روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری | با این سوژه آدم یاد برادران دالتون در کارتون لوک خوششانس میافتد. وقتی تونل حفر میکردند تا بتوانند از زندان متواری شوند یا وقتی که لباس مبدل میپوشیدند تا ماموران نتوانند آنها را دستگیر کنند. واقعیت این است سارقان این روزها دستکمی از برادران دالتون ندارند و برای فرار از دست ماموران هزار شیوه و شگرد میچینند و هر روز شیوههای جدیدتری را نیز پیش میگیرند. مثلا روز سهشنبه از سارقی نوشتیم که حدود یکسال با دوربین مداربسته خیابان را میپایید و هربار که ماموران برای دستگیریاش میرفتند، در شکافی که در دیوار ایجاد کرده بود، پنهان میشد. در این گزارش پنج پرونده فرار عجیب دزدان از دست پلیس را بررسی میکنیم.
یک: فرار «وحید ترسناک» به گودال ۶۰ سانتیمتری
وحید ترسناک یکی از اوباش سطح یک غرب تهران بود. وقتی ماموران برای دستگیریاش رفتند همسرش صبح زود خود را خوابآلود نشان داد و گفت همسرش چند روزی است در تهران بهسر نمیبرد. اما این تمام ماجرا نبود. سال ۹۴ یکی از اوباش غرب پایتخت که نیروهای پلیس را پشت در خانهاش دید، تصمیم گرفت آنها را دور بزند و با مخفی شدن در محلی، از دستگیریاش جلوگیری کند، اما مخفی شدن این دزد باعث شد، چند خودروی آتشنشانی وارد محل شوند و پس از نیم ساعت تلاش، او را نجات دهند.
او وقتی متوجه شد، پلیس پشت در خانه است و نمیتواند از در خروجی فرار کند، تصمیمی عجیب گرفت؛ در مخفیگاهش پنهان شد و ماموران با مجوز قضایی وارد خانه او شدند. جستوجوی خانه بیفایده بود، چرا که ردی از متهم جوان به دست نیامد. ماموران مطمئن بودند متهم در خانه است، اما موفق نشدند ردی از او پیدا کنند و ناچار راه خروج را در پیش گرفتند، اما ناگهان چشم یکی از ماموران به کابینت آشپزخانه افتاد که کنار آن مکانی تعبیه شده بود.
در بازرسی از این مکان که شبیه تونل بود، مشخص شد به زیرزمین راه دارد. ماموران از طریق حیاط پشت خانه وارد زیرزمین شدند و با گرفتن رد این تونل به گودالی کوچک رسیدند که متهم، خود را آنجا پنهان کرده بود. متهم که ماموران را بالای سر خود میدید، سعی داشت از گودال ۶۰ سانتیمتری بیرون بیاید، اما گودال بهقدری کوچک بود که برای بیرون آمدن، ماموران آتشنشانی به کمکش شتافتند و پس از نیمساعت، او از داخل گودال بیرون کشیده شد.
دو: وقتی سارقان خود را صاحبخانه جا زدند
دزدان خانه وقتی خود را در یک قدمی پلیس دیدند، فریاد دزد…دزد… سر دادند تا خود را بیگناه نشان دهند. ماجرای دستگیری این دزدان بیشباهت به فیلمهای بالیوودی نیست. دزدان جوان که از نبود صاحبخانه مطلع بودند، با خیال راحت وارد خانه شدند و به جستوجوی اموال با ارزش پرداختند، اما از بخت بد، بیخوابی همسایه طبقه پایین کار دستشان داد و مرد میانسال که متوجه صداهای مشکوک از خانه همسایه شده بود، موضوع را به پلیس اطلاع داد. ماموران هم بدون اتلاف وقت راهی محل شدند، اما سارقان که در حال پر کردن کیسههای خود بودند، وقتی خودروی پلیس را از پنجره دیدند تا آخر خط را خواندند.
متهمان که نه راه پس داشتند و نه راه پیش، فکری به ذهنشان خطور کرد. آنها به محض اینکه ماموران وارد ساختمان شدند، فریاد زدند: دزد… دزد… و به سمت پشتبام اشاره کردند. ماموران نیز راهی پشتبام شدند و یکی از آنها را که در پشتبام فریاد میزد، دستگیر کردند، اما همدستان دیگر موفق به فرار شدند. دزد دستگیر شده که خود را از بستگان صاحبخانه معرفی کرده بود، مدعی شد برای سر زدن به خانه همراه دوستانش به اینجا آمده که به اشتباه گرفتار شده است، اما این بار هم همسایه طبقه پایین گفت، صاحبخانه از اقوام اوست و چنین قوم و خویشی ندارد!
سه: ماجرای خودروی دودزا برای فرار از پلیس
این خودروی دودزا در آن سال در رسانهها سروصدای بسیاری کرد. شگرد اعضای این باند کمی حرفهای بود، اما این شیوه خاص و حرفهای هم باعث نشد تا آنها موفق به فرار شوند. آنها برای فرار از دست ماموران، دستگاهی روی ماشینشان نصب کرده بودند که با فشار یک دکمه، دود غلیظی بهوجود میآورد و دید ماموران را تار میکرد. به این ترتیب آنها از این مه غلیظ برای فرار استفاده میکردند. قاچاقچیان با مشاهده ماموران تصمیم به فرار گرفتند و دستور ایست پلیس نیز کارساز نبود.
آنها که پلیس را در چند قدمی خود میدیدند، برای فرار نقشه عجیبی را اجرا کردند. آنها با فشار تنها یک دکمه در خودرو، دود غلیظی را بهوجود آوردند تا دید ماموران را از بین ببرند و به دنبال آن میخهای سهپر روی آسفالت خیابان ریختند تا ماموران را مجبور کنند دست از تعقیبشان بردارند. از آنجاکه تعقیبکنندگان با این شگرد آشنایی کامل داشتند، بعد از چند دقیقه تعقیب و گریز، هر پنج خودروی سواری را در اتوبان کرج متوقف و سرنشینان را دستگیر کردند. متهمان اعتراف کردند بار قاچاق همراه خود داشتند به همین خاطر از دست پلیس فرار کردند.
چهار: پنهان شدن سارق در کانال کولر
سارقی که هنگام ورود به خانهای در شهرک غرب در کانال کولر گیر افتاده بود، توسط عوامل آتشنشانی نجات داده شد. مرداد سال ۹۸ ماموران عملیات کلانتری شهرک غرب از طریق تماسهای مردمی با مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ در جریان صدای کمکخواهی فردی از پشتبام یک خانه خالی قرار گرفتند و برای رسیدگی به موضوع وارد عمل شدند.
با حضور ماموران در محل با توجه به نبود ساکنان ساختمان، هماهنگیهای لازم صورت گرفت و ماموران پلیس و عوامل آتشنشانی از بالای در، وارد خانه شدند و خود را به پشتبام رساندند که در آنجا مشخص شد کانون صدا از کانال کولر است و فردی داخل آن محبوس شده که این فرد با کمک عوامل آتشنشانی از کانال خارج شد. با توجه به مشکوک بودن حضور این فرد در کانال کولر، از این فرد تحقیقات تکمیلی انجام و مشخص شد که وی سارق است و برای سرقت از بالای در به حیاط خانه وارد شده، از طریق راهپله به پشتبام رفته و قصد داشته از کانال کولر وارد خانه شود که داخل آن گیر افتاده است.
پنج: فرار دزد حرفهای با لباس زنانه
دزد سابقهداری که با زندانی کردن اعضای یک خانواده مشهدی در منزلشان و پوشیدن لباس زنانه قصد فرار از محل سرقت را داشت، در پی تعقیب و گریز پلیسی دستگیر شد. مهرماه سال ۹۰ مردی با مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ مشهد تماس گرفت و خبر داد سارقی وارد خانه همسایهاش در بلوار طبرسی شده و قصد جان آنها را دارد. دقایقی بعد با حضور ماموران در محل و تحقیق از همسایهها معلوم شد مرد صاحبخانه و خانوادهاش در بازگشت از مهمانی به خانه متوجه حضور یک سارق در منزل خود شده و قصد مقابله با او را داشتهاند که مرد سارق با چاقویی که همراه داشته است، آنها را به مرگ تهدید و همه را در محل زندانی کرده است.
با اطلاعات به دست آمده از شاهدان حادثه، محل در محاصره پلیس درآمد و ماموران با اخطار به سارق خواستند گروگانها را آزاد کرده و خود نیز تسلیم شود. متهم که خود را در یک قدمی دستگیری میدید، با پوشیدن لباس زنانه و حضور در حیاط خانه وارد خانه همسایه شد و از این محل فرار کرد. ماموران که متوجه فرار متهم شده بودند، به تعقیب او پرداختند تا اینکه چند خیابان پایینتر از محل حادثه راه متهم را در یک کوچه بنبست سد کردند و با اخطار از او خواستند تسلیم شود.
در همین موقع مرد سارق پوشش زنانه خود را به کناری انداخت و با چاقویی که در دست داشت، ماموران را تهدید کرد و از آنها خواست از محل دور شوند. وی گفت: در غیر این صورت وارد خانه مقابل آن خواهد شد و ساکنان خانه را خواهد کشت و سپس خودکشی خواهد کرد. ماموران به مذاکره با متهم پرداختند تا شاید او خود را تسلیم کند اما بینتیجه بود. در همین موقع مرد سارق با لگد زدن به در خانه، آن را باز کرد و قصد وارد شدن به خانه دیگر و گروگانگیری داشت که ماموران به او حملهور شده و پس از خلعسلاح متهم را دستگیر کردند.



