روزنامه هفت صبح | ماجرا به سال ۹۹ بازمی‌گردد وقتی جسد زنی ۷۹ ساله در خانه‌اش حوالی شهرک ولیعصر کشف شد. پسر این زن میانسال، وقتی می‌بیند دوربین مداربسته داخل خانه مادرش خاموش شد و او دیگر به تماس‌هایش پاسخی نمی‌دهد به آنجا رفته و با جسد مادرش مواجه می‌شود. قاتل او هم که با پیدا شدن یک النگوی طلا در جیبش پیدا می‌شود، دستگیر شده و برای دومین بار در دادگاه حکم قصاص می‌گیرد که اکنون ۲۰روز زمان دارد تا به حکم صادر شده اعتراض کند. اما ماجرای قتل چه بود؟

قتل برای سرقت طلا
پسر ۲۳ ساله از اقوام دور زن میانسال بود. بارها به بهانه دادن بسته معیشتی به خانه این زن رفته بود که پسر زن، از او می‌خواهد به خانه مادرش نرود چرا که به بسته معیشتی نیاز ندارند. اما پسر جوان نقشه دیگری در سر داشت. پسر زن میانسال خطر را حس کرده و بارها به این پسر تذکر داده بود تا به خانه مادرش نرود.

حتی به مادر خود نیز تاکید کرده بود در را به روی او باز نکند. پسر جوان یک بار دیگر به بهانه دادن بسته معیشتی به در خانه زن میانسال می‌رود و باز دوباره به بهانه جا گذاشتن کلیدش در خانه وارد شده و دوربین‌های مداربسته‌ای که فرزندان زن داخل خانه گذاشته بودند خاموش می‌کند. فرزندان مقتول، چون مادرشان بیماری قلبی داشت با کنترل دوربین مداربسته از حال او باخبر می‌شدند.

روز حادثه در حالی که زن میانسال در سر نماز بوده این پسر به سر او ضربه‌ای زده و با سرقت طلاها از خانه مقتول متواری می‌شود. بعد با دوستش قرار گذاشته و به آبمیوه فروشی می‌روند و برای دوستش می‌گوید یکی از اقوام دورشان را به بهانه دادن بسته معیشتی در خانه‌اش کشته‌اند، اما افتادن یک النگوی طلا از جیبش او را لو می‌دهد.

قصد قتل نداشتم
پسر جوان در دادگاه می‌گوید قصد قتل نداشته و فقط یک ضربه به سر مقتول زده است اما انگار چون مقتول عارضه قلبی داشته به قتل می‌رسد. این پسر از انگیزه این اقدامش می‌گوید:« من در یک کارگاه تولیدی کمد دیواری کار می‌کردم اما به‌خاطر شیوع کرونا کارگاه تعطیل شد و بیکار شدم. ۱۰میلیون تومان از صاحبکارم قرض گرفته بودم اما نمی‌توانستم بدهی‌ام را بدهم. در مدت بیکاری با یکی از ارگان‌های دولتی همکاری دور داشتم و در توزیع بسته‌های معیشتی به آنها کمک می‌کردم.

به‌همین‌خاطر چند بار به خانه مقتول رفتم و به او بسته معیشتی دادم؛ اما پسران او به من گفته بودند به خانه مادرشان نروم. وقتی برای دادن بسته رفتم فقط وسوسه شدم که طلاهایش را بدزدم چون در شرایط بد مالی بودم. حتی مقتول گفت بسته را نمی‌پذیرد و باید از پسرش اجازه بگیرد که پاسخ او هم منفی بود. اما دوباره بازگشتم و ضربه‌ای به او زده و بعد از سرقت طلاها متواری شدم. الان هم خیلی پشیمان هستم.»

در پایان جلسه، خانواده مقتول دوباره درخواست قصاص را مطرح کردند چرا که دفعه قبل متهم به حکم صادره معترض شده و اعلام کرده بود فقط قصد سرقت داشته و ضربه را به قصد قتل نزده است. در پایان هیات قضات وارد شور شدند و باتوجه به درخواست دوباره خانواده مقتول مبنی بر قصاص قاتل، یک بار دیگر متهم را به قصاص محکوم کردند. متهم ۲۰ روز فرصت دارد تا به رأی صادره اعتراض کند.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اسلایدررا اینجا بخوانید.