روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| قتل بر سر مال دنيا بهترين جملهاي است كه براي اين پرونده ميتوان نوشت. خواهركشي، قتل برادر، قتل داماد…حكايت كساني كه نقشه ميكشند براي نزديكان خود تا به ارث برسند. كساني كه به سهمشان قانع نيستند و بيشتر ميخواهند. آنها كه فكر ميكنند خانواده بين آنها فرق گذاشته و حالا بايد خودشان دست به كار شوند تا سهمشان را بگيرند. دو روز پيش بود كه خبر قتل يك برادر توسط برادر ديگر منتشر شد. دعوا بر سر تقسيم ارث بود. در همين چند وقت هم كم پرونده درباره اين قتلها نداشتيم. حالا يك گزارش مفصل داريم از اين ماجرا، از قتل بر سر ارث، از راضي نبودن به سهم خود. گزارش قاتل شدن براي سهم ارثيه را بخوانيد.
یک: قتلعام خانواده برادر بر سر تقسيم ارث
شهريور امسال بود كه اختلاف ۲ برادر بر سر ارثیه پدری و زمینهای کشاورزی تا آنجا پیش رفت که یکی از آنها با در دست داشتن کلاشنیکف راهی خانه دیگری شد و برادرش و ۵ عضو خانواده او را به قتل رساند. این جنایت هولناک در شهرستان دلفان در استان لرستان رخ داد. ماجرا از این قرار بود که ۲ برادر از مدتی قبل و بعد از فوت پدرشان بر سر ارثیه و زمینهای کشاورزی که متعلق به پدرشان بود دچار اختلاف شده بودند.
آنها چندین بار بر سر این مسئله با هم دچار بحث و مشاجره شده بودند و در نهایت صبح پنجشنبه، یکی از آنها که از این ماجرا بهشدت عصبانی بود با در دست داشتن یک قبضه کلاشنیکف راهی خانه برادرش شد تا نقشه هولناکی را که در سر داشت عملی کند. این مرد پس از ورود به داخل خانه و در اقدامی هولناک ابتدا برادرش و همسر او و پس از آن نیز ۴ فرزند آنها را به گلوله بست و پا به فرار گذاشت.همسایهها که با شنیدن صدای تیراندازی در جریان ماجرا قرار گرفته بودند وحشتزده پلیس را خبر کردند و دقایقی بعد تیمهایی ازماموران پلیس و اورژانس راهی محل حادثه شدند.
در همان ابتدا معلوم شد که بر اثر این تیراندازی ۵ نفر جانشان را در دم از دست دادهاند، اما یکی از اعضای خانواده هنوز نفس میکشید که به سرعت به بیمارستان انتقال یافت، اما شدت جراحاتی که دیده بود به حدی بود که وی نیز جانش را از دست داد. ماموران پلیس در همان ابتدا هویت ضارب را که عموی خانواده بود شناسایی کردند و در جریان بررسیها دریافتند که وی در خانهای در یکی از روستاهای اطراف نورآباد مخفی شده است. به این ترتیب تیمهای عملیاتی راهی این محل شدند و متهم را یک ساعت پس از وقوع جنایت دستگیر کردند. در این حادثه ۶ نفر از اعضای یک خانواده شامل پدر، مادر و ۴ فرزند آنها توسط برادر پدر خانواده که جوانی ۳۶ساله است به قتل رسیدند.
دو: شليك به خواهران بر سر ارث توسط برادر
آبان 1400، اختلافات بر سر ارث و میراث سبب بروز درگیری خانوادگی در روستای کیاپی شهرستان میاندورود شد و یک برادر با تفنگ شکاری به سمت 4 خواهر خود تیراندازی کرد. در این درگیری خونین یکی از خواهران در دم کشته و 2 خواهر نیز به دلیل شدت جراحات در بیمارستان بستری شدند.اگرچه يكي ديگر از خواهران هم در بيمارستان فوت ميكند تا تعداد خواهران مقتول به 2 نفر برسد. اگرچه برادر قاتل هم خودش دچار حمله قلبي ميشود اما بعد به ارتكاب جرم به دليل اختلاف بر سر ارث اعتراف ميكند. منابع محلي بعدها اعلام ميكنند خواهر سوم هم در بيمارستان جان ميدهد.
سه: قتل دايي توسط داماد خانواده بر سر ارث
«همسرم با من تماس گرفت و گفت که داییاش او و خواهر و برادرش را کتک زده و با چاقو به آنها حمله کرده است. بسیار عصبانی شدم و پس از تهیه یک قبضه سلاح سرد به سمت خانه حرکت کردم.» اين جملات اعترافات قاتل براي شروع يك قتل است. ساعت 23:30 بیستویکم آذر 96، مأموران کلانتری 160 خزانه با تماس تلفنی شهروندان از درگیری و نزاع خانوادگی منجر به جنایت در محدوده خزانه بخارایی خیابان همدانی مطلع شدند.
مأموران با حضور در محل متوجه شدند که درگیری بین مردی جوان به نام فرامرز 40ساله با خواهرزادههایش بهوقوع پیوسته، در این درگیری سعید؛ شوهر خواهرزاده فرامرز نیز حضور داشته و دایی همسرش را مصدوم کرده است.فرامزر به بیمارستان کاشانی منتقل شد، اما بر اثر جراحت شدید از ناحیه گردن و دست فوت کرد.با آغاز تحقیقات میدانی از شاهدان جنایت مشخص شد، مقتول (فرامرز) برای گرفتن ارث و میراث پدریاش به خانه ویلایی که خواهرزادههایش (دو دختر و یک پسر) در آن زندگی میکردند مراجعه کرده و با آنها درگیر شده بود.بررسیها نشان داد ضارب و همسرش فریبا پس از قتل از محل متواری شده و بهصورت غیرمجاز در کشور مالزی سکونت پیدا کردهاند.
قاتل به همراه همسرش 15 اردیبهشت 98 به ایران بازگشته و در محدوده خزانه با اجاره کردن یک واحد آپارتمان سکونت دارند.سعید؛ متهم پرونده و همسرش فریبا 29 تیر 98 بازداشت و به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شدند.سعید با معرفی هویت خود به نام حامد در ابتدا منکر هرگونه جنایت بود و همسرش نیز اظهار بیاطلاعی میکرد که در نهایت هر دو در تحقیقات تخصصی پلیس لب به اعتراف گشودند.
فریبا گفت: مادر و پدرمان خیلی وقت پیش فوت کردهاند و شب حادثه همراه خواهر و بردارم در خانه پدربزرگمان بودیم که ناگهان دایی فرامز وارد خانه شد و مانند همیشه ادعا و طلب ارث و میراثش را از ما کرد.با بالاگرفتن مشاجره بین ما، فرامرز، من و خواهر و برادرم را مورد ضرب و شتم قرار داد و با چاقوی همراهش برادرم را از ناحیه دست مصدوم کرد و من هم بلافاصله با شوهرم سعید تماس گرفتم و جریان را به او گفتم.سعید نیز گفت:
«پس از تماس همسرم مبنی بر اینکه توسط داییاش مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند، بسیار عصبانی شدم، یک قبضه چاقو تهیه کردم و بلافاصله به سمت خانه رفتم.با ورود به منزل دیدم فرامرز درحال کتک زدن همسر، خواهر و برادر خانمم است، با او درگیر شدم و چند ضربه چاقو به گردن و دستش زدم و بهسرعت همراه با همسرم از محل متواری شدیم.پس از چند روز متوجه فوت فرامرز شدیم و تصمیم به فرار گرفتیم، در نهایت بهصورت غیرمجاز از کشور خارج شده و پس از دو سال زندگی در مالزی به هوای اینکه آبها از آسیاب افتاده است، به ایران بازگشتیم و با هویت جعلی در حال زندگی بودیم که توسط پلیس دستگیر شدیم.» پرونده آنها در جريان است.
چهار: کشتار خانوادگی در كوچصفهان به خاطر ارثیه خانوادگي
داستان قتلعام در كوچصفهان رشت در خاطرتان است؟ اين جنایت هولناک آبانماه سال 98رخ داد. بامداد دوشنبه 6آبانماه بود که فردی با پلیس 110رشت تماس گرفت و مدعی شد جوانی با سر و صدا و داد و فریاد در یکی از محلههای روستای خانچاه كوچصفهان رشت باعث ایجاد مزاحمت برای همسایهها شده است. ماموران جوان 22سالهای را دیدند که مقابل خانهای ویلایی ایستاده و مدعی بود که اعضای خانوادهاش کشته شدهاند. مأموران به همراه او وارد خانه شدند.
در حیاط بزرگ خانه، 2ساختمان، یکی قدیمی و دیگری نوساز به چشم میخورد که مأموران پس از ورود به داخل هر دو ساختمان با اجساد 2دختر جوان، 2مرد و یک زن روبهرو شدند که همگی آنها با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بودند. قربانیان پدربزرگ، پدر، مادر و خواهر محمد به نام حدیثه بودند. پنجمین قربانی نیز دوست و هم دانشگاهی حدیثه به نام سارا بود. مأموران که در همان ابتدا به محمد(پسر 22ساله خانواده) مشکوک شده بودند او را بازداشت کردند.در جريان اعترافات مشخص شد پسر خانواده به همراه دوستش عامل قتلعام خانوادگي بودهاند. پدر و مادرم به خواهرم بیشتر از من اهمیت میدادند و رفتار خوبی با من نداشتند.
احساس میکردم که علاقهای به من ندارند.با خودم نقشه کشیده بودم که اگر آنها را از بین ببرم همه ارثیه خانواده نصیب من میشود. چندبار قصد کشتن آنها را داشتم اما هر بار موفق نشدم تا اینکه روز حادثه رسید. از قبل به یکی از دوستانم به نام حمیدرضا که کارگر نجاری بود گفته بودم که اگر به من در قتل خانوادهام کمک کند، برایش مغازهای در رشت میخرم تا دیگر نیازی نباشد در کارگاه نجاری کارگری کند و بتواند کارگاه خودش را بگرداند. آنها با كمك هم كل خانواده را به قتل ميرسانند. متهم این پرونده هر کدام به 4بار قصاص و تحمل 15سال حبس محکوم شدند.
پنج: قتل پدر بهخاطر ارثيه
خواهران خواهان قصاص برادر هستند. ساعت 8 شب، آخرین روز شهریور 1398 فوت مرد 80 سالهای در بیمارستان شهدای تجریش به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد. علت فوت مرد کهنسال بهنام خسرو، درگیری و برخورد جسم سخت با سرش بوده و بهقتل رسیده است. در تحقیق از خانواده خسرو، همسر مقتول گفت: پسرم شاهین مقیم کاناداست. روز حادثه شاهین با پدرش بر سر ارث و میراث دعوایش شد.
جر و بحث بین آن دو بالا گرفت که ناگهان شاهین بهسمت همسرم حملهور شده و او را مورد ضرب و شتم قرار داد و از آنجایی که من نمیتوانستم کاری کنم، بلافاصله رفتم و سرایدار را برای کمک صدا زدم اما وقتی برگشتم همسرم بیهوش روی زمین افتاده و از شاهین هم خبری نبود. بلافاصله با اورژانس تماس گرفتم. او را به بیمارستان منتقل کردیم اما دو روز بعد همسرم فوت کرد. متهم بعد بازداشت گفت: من و پدرم چند سالی است بر سر مسائل مالی اختلاف شدید داریم حتی او یک آپارتمانی که در محدوده خیابان فرشته داشتیم و سه دانگ آن سهم من بود را فروخت و پولی هم به من نداد.
روز حادثه با پدرم در مورد این موضوع صحبت میکردیم که ناگهان شروع به فحاشی کرد و چون سناش بالا بود من هیچ عکسالعملی نشان ندادم. تا اینکه او با عصایی که در دست داشت بر سر من زد، خیلی عصبانی شدم و دیگر نفهمیدم چه کار میکنم. شروع به کتک زدن وی کردم و در یک آن دیدم روی زمین افتاد. صورتش خونی شده بود از ترس فرار کردم و چند روزی در منزل یکی از دوستانم مخفی شدم که در نهایت دستگیر شدم. 2 خواهر او در آن زمان درخواست قصاص برادر را داشتند.



