روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری | داستان قصاص، اعدام، چوبه دار، بخشش، این روزها بازار داغی دارد. نه این که در گذشته اصرار بر بخشش از سوی ولی دم نبود اما دو پرونده جنجالی داغ این روزها که به انتهای خود نزدیک شدهاند این ماجرا را پررنگتر کرده است. داستان آرمان در ماجرای قتل غزاله و پرونده پزشک خوش خط تبریزی که حالا هر دو در چند قدمی چوبه دار هستند. اما خانوادهها دست از تلاش برنداشتهاند و سعی دارند به هر شکلی از خانواده مقتول رضایت بگیرند. ماجرا این قصاصها در فضای مجازی هم بازخوردهای عجیبی داشته است.
عدهای با خانواده مقتول همدردی میکنند و قصاص را حق اولیای دمِ غمگین میدانند، عدهای دیگر هم از بخشش میگویند و در مدح گذشت سخن میرانند. اما واقعیت این است که هیچکس جای دو سمت داستان نیست نه کسی از حال واقعی خانواده مقتول خبر دارد که اگر ببخشد برایش بهتر است یا انتقام خون عزیزش را بگیرد؟ از سمت دیگر هم خانواده قاتل قرار دارند که طبعا دخلی در قتل ندارند و از دست دادن عزیزشان برایشان سخت است. در این گزارش پنج پرونده جنجالی از متهمانی را بررسی کردهایم که تا حکم قصاص و اجرای اعدام رفتند اما خلاص شدند.
یک: افسانه نوروزی و نجات از اعدام بعد از هشت سال
پرونده جنایی افسانه نوروزی متهم به قتل یکی از جنجالیترین پروندههای دهه هفتاد ایران محسوب میشد. داستان زنی که هشت سال طول کشید تا از اعدام خلاص شود. افسانه نوروزی در تاریخ ۱۵ تیر ماه سال ۱۳۷۶ مرتکب قتل «بهزاد.م» در جزیره کیش شده بود. این زن ۴۸ ساعت بعد از ارتکاب قتل در پایتخت ایران بازداشت شد. متهم به قتل در همان اولین بازجوییهای خود، انگیزه کشتن مقتول را درخواست نامشروع مقتول از خود عنوان کرد.
افسانه نوروزی در آن تابستان گرم همراه همسر و دو فرزندش به قصد خرید جنس در جزیره کیش و فروش آن در تهران به عنوان مهمان به خانه مقتول رفته بودند. مقتول در غیبت ۲۴ ساعته همسر افسانه چندین بار حسب ادعای متهمه قصد تعرض به این زن را داشت که در نهایت افسانه نوروزی با ۲۰ ضربه چاقو مقتول را از پای در آورد. همسر متهمه چند ساعت بعد از ارتکاب قتل، از تهران به کیش آمد و در نهایت خانواده ۴ نفره آنها محل جنایت را پس از برداشتن بخشی از اموال مقتول ترک کردند.
اولیای دم مقتول در اولین جلسه دادگاه که در جزیره کیش برگزار شد، تقاضای قصاص نفس افسانه را از قاضی فارسانی خواستار شدند. در پایان جلسات رسیدگی بر روی این پرونده با این که متهمه و عبدالصمد خرمشاهی وکیل مدافع او در دفاعیات خود، دفاع مشروع را عنوان کردند قاضی حکم بر اعدام افسانه صادر کرد. حکم در دیوان عالی کشور تأیید شد و برای اجرای احکام ارسال شد.به دنبال اعتراض به حکم صادره ،رئیس قوه قضائیه دستور رسیدگی مجدد پرونده را داد.
او در مصاحبهای گفته بود:« اگر او را نمیکشتم زناکار محسوب میشدم و حکمم سنگسار بود و حال که کشتهام متهم به قتلم و حکمم اعدام است، نمیدانم قانون کجا از من دفاع خواهد کرد.» در نهایت با رضایت اولیای دم، افسانه تیر ۷۶ با پرداخت دیه از زندان آزاد و از چوبه دار رهایی یافت. افسانه بعد از آزادیاش گفت: «وقتی قاضی دستور داد برای همیشه دستبند از دستانم باز شود، فکر میکردم هنوز خواب میبینم.»
دو: کبری رحمانپور آزادی بعد از ۱۳ سال با قید وثیقه
داستان نوعروس ۲۰ ساله که ۱۳ سال در ترس اعدام در زندان به سر برد چندبار پای چوبه دار رفت تا بالاخره آزاد شد. کبری رحمانپور معروف به عروس سیاه بخت، یکشنبه ۵ آبان سال ۷۹ در آپارتمانی واقع در خیابان نیاوران به دنبال اختلاف با همسر ۵۵سالهاش در غیاب او، مادرشوهر ۷۵سالهاش را با ضربات کارد از پای در آورد. کبری که در آن زمان ۲۰ ساله بود در جریان تحقیقات گفت: من دختری ۱۸ ساله بودم و خانواده فقیری داشتم.
شوهرم که مردی میانسال از یک خانواده مرفه بود بهخواستگاریام آمد و با آنکه پدر بیمار و از کار افتادهام مخالفت میکرد، من تن به این ازدواج دادم تا باری از دوش خانوادهام بردارم. شوهرم علیرضا قبلا ازدواج کرده بود و پسری ۱۸سالهداشت، تصمیمگرفتم با همه مشکلات بسازم ولی با مادر شوهرم دچار اختلاف شدم. این اختلافات تا جایی پیش رفت که یک روز با هم درگیر شدیم. در این درگیری نفهمیدم چطور شد که چاقو را از دستش گرفتم و چند ضربه به او زدم که باعث مرگش شد. کبری دستگیر شد و در چهار جلسه از خودش دفاع کرد و نهایتا به قصاص نفس متهم شد.
عبدالصمد خرمشاهی وکیل کبری رحمانپور در آن زمان در اینباره گفت: «با گذشت ۱۳ سال هنوز موکلم در زندان است و در حالی که همسرش حاضر به رضایت نیست، دیگر فرزندان مقتول رضایت خود را اعلام کردهاند. همسر کبری درخواست قصاص دارد و در این صورت باید سهم دیه دیگر اولیای دم را بپردازد اما تاکنون هیچ اقدامی نکرده است. در نهایت کبری رحمانپور، ۱۹ خرداد سال ۹۲ با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی بعد از ۱۳ سال از زندان آزاد شد.» او حالا بیسروصدا در گوشهای زندگی میکند در حالی که همچنان پروندهاش مختومه نشده است.
سه: نجات اعدامی جنجالی در گرگان
مادر گرگانی وقتی پای چوبهدار قاتل پسرش را دید قبل از اجرای حکم تصمیمش عوض شد. ۱۵سال از قتل تنها فرزندش میگذشت و زمان اجرای حکم قصاص قاتل رسیده بود. مادر داغدار که در همه این سالها تنها خواستهاش قصاص قاتل بود زمانی که نوبت اجرای حکم رسید طناب دار را از گردن قاتل برداشت و گفت از خونخواهی گذشته و قاتل فرزندش را میبخشد. این اتفاق فروردین ۱۴۰۰ در زندان گرگان رخ داد و متهم بعد از ۱۵سال آزاد شد. گفته میشود، این مادر داغدیده شرطش برای بخشش قاتل این بود که قاتل پای چوبهدار مرگ را احساس کند سپس او را ببخشد.
این درگیری سال ۸۵ در یکی از محلههای شهر خان ببین در استان گلستان رقم خورد. قاتل که در آن زمان مردی ۳۳ساله بود، از اقوام دور خانواده مقتول به شمار میرفت اما مدتی بود که بر سر مسائلی همچون اختلافات خانوادگی و مسائل ملکی، با آنها دچار مشکل شده بود. اختلافات آنها هر روز بیشتر میشد تا اینکه یک روز، زمانی که قاتل به مقابل خانه فامیل دورش رفته بود با تنها فرزند خانواده درگیر شد و با ضربات چاقو او را به قتل رساند. قاتل متاهل و دارای دو فرزند بود که به زندان رفت. ۱۵ سال در زندان بود و در لحظه آخر، وقت زدن چهارپایه و اجرای حکم قصاص در حالی که همه فکر میکردند مادر مقتول این اقدام را انجام دهد او طنابدار را از گردن مرد باز کرد.
چهار: سینا پایمرد معروف به قاتل نیزن
داستان سینا از آن ماجراهای جالب رهایی از قصاص است. او وقتی پای چوبهدار رفت خواست تا نی بنوازد و همین ماجرا باعث شد تا از قصاصش بگذرند. عصر ۲۷ تیر سال ۸۳ مأموران کلانتری بهجتآباد از درگیری دو جوان به نام محمدحسین و سینا با خبر شدند. مأموران با حضور در صحنه دریافتند فردی به نام محمدحسین با فردی معتاد به نام سینا ۱۹ ساله بر سر خرید و فروش مواد مخدر درگیر شدند که سینا با ضربات چاقو محمدحسین را مجروح کرده و محمدحسین به دلیل خونریزی شدید پس از انتقال به بیمارستان ساسان از پا در آمد. بعدها سینا دستگیر شد و خانواده مقتول درخواست قصاص کردند. در نهایت با تلاشهای نسرین ستوده وکیل سینا، بعد از سه سال در آبان سال ۸۶ سینا آزاد شد. سینا با کمک یک استاد دانشگاه رقم ۱۵۰ میلیون به خانواده مقتول به عنوان دیه پرداخت کرد و از اعدام رها شد.
پنج: مادری که پای چوبهدار قاتل پسرش را بخشید
سال ۸۶، چهارشنبه بازار شهرستان نور از توابع استان مازندران، شاهد نزاع خیابانی بود که منجر به قتل «عبدالله حسین زاده» نوجوان ۱۷ساله شد. بلال ۱۹ساله به عنوان قاتل شناخته شد. پدر و مادر عبدالله که پسر کوچکترشان را در جریان یک تصادف از دست داده بودند باید داغ عبدالله را هم تحمل میکردند. آنها پس از ۷سال، در پای چوبهدار از انتقام انصراف دادند و اکنون با تنها دخترشان زندگی میکنند. عبدالغنی حسینزاده پدر عبدالله یکی از پیشکسوتان فوتبال مازندران است و به آموزش فوتبال میپردازد.
روز اجرای حکم روبهروی دادسرای شهرستان نوشهر، چندقدم دورتر از دریا داربست فلزی زدند. مردم از پنج صبح دور این داربست ایستادند و با فریادهای یاحسین از خانواده حسینزاده که از هفتسال پیش داغدار پسرشان، عبدالله هستند طلب بخشش کردند. مادر مقتول به مردم گفت خالیشدن خانه چقدر سخت است. او در آخرین لحظات به صورت بلال سیلی زد و بعد طناب را از گردن او برداشت. بلال میگوید فاصله بین قصاص و بخشش او همین سیلی بود.



