روزنامه هفت صبح | ماجرای مرگ زن جوان۲۴ سالهای به نام آسیه در شهرستان لیکک بهمئی استان کهگیلویه و بویراحمد که حدود یک هفته در بیمارستان با حالی وخیم بستری بود با مرگ او، رنگ و بوی جنایی گرفت. این زن بعد از درگیری فیزیکی با همسرش در بیمارستان بستری شده و در نهایت فوت کرد و حالا پرونده مرگ این زن در جریان قضایی قرار گرفته و همسر او به عنوان مظنون اصلی فعلا در بازداشت به سر میبرد.
اگرچه همسر او در بازجوییهایش مدعی است او عامل مرگ همسرش نیست و آسیه از ارتفاع پرتاب شده است، اما پدر آسیه میگوید دخترش در بیمارستان در حالی که چند پرستار نیز بالای سرش بودهاند مستقیم به او گفته، علی با مشت به گردنش زده است. اقدامی که انگار مسبوق به سابقه بوده و حالا بررسی این ماجرا از زوایای مختلف در حال انجام است، چرا که پدرش معتقد است اگر آسیه از ارتفاع پرتاب شده چرا اثری از کوفتگی و شکستگی در بدنش نیست! اگر چه به گفته برخی منابع محلی آسیه دچار مرگ مغزی شده و در بیمارستان شهید زاده شهرستان بهبهان جان با خته است.
داستان آسیه، ماجرای زنی است که عاشقانه با همسرش ازدواج کرد و بعد از درگیری فیزیکی جان خود را از دست داد. سرهنگ نورالله تقوی نژاد، فرمانده انتظامی شهرستان بهمئی در توضیح این خبر گفت:«در جریان اختلاف خانوادگی بین این زن جوان و شوهرش،دعوای زن و شوهری آنها به درگیری فیزیکی کشیده شد و سبب شد زن جوان راهی بیمارستان شود.
بعد از اینکه حدود یک هفته از بستری شدن این زن گذشت،او جان خود را از دست داد و با توجه به اینکه درگیری با همسر وی علت بستری شدنش در بیمارستان بود،پلیس اقدام به دستگیری شوهر این زن جوان کرد.در حال حاضر شوهر این زن بازداشت شده و تحقیقات پلیسی و قضایی برای روشن شدن علت دقیق مرگ زن جوان ادامه دارد.» عدهای از اهالی لیکک اظهار داشتند که آسیه همسر دوم متهم به نام علی.ک بوده است که اهل شهرستان لیکک نیست. او از مدتی قبل زندگی مشترک خود را با علی در لیکک آغاز کرده بود.
ماجرای درگیری فیزیکی
آسیه که به همراه پدر، نامادری و هفت فرزند دیگر در شهرستان بهمئی استان کهگیلویه بویراحمد زندگی میکرد عاشق علی که ۱۵ سال از او بزرگتر بود، شده و با این که طبق گفته منابع محلی علی از ازدواج ناموفق قبلی خود سه فرزند داشت با او ازدواج کرد. اگرچه باز هم در همان منطقه میگفتند همسر سابق این مرد به خاطر کتکها و بدرفتاریهای او جدا شده بود.
اما درباره روز حادثه که منجر به مرگ آسیه شد، پدرش به رکنا گفته است:« هفت فرزند دارم که آسیه فرزند چهارم من بود.مرداد ماه سال قبل ازدواج کرد اما از چند ماه قبل اختلاف شدید با شوهرش پیدا کرد. علی اعتیاد داشت و به هر بهانهای آسیه را به باد کتک میگرفت. روز حادثه آسیه با پای پیاده و چشم گریان به خانه ما آمد.خانه ما حدود یک کیلومتر تا خانه آسیه فاصله داشت.اما دخترم این مسافت را پیاده آمده بود.
آن روز آسیه به من گفت که از دست این مرد خسته شدهام. میگفت علی هر روز و هر شب سر هر بهانه ای با من کتک کاری و دعوا میکند. به او گفتم تو در خانه بمان تا از طریق قانونی برای جدا شدنت از علی اقدام کنم.اما نیم ساعت نگذشته بود که علی با عصبانیت مقابل خانه ما آمد و با خشم به آسیه گفت بیا بیرون! بعد هم دخترم را با خود برد.روز بعد فهمیدم دخترم در بیمارستان بستری شد که جریان بستری شدنش را هم پرستاران بیمارستان به من اعلام کردند و خود علی به ما اطلاع نداد.
وقتی بالای سر دخترم رسیدم خیلی بی حال بود. اما مستقیم به خودم گفت که شوهرش با مشت به گردنش زده است. وقتی این را به من گفت چند پرستار هم بالای سرش بودند. بعد دخترم به کما رفت و چند روز بعد هم از دنیا رفت.دخترم بارها کتک خورده بود و من مطمئنم آن روز بعد از اینکه از خانه ما رفت باز هم مورد ضرب و جرح از سوی علی قرار گرفت. دخترم مدتی به خاطر علاقه به شوهرش و آبروداری زندگی با او را تحمل کرد.
حالا علی بازداشت شده اما ادعا میکند که آسیه از ارتفاع پرتاب شده و این بلا سرش آمده است. اگر دختر من از ارتفاع سقوط کرده چرا هیچ آثار شکستگی یا کوفتگی دیگری نداشت؟ او قبلا هم گفته بود که شوهرش به گردنش مشت زده و گردن درد داشت.» در حال حاضر این پرونده از لحاظ قضایی تحت بررسی است.



