روزنامه هفت صبح| تنها يك جمله از محمدحسين كنعانيزادگان - بازيكن پرسپوليس- درباره پاداشهاي جام جهاني لازم بود كه آتش زير خاكستر پاداشهاي غيرمتعادل در ورزش ايران را شعلهور كند. اتفاقي كه دو روز پيش شروع شد و به بحثهاي اينستاگرامي ميان دو تيم كنعانيزادگان و جواد كاظميان به عنوان نماينده فوتباليستها و اميرمحمد يزداني، يونس امامي و اميرحسين زارع در جايگاه نماينده كشتيگيران ادامه پيدا كرد.
ماجرا از كجا شروع شد و حالا به كجا رسيده؟ از پاداش جام جهاني به فوتباليستها كه مجوز واردات يك دستگاه خودروي لوكس بود و حالا به بازخواني پروندههاي قديمي درباره پاداشهاي بزرگ و چشمگير در ورزش رسيده است.
افشاي دو ماجرا با يك جدال اينستاگرامي
کنعانیزادگان دو روز پيش در يك برنامه فوتبالي به همين ماجرا و قيمت خودروهايشان اشارهاي داشت و گفت كه «باشگاه پرسپولیس آنقدر بزرگ است که باید با همین ماشینهای گران به آنجا برویم… یک خودرو رنجروور که مجوز دادند وارد کردیم ۱۰۰ میلیارد تومان میارزد!» يزداني، كشتيگير آزاد كار، در واكنش به گفتههاي كنعانيزادگان نوشت: «خوبهها؛ ببازی جایزه بگیری. در جایی از کره خاکی هستیم که عدالت فقط یک واژه است و معنای خاصی نداره. باز هم خدا را شکر دنبال تیشرت کسی(طعنه به بازی پرسپولیس و النصر) ندویدیم.»
همين جدال كوتاه اينستاگرامي، به دو ماجراي ديگر ختم شد: ماجراي اول افشا شدن تخلف 1500 ميلياردي در واردات خودروهاي لوكس فوتباليستها بود كه دوباره قيمتهاي عجيب اين پاداش را سر زبان انداخت و ماجراي دوم هم به واكنش جواد كاظميان برميگردد. فوتبالیست مطرح دهه هشتاد فوتبالایران.
او در پاسخ به يزداني به پاداشها و امتيازهاي بزرگ ديگري در ورزش ايران اشاره كرد و در استوريهايش خطاب به يزداني نوشت:« شما هم از خيلي رشتهها جلوتر هستين. در ضمن اگه راهو بلد باشي بعد دوران قهرمانيت ميتوني شوراي شهر باشي نماينده مجلس باشي و مجموعههاي ورزشي رو 10 ساله تو مزايده مفت بگيري. مجوز وارد كردن اسب بگيري و باغ هزار ميلياردي داشته باشي.»
اشاره جواد كاظميان مستقيما به كشتيگيراني است كه وارد مجلس و شوراي شهر شدهاند و به عنوان پاداش قهرماني زمين يا امتياز واردات خودرو گرفتهاند. مثل اين چهرهها كه وارد شوراي شهر تهران شدند.
اميررضا خادم، اولين ورزشكار سياستمدار
اميررضا خادم كشتيگير آزادكار و قهرمان سالهاي دور ايران، اولين ورزشكاري است كه وارد سياست شد و سال 82 با ليست آبادگران وارد مجلس شد. پا قدم او براي ورزشكاران ديگر به خصوص كشتيگيران خوب بود و بعد از او چهرههاي ديگري مثل عليرضا دبير، حسين رضازاده، هادی ساعی ، عباس جديدي و برادرش رسول خادم وارد عرصه سیاست شدند. ..
از ميان اين چند نفر هم حسين رضازاده در دوران قهرماني خود پاداشهاي چشمگيري گرفت كه يكي از آنها يك قطعه زمين مسكوني 400 متري در جزيره كيش و 100 سكه طلا و نمايندگي بيمه ايران بود كه از طرف خود بيمه ايران به او اهدا شد.
حميد سوريان و فراري 458 ايتاليايي
كشتيگير بعدي كه پاداش پرسروصدا و كمنظيري گرفت، حميد سوريان بود. نابغه هفت طلایی کشتی فرنگی ایران كه از طرف دولت دهم مجوز واردات سه خودروي خارجي دريافت كرد. دولت دهم در ماههای پایانی کار خود، مجوزی طلایی و با قیمت میلیاردی را به عنوان تشویق به ورزشکاران و مدال آوران المپیک و سایر مسابقات ورزشی داد تا در مقابل مدالی که برای کشور به ارمغان آوردهاند، خودرویی لوکس وارد کنند.
سوريان هم بر اساس مصوبه 16 اسفندماه سال 88 هیات دولت، میتوانست سه خودرو بدون رعايت شرط سال ساخت و داشتن نمايندگي رسمي خدمات پس از فروش در ايران و ضوابط فني واردات خودرو وارد ایران کند كه در نهايت دو دستگاه از آنها وارد كشور شد. يكي از آنها یک دستگاه فراری ۴۵۸ ایتالیا بود كه وارداتش به ايران مثل بمبي در رسانهها منفجر شد و تا مدتها نقل ميشد.
تكواندو و جودو هم آمدند
هادي ساعي هم در گروه ورزشكارهاي مورد اشاره استوري جواد كاظميان بود كه به واسطه سالها ورزش قهرماني (برنده دو طلای المپیک ) دردو دوره از شوراي شهر تهران حضور داشت. او حتي علاقه داشت به كرسي نمايندگي مجلس برسد و در حوزه ورزش سمت مديريتي داشته باشد كه البته در اين تصميم به نتيجهاي نرسيد.
رزميكار بعدي كه پاداش قابل اعتنا و متفاوتي دريافت كرد، آرش ميراسماعيلي است. او در المپيك تابستاني سال 2004 از رويارويي با جودوکار اسرائيلي خودداري كرد و اين اقدامش با تشويق دولت همراه شد. پاداش او معادل 125 هزار دلار بود كه هم در آن دوره و هم در همين سالهاي اخير رقم قابل توجهی است. گفتههايي هم درباره دريافت يك قطعه زمين بابت همين اتفاق شنيده ميشود كه البته هنوز منبعي براي آن نداريم. ميراسماعيلي علاوه بر اينكه نامزد چهارمين دوره شوراي شهر تهران بود، پنج سال هم رياست فدراسيون جودو را در دست داشت و در آخر بركنار شد.
استخدام در وزارت نفت، پاداش قهرماني
امتياز ويژه ديگري كه در ميان كشتيگيرها هم ديده ميشود، استخدام در وزارت نفت است كه سابقه زيادي هم دارد. آخرين كشتيگيري كه نامه درخواست استخدامش منتشر و در نهايت هم با آن موافقت شد، محمدرضا گرايي بود كه در مسابقات كشتي فرنگي المپيك توكيو در وزن 67 كيلوگرم مدال طلا به دست آورد.
گرايي تنها كشتي گير استخدامي وزارت نفت نيست و اين استخدامها با توجه زيرمجموعههاي ورزشي وزارت نفت انجام ميشود و قبل از او چند ورزشكار معروف از رشتههاي ديگر هم همين پاداش را دريافت كردهاند. چهرههای دیگری همچون هادی ساعی، علیرضا دبیر، مهدی سبزعلی، محمد طلایی و … هم پس از افتخار آفرینی در رقابتهای جهانی به نفت آمدند و حقوق بگیر نفت شدند وتعدادی از آنها نیز از وزارت نفت مامور به خدمت در سایر دستگاهها شدهاند.
حسن يزداني، عبدولي و پاداش زمين و دكه شش متري
خبر پاداش ويژه حسن يزداني را عبدولي براي اولين بار مطرح كرد؛ آن هم بابت مقايسه با پاداش خودش.. او گفته بود كه یک دکه شش متری میوهفروشی در اندیمشک به من دادهاند اما شهرداری هر روز سر من منت میگذارد که اگر بهخاطر تو نبود این دکه را جمع میکردیم اما کشتیگیری مثل حسن یزدانی زمین چند هکتاری پاداش گرفت و یک خیر هم سالن ساخت و او الان از آن استفاده میکند.
قهرمانان هانگژو چقدر پاداش گرفتند؟
در مقابل اين چند مصداق قديمي و جديد از امتيازات قهرمانهاي ورزشي، نمونههاي متفاوتي هم وجود دارد. مثل پاداش قهرمانان بازيهاي آسيايي هانگژو. کاروان ایران در بازیهای آسیایی هانگژو در مجموع ۱۳ مدال طلا، ۲۱ نقره و ۲۰ برنز گرفت. وزارت ورزش پاداش مدال طلاي انفرادي اين مسابقات را 900 ميليون تومان، پاداش مدال نقره انفرادي را 500 ميليون تومان و پاداش مدال برنز انفرادي را 250 ميليون تومان محاسبه كرده است. محاسبه ريالي ارزش اين پاداش 27 ميليارد تومان است كه از يك دستگاه خودروي وارداتي فوتباليستها كمتر است.
شنيدههاي ثابت نشده
در ميان شنيدههاي ثابت نشده درباره پاداشها و امتيازهاي ورزشكاران، ماجراي مبهمي درباره امتياز يك پيست اسبسواري در تهران وجود دارد كه به ورزشكاري سرشناس اهدا شده است.یک قهرمان رزمی کار . زمزمه هایی درباره بنای چند میلیاردی یک حسینیه در خیابان الف ولنجک است که به یک کشتی گیر مشهور اهدا شده و خب درباره اش مطمئن نیستیم و یا تسهیلات فراهم شده برای مجموعه ورزشی یک کشتی گیر سنگین وزن در شرق تهران . خلاصه خواستیم بگوییم این مجادله سابقه ای تاریخی دارد . اگر فوتبالیست ها درآمدهای کلان مستقیم دارند قهرمانان ورزش های انفرادی هم از رانت های متعددی برخوردار می شوند که کار مقایسه را سخت می کند.



