روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| ‌ماجراي قتل‌هاي بدون قاتل. سرانجام پرونده‌هاي بي‌سرانجام. پرونده‌هايي كه هرگز قاتلان‌شان پيدا نشد، مختومه شدند يا در نهايت بيت‌المال ديه را پرداخت كرد. قاتلاني كه مقتول را به قتل رساندند اما تلاش اولياي دم و پليس و قاضي به سرانجام نرسيد تا قاتل را پيدا كنند و بسزاي عملش برسانند. در اين گزارش سراغ پرونده‌هاي قتل بدون قاتل رفته‌ايم.

یک: معماي بي‌سرانجام قتل دندانپزشك زن
راز قتل دردناک یک دندانپزشک زن که در مطب خود قربانی توطئه مرگباری شد پس از سال‌ها در هاله‌ای از ابهام ماند و پرونده‌اش مختومه شد. در حالی که مادر این زن اصرار داشت دامادش می‌توانسته قاتل دختر باردارش باشد قاضی حکم به پرداخت دیه از بیت‌المال داد و پرونده را بدون قاتل بست. شامگاه 16 خردادماه سال 80 جنایتی هولناک در طبقه دوم برج شهریار واقع در سعادت‌آباد تهران رخ داد که در آن هاله دانشبدي 28 ساله از سوی قاتلی مورد حمله قرار گرفته و خفه شده بود.

وقتی قاضی حسین کوه‌کمره‌ای و پلیس جنایی پای در قتلگاه این دندانپزشک باردار گذاشتند پی بردند بستگان هاله در را شکسته و با ورود به مطب، جسد وی را در حالی که روپوش سفیدی به تن داشت روی کف اتاق معاینه دیده‌اند. از گره خوردن روسری قهوه‌ای و گلدار هاله دور گلویش مشخص بود عامل جنایت با حمله غافلگیرانه به وی و استفاده از روسری هاله را خفه کرده است. زخم‌های روی صورت و بینی این زن و انگشتان خون‌آلود دو دست وی نشان می‌داد تقلای بسیاری داشته و با عامل جنایت درگیر شده است.

تحقیقات نشان داد این زن به همراه شوهرش که پزشک است در مطب کار می‌کرد اما روزهای زوج به خاطر حضور شوهرش در یکی از درمانگاه‌های خیریه همیشه در مطب تنها بود. به سرقت نرفتن لوازم گرانقیمت دندانپزشکی فرضیه جنایت به خاطر سرقت را با گره کوری مواجه می‌کرد، از سوی دیگر وجود خودکار در کنار جسد و جوهری بودن دستان و آستین روپوش هاله نشان می‌داد این زن در حال نوشتن وقتی پشت به عامل جنایت داشت، مورد حمله قرار گرفته و حتی سعی کرده با استفاده از خودکار از خود دفاع کند.

بررسی دفاتر و کارت ویزیت بیماران در دستور کار قرار گرفت و مشخص شد روز جنایت دو مرد بیمار برای نخستین‌بار به مطب دندانپزشکی هاله رفته و تشکیل پرونده داده‌اند. این شاخه تحقیق که می‌توانست پلیس را به عامل جنایت برساند پس از تجسس‌های گسترده و در حالی که مشخص شد یکی از بیماران مشخصات جعلی‌ای در کارت پرونده نوشته است به بن‌بست خورد تا اینکه فرضیه‌ای مبنی بر دخالت شوهر هاله، در قتل زن باردارش مطرح شد.

شهرام با دستور قاضی حسین کوه‌کمره‌ای بازداشت شد و در بازجویی‌ها گفت: «من و همسرم در این مطب با هم کار می‌کردیم، روزهای زوج چون در درمانگاهی بودم هاله تنها می‌ماند، روز جنایت همسرم را به مطب رساندم و خودم نیز به درمانگاه رفتم تا ساعت 10 شب به خاطر شلوغی درمانگاه و اینکه هر دو می‌دانستیم نباید مزاحم کار یکدیگر باشیم با هاله تماسی نداشتم، تاریک شده بود که به خانه رسیدم و دیدم همسرم نیست سریع به مطب زنگ زدم کسی جواب نداد، به تصور اینکه هاله دچار ناراحتی ناشی از بارداری شده به خانه پدرزنم در نزدیکی مطب زنگ زدم اما هاله در آنجا نیز نبود، نگران شدم من و پدرزنم به مطب رسیدیم با ضربات لگد در را باز کردیم و دیدیم هاله کشته شده است، من از قتل همسرم هیچ اطلاعی نداشتم.» در نهايت شوهر هاله نيز تبرئه شد و اين پرونده با پرداخت ديه از بيت‌المال مختومه اعلام شد.

دو: مرگ مشكوك دختر دانشجو
ساعت 22 و 30 دقيقه شامگاه چهارشنبه 13 دي‌ماه سال 85، با مرگ دختر 23ساله‌اي به‌نام «سونا شهبازي» روي تخت جراحي بيمارستان، پليس خود را در برابر جنايتي خاموش ديد.اقدامات عملي در حالي صورت گرفته است كه دو فرضيه قوي در قتل دختر دانشجو زير پل مديريت، پيش روي تيم تحقيق است. پسر آشنايي كه مي‌گفت نامزد «سونا» است و به همراه خانواده‌اش اين دختر را به بيمارستان رسانده بود در بازجويي‌ها ادعا كرد «سونا» در تماس چند ثانيه‌اي با موبايل وي گفته است با چاقو او را زده‌اند و حالش خراب است.

كارآگاهان جنايي كه در بررسي‌هاي تخصصي پي برده بودند «سونا» دقايقي پيش از جنايت، در ميدان كاج از نامزدش جدا شده و سوار بر خودروي مسافركش پيكان كرم رنگي شده بود كه زني در صندلي جلو و مردي در صندلي عقب‌اش نشسته بوده است و مي‌خواسته به خوابگاه دانشجويي در پل مديريت برود از نامزدش شنيدند هيچ اطلاعي از جزئيات قتل «سونا» ندارد.شاخه ديگري از تحقيقات نشان داد كه هيچ چيز از «سونا» به سرقت نرفته است و وي در مسير هميشگي دانشگاه به خوابگاهش مورد هدف مرموز قرار گرفته است.

وقتي هيچ سرنخي از چگونگي جنايت و قتل «سونا» به دست نيامد، كارشناسان جنايي در جست‌وجوي انگيزه، خود را در برابر دو فرضيه اصلي ديدند. در نخستين فرضيه با توجه به اينكه «سونا» با يك ضربه چاقو از پاي درآمده بود و آثاري از جراحات سطحي نيز در بدنش ديده مي‌شد، كارآگاهان وي را قرباني يك سرقت ناكام دانستند.بررسي‌ها نشان مي‌داد كه محل خوابگاه وي در ده ونك بعد از پل‌هوايي تقاطع مديريت و چمران است يعني در سوي مخالف پيدا شدن جسد «سونا» قرار دارد و از سوي ديگر مشخص شد كه پيكان كرم‌ رنگ جزو خطي‌هاي هميشگي ميدان كاج به پل مديريت نيز نبوده است.

با اين اطلاعات به‌نظر رسيد كه سرنشينان پيكان مسافركش با استفاده از زن همدست كه در صندلي جلو ‌نشسته بود با جلب اعتماد مسافر زن كه همان «سونا» باشد او را به خلوتي اطراف پل مديريت كشانده‌اند و چون وي از خود دفاع كرده است با ضربه‌اي چاقو وي را مجروح كرده‌اند و چون دستپاچه بوده‌اند، بدون سرقت وي را از خودرو بيرون انداخته و گريخته‌اند. حدود 16سال از قتل اين دختر 23 ساله گذشت و هيچگاه كارآگاهان نتوانستند قاتل يا قاتلان او را پيدا كنند و اين پرونده هم جزو پرونده‌هاي بدون قاتل است.

سه: قتل جواهر فروش معروف تهران
ساعت ۹ صبح چهارشنبه ۴ تیر سال 99، مأموران شهرداری در حال تعمیر جاده‌ای فرعی در جاده تلو بودند که با جسد مردی سالخورده مواجه شدند. مرد ۷۸ساله را که بر اثر ضربه سنگینی به سرش کشته شده بود و همچنین کبودی روی گردنش که حکایت از خفگی داشت به پزشکی قانونی منتقل کردند.

همراه مرد میانسال یک کیف دستی بود که داخل آن کارت یکی از طلافروشی‌های معروف پایتخت پیدا شد. تحقیقات میدانی نشان می‌داد جسد شب قبل با یک خودرو به آن محل منتقل شده و قاتل یا قاتلان حدود ۱۰متر جسد را روی زمین کشیده بودند و آن را در کنار جاده رها کرده و رفته‌اند.همچنین تحقیقات اولیه حکایت از آن داشت که مقتول ابتدا خفه شده و بعد هم با جسم سنگینی ضربات مهلکی به سرش وارده شده است. او كسي نبود جز عبدالعلي مظفریان، عضو سابق اتاق بازرگانی و طلافروش معروف پایتخت.

در ادامه تحقیقات راز ناپدید شدن کیف جواهرات و طلاهای مرد طلافروش برملا شد. دوستانش اعلام کردند که مرد طلافروش همیشه کیف دستی به همراه داشته که طلا و جواهراتی که خرید و فروش می‌کرد را داخل آن حمل می‌کرد. اما از آنجا که این کیف همراه مقتول پیدا نشد و خودروی مدل بالای مقتول و تلفن همراه او نیز ناپدید شده این احتمال مطرح شد که از سوی عامل یا عاملان جنایت به سرقت رفته باشد. قاتلان اين فرد هيچگاه پيدا نشدند و با گذشت دوسال و پيدا نشدن قاتلان شاكيان پرونده درخواست ديه دادند.

چهار: قاتلان وكيل معروف پيدا نشدند
ماجراي وكيل معروف پرونده‌هاي اقتصادي و قتل او تا مدت‌ها توسط رسانه‌ها پيگيري مي‌شد. اما هيچگاه قاتلان او پيدا نشدند. ساعت ۱۱:۰۷ شامگاه چهارشنبه ۴ اردیبهشت سال 98، زن جوانی هراسان با پلیس تماس گرفت و از شلیک‌های مرگبار به وکیل ۴۵ساله‌ای به نام حمید حاجیان و خانم جوانی که همراهش بود خبر داد. او گفت: شب حادثه طبق معمول حمید حاجیان وکیل پایه یک دادگستری برای رسیدگی به پرونده‌هایش در دفتر مانده بود.

بعد از اتمام کار، من به همراه او، دوستم و سرایدار ساختمان سوار آسانسور شدیم و به پارکینگ رفتیم. به محض رسیدن به پارکینگ یادم افتاد که وسیله‌ای را در دفتر جا گذاشته‌ام. به همراه سرایدار ساختمان به دفتر برگشتم و مقتول و دوستم در پارکینگ به انتظار ما ایستادند. داخل آسانسور بودیم که صدای شلیک‌های پی در پی آمد. خودمان را به پارکینگ رساندیم و با صحنه دلخراشی مواجه شدیم. حمید و دوستم که زن جوانی بود با شلیک گلوله مجروح شده بودند.

حمید حاجیان مدتی وکیل حسین هدایتی مدیر عامل سابق استیل آذین بود و بعد از قتل این وکیل شایعاتی مبنی بر این که حسین هدایتی به‌خاطر اختلاف حسابی که با حاجیان داشته دستور قتل را داده است طوری قوی به نظر رسید که مدیر سابق استیل آذین با وجود این‌که به خاطر مسائل اقتصادی در زندان بود برای تحقیقات به اداره 10 پلیس آگاهی تهران منتقل شد و تحقیقات از وی صورت گرفت اما پلیس در این شاخه تحقیقاتی هم به بن بست خورد. همچنين زني كه همراه او تير خورد و گفته شد همسر موقت او بوده است هم ديگر خبري از او نشد و همچنان قاتلان او مشخص نيستند.

پنج: قتل تقی رمضان‌نیا وكيل با چاقو
بعداز ظهر ۵ اردیبهشت ۸۵ بودکه وکیل ۷۳ ساله دادگستری به نام تقی رمضان‌نیا در دفتر کارش در خیابان خوش به قتل رسید. همسرش نخستین فردی بود که جسد او را یافته و به پلیس خبر داده‌بود. باتحقیق از همسر مقتول معلوم شد که او صبح خانه را ترک کرده و به دفتر وکالتش رفته و ظهر برای ناهار نیامده و تلفنش را پاسخ نمی‌داده که همین باعث شده همسرش برای سرکشی به دفتر وکالت شوهرش برود.او زمانی که وارد دفتر شده، متوجه باز بودن در شده‌بود.

بعد هم جسد شوهرش را دیده که با ضربه‌های چاقو به قتل رسیده‌بود. پرونده این جنایت در پلیس پایتخت گشوده شده و در تحقیقات بعدی مشخص شد که مقتول وکالت خانمی از بستگان را برعهده داشته و توانسته‌بوده مراحل طلاق را به نفع موکلش به نتیجه برساند که شوهر این زن بعد از این ماجرا مرد وکیل را تهدید به مرگ کرده‌بود.این مرد به عنوان مظنون بازداشت شد، اما تحقیقات قضایی نشان داد او در این ماجرا نقشی نداشته و آزاد شد. این پرونده یکی از پرونده‌های جنجالی بود که رسانه‌ها بسیار به آن پرداختند. از آن سال که جنایت رخ داد تاکنون 16 سال از ماجرا می‌گذرد، اما هنوز پلیس موفق به شناسایی رد قاتل این وکیل دادگستری نشده‌است.

سایر اخبارکاربران ویژه - اسلایدررا از اینجا دنبال کنید.