روزنامه هفت صبح| اصلا احتیاج نیست توضیح دهيم در این روزهایی که گرما، تیر میکشد از تن تابستان؛ داغترین سوژه روز ماجرای بدحجابی و توقیف خودرو و چه و چه است. این ماجرایی که خواهید خواند تجربه یکی از مخاطبان هفت صبح درباره توقیف خودرواش و اتفاقاتی است که برایش رخ داده است.
چندی قبل پیامکهای بدحجابی پشتسر همدیگر ارسال شد و در یک بازه زمانی کوتاه پیامک توقیف سیستمی به توقیف فیزیکی تبدیل شد. نگارنده هم سریع به 197 اعلام شکایت کرد که خب یک مستندی دست من بدهید که چه کردهام. خلاصه پیامکها قطع شد و نگارنده خوشخیال هم فکر کرد شکایتش نتیجه داشته است. تا اینکه چهارشنبه هفته قبل یک عمل جراحی داشتم و اتفاقا ماشینم یک امویام مدل پایین کوچک، هم حسابی خراب بود و قبل از عمل برای فروش آگهیاش کرده بودم و یک مشتری خوب هم پیدا شده بود.
محاسبه کردم چهارشنبه عمل کرده و یکشنبه هفته بعدش میروم محضر و خلاص! تا اینکه صبح شنبه جلوی بیمارستان متوجه شدم چه نشستهای که خودرو حکم توقیف دارد و اصلا محضر که هیچ باید خودرو برود بستری شود! با همان حال نزار بعد از عمل، خودم را به پلیس امنیت اخلاقی واقع در کوی نصر رساندم و حالا بماند چطوری خودم را با همان رنگ پریده و چشمان گود رفته و ترس از اینکه یک نفر در بین شلوغی جلوی در به شکمم بکوبد، داخل فرستادم.
خلاصه پرسانپرسان رفتم پيش سرهنگ و توضیح دادم ماجرا به این شکل است و فکر نمیکردم توقیفی وجود دارد و فکر کردم شکایتم کارگر بوده است و… بالاخره نشد آنچه باید بشود و گفتند شما همین حالا خودت برو ماشین را توقیف کن. کجا؟ در یکی از پارکینگهایی که اسم و آدرسش را پرینت کرده و جلوی در چسباندهایم.
لنگانلنگان آمدم جلوی در و از بین آدمها عبور کردم و از پرینتها عکس گرفتم و اسنپ گرفته و رفتم که ماشین را بردارم و خودم را توقیف کنم. پارکینگ نزدیک در خیابان حافظ جا نداشت و گفتند شرمنده خانم پر است! مقصد بعدی پارکینگی حوالی میدان قزوین بود. خلاصه تلفنش که جواب نمیداد و آدرس هم آنچه در پرینت نوشته بود نبود ولی بههرحال پرسانپرسان پارکینگ طبقاتی را پیدا کردیم.
هرچه طبقات را بالاتر میرفتیم خبری نبود تا اینکه در طبقه آخر یک نگهبان گفت بفرمایید و یک بنر هم زده بودند جهت خودروهایی که برای بدحجابی توقیف خواهند شد. نگهبان همان ابتدا حساب کرد و گفت خب شبی 120 هزار تومان و شما فعلا برای سه شب 360 هزار تومان کارت بکش و هی در سرم صدای جناب سرهنگ میپیچید که به یک خانم دیگر گفته بود نباید برای پارکینگ از شما پول بگیرند!
خلاصه گفتم حتما روال کار همین است. نگهبان برگهها را داد و پول را گرفت و قبض پرداخت پول هم نداد و گفت فقط یک رسید داریم! ما هم سرخوش برگشتیم که خب ماشینمان را توقیف کردیم. چند روز بعد طبق وعده البته که با همان حال نزار راهی پلیس امنیت اخلاقی شدم تا برای ترخیص ماشین اقدام کنم. اول وقت رفتم و امضاها را گرفتم و برای ثبت امضا که رفتم، خانم متصدی باجه آبیخ روی سرم ریخت که شماره سریال پارکینگ شما را آن پارکینگ ثبت نکرده!
بعد فهمیدم که بله باید ثبت میکرد و پیامکش هم میآمد یعنی بازی از اول! خانم كه رنگ و روی پریدهام را دید گفت به باجه هشت به رئیس بگو! رفتم و گفتم ماجرا از این قرار است جلوی در هم رفتم به پارکینگ زنگ زدم اصلا شمارههایش جواب نمیدهد. خب رئیس هم گفت به ما مربوط نیست به پارکینگ بروید. هرچقدر گفتم مگر پارکینگها زیر نظر اینجا نیستند چرا که نامشان در پرینت چسبانده شده جلوی در است. اما فایده نداشت.
دوباره اسنپ گرفته از کوی نصر راهی میدان قزوین شدم و ناگهان در اسنپ چشمم به پشت برگه و شماره بازرسی پارکینگها افتاد و تیری در تاریکی انداختم. تماس گرفتم. باورم نمیشد! پاسخ دادند و گفتند خانم این پارکینگ جمع شده و اصلا مجوز تحویل خودروهای پلیس امنیت را ندارد و از آن بدتر چرا از شما پول گرفته! همان زمان هم به همکارش گفت که بله این پارکینگ باز هم شکایت دارد. بعد گفت شما فردا صبح بیایید بازرسی شکایت ثبت کنید و من هم دیگر بغضم شکست که آقا من میخواهم ماشین را بفروشم، اسیرم و نمیشود.
خلاصه آدرس دادند همین الان بیا انتهای اتوبان فتح و بعد از شیر پاستوریزه! وسط اتوبان و حوالی میدان توحید پیاده شده و دوباره اسنپ گرفته به سمت شیر پاستوریزه و اتوبان فتح و بازرسی. آنجا بهترین جای این چند روز بود. باورم نمیشد چقدر خوب برخورد کردند. اعلام کردند سه پارکینگ متخلف هم پول گرفتهاند هم ماشینها را ثبت سریال نکردهاند و هم مجوز نداشتهاند.
یکی از آن پارکینگها شانس من همین پارکینگ میدان قزوین بود. خلاصه آقایان بازرسی سنگتمام گذاشتند و سریال ماشین را ثبت کردند. به پارکینگ متخلف هم دستور جمع كردن دادند و خب چه شد؟ گفتند ماشینهایی که آنجا توقیف شده باید به پارکینگ دیگری در شهرری با جرثقیل فرستاده شود.
دودستی زدم در سرم که آقا نه! یعنی حالا باید بروم شهرری! خلاصه یک ساعت وقت دادند سریع برگه را به پلیس امنیت رسانده بعد پلیس بهعلاوه 10و سپس بروم پارکینگ تا ماشینم را نبردهاندبه سمت شهرری، آن را تحویل بگیرم. حالا بماند پارکینگ متخلف بهجای شبی 9 هزار تومان که روی هم نهایتا 20 هزار تومان میشد، 360 هزار تومان از من پول گرفته بود. تقریبا 15 برابر قیمت!
خلاصه با اسنپ از اتوبان فتح به پلیس امنیت رفتم. آنجا شانس آوردم که برگه ثبت شد و خانم متصدی باجه واقعا کمک کرد که جناب سرهنگ بهجای ساعت 12، ساعت 2 اقدام به امضای ترخیص نکند. اما پلیس بهعلاوه10 سر کوی نصر که باید کارهای ترخیص را میکرد، بلند اعلام کرد که سیستمهای ترخیص بهصورت سراسری قطع و وصل میشود و امروز بروید!
نیم ساعت التماس هم بیفایده بود. اما پلیس بهعلاوه10 خیابان فاطمی سنگتمام گذاشت و خانم متصدی که ماجرا را فهمید هرطور بود ترخیص ماشین را ثبت کرد و روانه پارکینگ در میدان قزوین شدیم. اما داستان تمام نشد. حالا نگهبان و متصدی پارکینگ از شکایت ما به بازرسی، خون بهدل بودند.
در نتیجه سوئیچ را نمیدادند و هی بهانه میآوردند. یکهو غیب شدند. بنر را هم جمع کرده بودند. تا اینکه باز بازرسی با تلفنهای مکرر توانست سوئیچ را از آنها بگیرد و قول دادند که پول را هم برگردانند که خب فعلا خبری از پول نشده اما امیدوارم… اما میدانید متصدی پارکینگ باز هم نمیخواست تیک ترخیص را بزند و اگر زرنگی ما نبود باز هم در محضر فروش خودرو متوجه میشدیم که بله پارکینگ یکتنه برایمان داستان درست کرده و چه بد که در این اوضاع که گرما، تیر میکشد از تن تابستان بايد از آب گلآلود هم ماهی بگیریم.



