روزنامه هفت صبح،‌ مرتضی کلیلی ‌| ‌با قاب تاریخ به ایران قدیم سفر‌ و یادی ‌‌از ‌گذشته می‌کنیم. در تهیه این مجموعه، از تصاویر کمتر دیده ‌شده‌ای استفاده شده که تماشای آنها خالی از لطف نیست. عکس‌هایی از مشاهیر تاریخ معاصر ایران، شهرهای ایران، عکس‌های فوتبالی، نوستالژیک و… برای دیدن تصاویر و شرح آن ادامه مطلب را بخوانید.

‌قاب مشاهیر
ماجرای پری دیوسالار و اختلاف فوزیه با شاه! یکی از مهم‌ترین موضوعات اختلاف فوزیه با شاه و طلاق او هم همین پری دیو‌سالار بود. «…اما در خصوص رابطه شاه با پری دیوسالار که شهرت زیادی داشت،‌ سال‌‌های بعد یک روز با خانم تاج‌ماه خانم وارسته،‌ خواهر بزرگ خانم خودم صحبت می‌کردیم و موضوع به عروسی شاه و طلاق‌های فوزیه و ثریا کشید؛ او می‌گفت: یکی از دخترهایش در سال‌های پس از شهریور ۱۳۲۰ تا زمان طلاق فوزیه در خیابان حقوقی می‌نشست و به همین ملاحظه کرارا به منزل او می‌رفت.

در آن کوچه این پری دیوسالار خانه‌ای داشت که کرارا شاه را دیده بودند به‌طور ناشناس با اتومبیل خود به خانه پری می‌آمد و می‌رفت و چون خانم وارسته زنی بود که شوهرش جزو رجال درجه اول، یعنی وزیر بود، او اظهار اطلاع و رؤیت شخص او را می‌کرد که به خانه پری می‌آمد و با او بود و به قول خانم وارسته یکی از مهم‌ترین موضوعات اختلاف فوزیه با شاه و طلاق او هم همین پری دیو‌سالار و نقش [تعلق] خاطر شاه به او بود که شهرت عمومی داشت.

اما این پری دیوسالار که بود؟ او نوه دختری مرحوم سالار فاتح دیوسالار کجوری بود که دختر حبیب‌الله‌خان دیوسالار،‌ برادرزاده سالار فاتح می‌باشد و عجب این است که مادر دختر نیز چندان خوش سابقه نبود؛ زیرا یادم می‌آید که در سال‌های ۱۳۱۵ یا ۱۳۱۶ بود که دکتر احمد مقبل،‌ وکیل دادگستری به طرفیت همین حبیب‌الله‌خان دیوسالار به وکالت از مادر پری به طرح دعوایی مربوط به مهریه و طلاق علیه شوهرش،‌ حبیب‌الله‌خان پرداخته بود که او به من وکالت دفاع از آن دعوا را واگذار نموده بود.

و این دختر و برادرش که او هم کارهایی کرده که شهرت انحرافی دارد، ثمره این ازدواج می‌باشند که با آن اختلاف و طلاق و جدایی و به هم خوردن کانون خانواده پرورش یافته بودند. این پری خانم بعدها که از شهرت اولیه‌اش افتاد، از طرف سناتور مهدی نمازی ‌نفقه‌ شد و معروف بود که ایام بازنشستگی خود را با او به سر می‌برد.»
ابوالحسن عمیدی‌ نوری،‌ یادداشت‌های یک روزنامه‌نگار ) مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران)

‌قاب تاریخ ۱
مردی که ولیعهد و خانواده احمدشاه را اخراج کرد؛ سرهنگ کریم بوذرجمهری که با نام‌های کریم آقاخان یا کریم آقا بوذرجمهری هم شناخته می‌شود، یکی از رجال نظامی و قابل اعتماد رضاشاه است که در سال ۱۲۶۵‌ در کاشان به دنیا آمد. او بعد از گذراندن تحصیلات ابتدایی، وارد مدرسه نظامی شد و از این طریق با امور نظامی آشنایی پیدا کرد. بوذرجمهری بعد از مدتی به توصیه یکی از دوستان خود وارد قزاقخانه شد و در آنجا بود که با رضاخان آشنا شد. این آشنایی زمینه دوستی دو طرف و نقش‌آفرینی کریم‌آقا در کودتای ۱۲۹۹ را فراهم کرد.

کریم بوذرجمهری در کودتای ۱۲۹۹، یکی از همراهان اصلی رضاخان بود و نقش مؤثری در تحقق این عملیات داشت. او در همان روز کودتا به دلیل نقش‌آفرینی خود به درجه سروانی رسید و «ریاست زندان قزاقخانه را به او دادند. بوذرجمهری یکی از همراهان مهم رضاخان در انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی بود. بر این اساس، در سال ۱۳۰۴‌، پس از تصویب لایحه تغییر سلطنت، بوذرجمهری مأمور اخراج محمدحسن‌میرزا ولیعهد از ایران بود که این مأموریت را بسیار توهین‌آمیز و وحشیانه اجرا کرد.

وی همچنین در همان روز، مأمور تحویل کاخ‌های سلطنتی شد و خزائن را به‌دست گرفت و مهروموم کرد. بعد از آن بوذرجمهری به درجه سرتیپی رسید و در عین حال شهردار تهران و فرمانده تیپ نیز بود. او علاوه بر مناصب نظامی، در امور سیاسی نیز به درجه وزیری رسید و در سال ١٣٠٨ و در کابینه هدایت، توانست پست وزارت فوائد عامه را از آن خود کند. بوذرجمهری برخلاف بسیاری از رجال سیاسی و نظامی پهلوی اول‌ که مغضوب رضاشاه واقع شدند، از جمله کسانی بود که تا پایان حکومت پهلوی اول در کنار رضاشاه ماند و همواره یکی از مهره‌های مورد اعتماد رضاشاه بود.

کریم بوذرجمهری تا سال ۱۳۲۰ که حکومت پهلوی اول پابرجا بود، به رضاشاه خدمت کرد. او «در واقعه شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی، مأمور فراری دادن شاه از تهران به اصفهان شد و خود نیز همراه شاه مستعفی به اصفهان گریخت. آخرین خدمت او به شاه دیکتاتور در روز ۸ اردیبهشت سال ۱۳۲۹ خورشیدی بود که جزو هیات مأمور حمل جنازه رضاشاه به ایران شد.» بوذرجمهری، بعد از سقوط پهلوی اول، از ارتش بازنشسته شد. او در سال ۱۳۳۱ در تهران درگذشت. بوذرجمهری در زندگی شخصی، صاحب یک دختر و دو پسر بود که یکی از پسرانش با خواهرزاده همسر رضاشاه وصلت کرده بود. (موسسه مطالعات تاریخ معاصر)
شرح عکس: سرهنگ کریم بوذرجمهری، شهردار تهران، در دفتر کار خود

‌قاب تاریخ ۲
پورشه رالی در نواحی کویر مرکزی ایران، سال ۱۳۴۷؛ در طول سالیان متمادی ایران محل عبور مسیر تعدادی از مسابقات رالی بین‌المللی بوده است. از رالی پکن-پاریس گرفته تا ماراتن لندن-سیدنی و راه ابریشم. ‌ تصویر دیده نشده فوق اما مربوط به یک رالی مهم برای ما ایرانیان است. ماراتن لندن-سیدنی در سال ۱۹۶۸ با شرکت ۹۸ خودرو در مسیری به طول ۱۱۲۰۰ کیلومتر و ۳۱ مرحله برگزار شد. این رالی در طول مسیرش از ۱۱ کشور از جمله ایران عبور کرد. خودروهای مختلف اروپایی در این رالی شرکت کردند که بیشتر آنها در طول ۲۵ روز این مسابقه به خاطر مشکلات فنی و خرابی از گردونه حذف شدند.

در نهایت در مراحل پایانی رقابت اصلی بین هیلمن هانتر، سیتروئن DS و پورشه ۹۱۱ بود که در کمال ناباوری هیلمن هانتر تیم روتس به مقام اول رسید. این یعنی پیکان در یک رقابت بین‌المللی اول شده بود! جالب اینکه خودروهای شرکت‌کننده در این رالی در زمان گذر از ایران سرویس و تعمیر شدند و تیم روتس به خاطر مونتاژ پیکان در ایران، مزیتی نسبی در این بخش داشت و ظاهرا ایران‌ناسیونال کمک‌های قابل‌توجهی به این تیم در بخش ایران این رالی کرد که در موفقیت نهایی هیلمن هانتر نیز تاثیر بسزایی داشت. عکس فوق یک دستگاه پورشه ۹۱۱ را در حال انجام تعمیرات جزئی و تعویض روغن در مناطق کویری ایران نشان می‌دهد. (کلاسیکو پدیا)

‌قاب تاریخ ۳
عواید و مضرات کنسرسیوم؛ عایدات ایران از فروش نفت به‌خارج در سال ۱۹۶۰ متجاوز از ۱۰۰ ملیون لیره شده است. چنانچه از سوءاستفاداتی که شرکت‌های خارجی از این امتیاز می‌کند، صحبت نکنیم و قبول کنیم که عواند نفت همین است که کنسرسیوم قلمداد می‌کند از قراردادی که به توجهات اعلیحضرت همایون شاهنشاه در مجلس هجدهم گذشت ۳۵۰۰ میلیارد ریال در مدت ۳۴ سال به ملت ضرر رسیده است.

شاه در فصل دوازدهم کتاب «مأموریت برای وطنم» از تمدید امتیاز در عهد سلطنت پدر تاجدار خود اظهار و چنین فرموده‌اند: «در این قرارداد مدت امتیاز تا سال ۱۹۹۳ تمدید گردید و این نکته مایه تأسف بود» باز خودشان وسایل کار را طوری ترتیب دادند که قراردادی بدتر از قرارداد «گس - گلشائیان» که مجلس پانزدهم آن را تصویب نکرد تصویب شود و دو سال هم از این نظر که زمان دولت من شرکت سابق از کار افتاد به‌عنوان جریمه ملت به مدت ۳۲ سال اضافه گردد./ محمد مصدق، خاطرات و تألمات دکتر مصدق، به کوشش دکتر ایرج افشار(کافه تاریخ)

‌قاب تاریخ ۴
بریده جراید؛ نهم مرداد ۱۳۵۴ - پس از بازار نعل‌بندها، بازار پالان‌دوزهای تهران هم تعطیل شد؛ سرانجام حاج رجب‌علی، تنها پالان‌دوزی که تا این زمان در برابر قدرت ماشین مقاومت کرده بود، ناچار شد بازار پالان‌دوز‌ها و نعل‌بندهای تهران را ترک کند و به منطقه‌ای در خارج از بازار به سرقبرآقا و صابون‌پزخانه برود. با رفتن حاج رجب‌علی، بازار پالان‌دوزها و نعل‌بند‌های تهران نیز برای همیشه تعطیل شد.بازار پالان‌دوزها، در گذشته یکی از معروف‌ترین مناطق تهران بود و درگذر سید اسمعیل و سه راه گردن کج قرار داشت و اکنون تبدیل به مرکز تجارت مواد خشکبار و خواربار شده است.

بازار نعل‌بندها نیز در ابتدای بازار آهنگرها قرار داشت و سالیان متمادی، همیشه ده‌ها چهارپا برای تعویض نعل‌شان به تیرک‌ها بسته شده بودند‌ اما اکنون جای چهارپایان را اتومبیل‌های گرانقیمت بازرگانان گرفته و این منطقه نیز به‌صورت یکی از مناطق مهم تجاری شهر تهران درآمده است. در حال حاضر تنها مشتری پروپا قرص نعل‌بندها و پالان‌دوزهای تهران، قاطرچی‌های راه امامزاده داوود هستند. /روزنامه اطلاعات - ‌(از صفحه حسن مجیدی)

سایر اخبارکاربران ویژه - اسلایدررا از اینجا دنبال کنید.