گزارش ناپدید شدن مردی در شیراز در دستور تیم جنایی این شهر قرار گرفت.

خواهر این مرد در شکایتش گفت: برادرم چند روز قبل خانه‌شان را در یکی از محله‌های شیراز ترک کرد و دیگر بازنگشت. بعد از چند روز تصمیم گرفتم شکایتی کنم شاید او پیدا شود. پس از شکایت این زن، پرونده‌ای در این ارتباط تشکیل شد و ماموران در نخستین گام به تحقیق از همسر او پرداختند که زن 43ساله در بازجویی‌ها منکر اطلاع از سرنوشت شوهرش شد و گفت: همسرم به نام علی، اعتیاد شدیدی به موادمخدر دارد و چند روز قبل از خانه بیرون رفت و دیگر بازنگشت.

به دلیل این‌که این رفتارش عادی بود به موضوع شک نکرده و شکایت نکردم اما خواهرشوهرم با طرح شکایتی پیگیر پرونده شد.اما زن بالاخره به قتل شوهر اعتراف كرد. همسرم اعتیاد به شیشه داشت و شب حادثه به دلیل مصرف مواد مخدر حالش خراب شد و چون از دستش عصبانی بودم با مقدار زیادی قرص او را مسموم کردم. صبح که بیدار شدم، دیدم فوت کرده‌است. آنقدر ترسیده‌بودم که با پلیس و اورژانس تماس نگرفتم و به فکر راهی برای از بین بردن جسد بودم.

مقدار زیادی نمک خریده و با آن جسد را مومیایی کردم. بعد هم کف اتاق خواب قبری کندم و جسد را در آنجا دفن کردم. برای این‌که کسی متوجه قبر او نشود، تختخواب را روی آن قرار دادم. شب‌های اول از این‌که در خانه بمانم می‌ترسیدم اما بعد از مدتی با موضوع کنار آمدم و شب‌ها روی همان تخت می‌خوابیدم. چند ماه پس از قتل، با مراجعه به دادگاه طلاق غیابی گرفته و با مردی آشنا شده و با او ازدواج کردم. شوهر دومم بدون این‌که بداند در آن اتاق جسدی دفن شده، شب‌ها همان‌جا می‌خوابید!

سه: چهار ماه زندگي كنار جسد خانه وحشت
پرونده خانه وحشت در خيابان كميل تهران و متهم اصلي پرونده سعيد33 ساله كه در خاطرتان است. ساعت 6 عصر دوشنبه 15 آذر ماه ماموران کلانتری 112 ابوسعید جهت اجرای طرح رعد پلیس با توجه به این که اطلاعاتی از پاتوقی مرموز درخیابان خرمشهر محله کمیل به دست آورده بودند، عملیات بررسی از این پاتوق را با هماهنگی مقام قضایی به اجرا گذاشتند.

ماموران کلانتری وقتی پای در این پاتوق مرموز گذاشتند با مرد میانسالی که در خانه حضور داشت روبه رو شدند و سپس به بازرسی خانه پرداختند که با جسد یک دختر جوان که داخل 21 کیسه زباله بسته بندی شده بود، مواجه شدند و در ادامه با یک دختر 20 ساله که داخل کمد دیواری و یک دختر 21 ساله که در اتاق زندانی شده بودند، روبه‌رو شدند. داستان جسد دختري كه ماه‌ها در حمام اين خانه در كنار سايرين نگهداري مي‌شد و متهم اصلي پرونده هرروز يك كيسه به دور جسد اضافه مي‌كرد تا بويش بيرون نرود!

جسد مربوط به دختري بود كه او هم طعمه سعيد شده و پايش به اين خانه باز شده بود اما قاتلش به طور دقيق مشخص نيست. سعيد مي‌گويد دو دختر فراري ديگر به دليل حسادت او را كشته‌اند و دو دختر و خواهر سعيد مي‌گويند يك بار كه دختر قصد فرار داشته خودش او را كشته است و مدت‌ها حدود چند ماه جسد در خانه بوده است.

چهار: 13 روز زندگي كنار جسد پسر
اواخرمرداد سال قبل مدیر یک ساختمان مسکونی در خیابان پیروزی تهران با کلانتری ۱۱۰ شهدا تماس گرفت و گفت: چند روزی است که بوی تعفن مشکوکی از خانه واحد طبقه اول بیرون می‌آید. چند باری به نمایندگی از همسایه‌ها با مالک واحد که مرد میانسالی به نام اکبر است، صحبت کردم و در مورد بوی تعفن توضیح خواستم اما وی علت بوی بد را زباله‌های انباشته شده در خانه‌شان عنوان کرد. با این حال ما قانع نشدیم چراکه بوی تعفن بسیار شدید است.

بعد از ۴ روز وقتی دیدیم مشکل بوی تعفن حل نشد به او مشکوک شدیم چراکه چند روزی است از پسر معتاد اکبر خبری نیست. این در حالی است که اکبر با پسرش وحید هر روز دعوا می‌کردند. با ورود مأموران به خانه اکبر مشخص شد که بوی تعفن از داخل حمام خانه می‌آید. پس از باز کردن در حمام با جسد متعفن پسر اکبر مواجه شدند که با دستور قضایی جسد این پسر ۲۹ ساله به پزشکی قانونی انتقال داده و خودش نیز بازداشت شد.

در ادامه اکبر در همان بازجویی اولیه به قتل پسرش اعتراف کرد و گفت: چند سالی بود که وحید به مواد مخدر اعتیاد پیدا کرده بود و سر این موضوع و خرج تهیه مواد با هم درگیر شدیم‌. اگر ما خانه نبودیم وحید وسایل خانه را می‌فروخت تا مواد تهیه کند. روز حادثه دوباره سر پول مواد با هم درگیر شدیم و من از شدت عصبانیت با قیچی که در دستم بود چند ضربه به او زدم. در نهايت در دادگاه او را به ۵ سال حبس و پرداخت دیه محکوم کردند.

پنج: 10 ساعت زندگي كنار جسد همسر
ساعت ۱۵ روز سه‌شنبه، بیست‌وششم آذر ماه سال 98مردی در تماس با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ مأموران کلانتری ۱۰۳ گاندی را در جریان کشته‌شدن عروس سی‌وشش ساله‌اش قرار داد. تیمی از مأموران تجسس کلانتری برای بررسی موضوع به محل اعزام شدند و با ورود به ساختمان وقتی وارد اتاق خواب خانه شدند با جسد زن جوانی که با یک پیراهن به قتل رسیده بود، روبه‌رو شدند.

مأموران ابتدا پدرشوهر قربانی جنایت را که با پلیس تماس گرفته بود، هدف تحقیق قرار دادند و این مرد عنوان کرد که ۱۲‌سال قبل پسرم که متولد ۱۳۵۷ است، با دختر جوانی ازدواج کرد و اکنون دو فرزند کلاس دوم و نهم دارند و از ۵ ماه قبل بین پسرم و عروسم اختلافاتی رخ داد. او گفت: «هفت ماه قبل پسرم ادعا کرد که همسرش در غذایش قرص ریخته و قصد کشتن او را داشته است.

عروس‌مان با شنیدن این ادعا‌ها به خانه پدری‌اش رفت که دخترم ۵ ماه قبل با وساطت توانست آن‌ها را آشتی دهد، اما زندگی آن‌ها دیگر مثل قدیم نبود و هر روز با هم اختلاف و درگیری داشتند تا اینکه ظهر امروز پسرم همراه فرزندانش از طبقه بالا به پایین آمد و بچه‌ها را به من سپرد و ادعا کرد که زنش را به قتل رسانده و سپس برای خرید سیگار از خانه خارج شد.»

ماموران با اطلاعات به دست آمده و در حالی که احتمال می‌دادند قاتل چهل‌ودو ساله به خانه بازگردد، محدوده را تحت نظر قرار دادند تا اینکه مرد جوان در کوچه پایین محل جنایت مشاهده شد و وقتی مأموران برای دستگیری او وارد عمل شدند، قاتل با مأموران درگیر شده و درنهایت با اقدام ضربتی مأموران این متهم دستگیر شد. مرد جوان پس از دستگیری به قتل همسرش اعتراف کرد: «شب قبل با همسرم که اصرار داشت، طلاقش دهم درگیر شدم و این بحث و اختلاف تا صبح طول کشید تا اینکه صبح در حالی که فرزندانم در اتاق‌شان خواب بودند، یک پیراهن استریج برداشته و آن را دور گردن زنم انداختم و او را به قتل رساندم.»

سایر اخبارکاربران ویژه - اسلایدررا از اینجا دنبال کنید.